babok چیست
در دنیای امروز، تحلیل کسب و کار یکی از ارکان حیاتی برای موفقیت هر سازمانی است. به ویژه در دنیای پیچیده و پرچالش کسب و کارهای امروزی، داشتن ابزاری مناسب برای شناسایی مشکلات و طراحی راهحلهای مؤثر امری ضروری است. یکی از استانداردهای معتبر و شناخته شده در این زمینه، BABOK (Business Analysis Body of Knowledge) است که به تحلیلگران کسب و کار کمک میکند تا به طور سیستماتیک نیازها را شناسایی کرده و فرآیندهای بهینهای را برای سازمانها طراحی کنند.
اما فقط استفاده از این استاندارد کافی نیست. به عنوان یک تحلیلگر کسب و کار، لازم است که ابزارهایی قدرتمند را در کنار BABOK به کار گیرید تا به نتایج مطلوب دست یابید. شاخصهای کلیدی عملکرد (KPI) یکی از این ابزارهای مؤثر است که میتواند به شما کمک کند تا عملکرد سازمان را اندازهگیری کرده و بر اساس آن تصمیمات استراتژیک بگیرید.
در این مقاله، به بررسی نحوه ترکیب BABOK و KPI در تحلیل کسب و کار خواهیم پرداخت و خواهیم دید که چگونه این دو ابزار میتوانند به شما کمک کنند تا در مسیر بهبود عملکرد سازمان گام بردارید. این راهنما نه تنها به تحلیلگران کسب و کار بلکه به مدیران و رهبران سازمانی نیز کمک خواهد کرد تا با دیدی دقیقتر و اطلاعاتی قویتر، بهترین تصمیمات را اتخاذ کنند
babok چیست
راهنمای BABOK یا Business Analysis Body of Knowledge یکی از استانداردهای جهانی در حوزه تحلیل کسبوکار است که توسط موسسه بینالمللی تحلیل کسبوکار (IIBA) تدوین شده است. این استاندارد جامع، مدیران و تحلیلگران را در شناسایی مشکلات، یافتن راهحلهای مناسب، و انتخاب بهترین گزینه برای دستیابی به اهداف سازمانی یاری میدهد. هدف اصلی BABOK ایجاد درک مشترک از وضعیت سازمان بین تمامی ذینفعان است.
راهنمای BABOK نهتنها به تعریف وظایف تحلیلگر کسبوکار میپردازد، بلکه مهارتها و دانشهای موردنیاز این حرفه را نیز تشریح میکند. این چارچوب، حوزههای دانشی، تکنیکها، و شایستگیهای کلیدی را برای تحلیل کسبوکار به شکلی ساختاریافته ارائه میدهد. با استفاده از این استاندارد، سازمانها میتوانند فرآیندهای تحلیلی خود را بهبود بخشیده و به نتایج کارآمدتری دست یابند. BABOK بهعنوان یک منبع معتبر و حرفهای در مدیریت نیازمندیها و تحلیل کسبوکار شناخته میشود و پیوسته با تحولات جدید در این حوزه بهروزرسانی میگردد.
تاریخچه BABOK
راهنمای BABOK برای اولین بار در اکتبر سال 2005 توسط موسسه بینالمللی تحلیل کسبوکار (IIBA) بهصورت پیشنویس با عنوان نسخه 1.4 منتشر شد. هدف از این پیشنویس، مشاوره با جامعه گسترده تحلیلگران کسبوکار و مدیران پروژه برای مستندسازی و استانداردسازی روشهای مورد پذیرش در حوزه تحلیل کسبوکار بود.
اولین نسخه رسمی این راهنما، نسخه 1.6، در ژوئن 2006 منتشر شد. این نسخه بهعنوان اولین استاندارد جامع در تحلیل کسبوکار شناخته شد و راه را برای تکامل بیشتر BABOK هموار کرد. نسخه 2.0 در 31 مارس 2009 ارائه شد و با بازنگریهای گسترده، مفاهیم و تکنیکهای جدیدی را به این چارچوب افزود. آخرین نسخه تاکنون، نسخه 3، در آوریل 2015 منتشر شده است که تحولات بیشتری را در زمینه تحلیل کسبوکار منعکس میکند و بهعنوان یکی از معتبرترین منابع در این حوزه شناخته میشود.
هدف BABOK
راهنمای BABOK با هدف تعریف حرفه تحلیل کسبوکار و ارائه مجموعهای از اقدامات استاندارد و پذیرفتهشده تدوین شده است. این راهنما به متخصصان کمک میکند تا مهارتها و تواناییهای لازم برای انجام موثر وظایف تحلیل کسبوکار را شناسایی و تقویت کنند. همچنین، برای مدیران و کارفرمایانی که با تحلیلگران کسبوکار همکاری میکنند یا قصد استخدام آنها را دارند، درک دقیقتری از مهارتها و دانش مورد انتظار فراهم میآورد.
تحلیل کسبوکار، حرفهای چندبعدی است که در آن تحلیلگران بر اساس سطح بلوغ سازمان، از مجموعهای متنوع از صلاحیتها، دانشها، مهارتها و نگرشها بهره میبرند. راهنمای BABOK بهعنوان یک چارچوب مشترک، دیدگاههای مختلف را یکپارچه میکند و وظایف تحلیل کسبوکار را برای ارزیابی دقیق نیازمندیها و تغییرات سازمانی توصیف مینماید. این استاندارد نهتنها فرآیند تحلیل را ساختاریافتهتر میکند، بلکه به سازمانها کمک میکند تغییرات ضروری را شناسایی و بهطور صحیح اجرا کنند.
ساختار راهنمای BABOK
راهنمای BABOK یا بدنه دانشی تحلیل کسبوکار، از ۶ حوزه دانشی و ۳۰ فعالیت کلیدی تشکیل شده است که چارچوب تحلیل کسبوکار را در سازمانها به شکلی جامع پوشش میدهد. یکی از مزایای مهم BABOK قابلیت تطبیقپذیری آن با صنایع و پروژههای مختلف است، بهگونهای که میتوان از آن در طیف گستردهای از فعالیتهای تجاری بهره گرفت.
محتوای اصلی این راهنما، وظایف تحلیل کسبوکار را در قالب حوزههای دانش سازماندهی کرده است. هر حوزه دانش، مجموعهای از وظایف مرتبط را شامل میشود که بر اساس منطق و هدف مشترک به هم پیوند خوردهاند. این وظایف، فعالیتهای خاصی را توصیف میکنند که برای دستیابی به اهداف آن حوزه دانشی ضروری هستند.
این ساختار منسجم به تحلیلگران کسبوکار کمک میکند تا وظایف خود را به شیوهای نظاممند و مؤثر انجام دهند و نیازهای سازمان را با دقت بیشتری شناسایی و تحلیل کنند. راهنمای BABOK بهعنوان یک ابزار استاندارد، مسیر روشنی برای تجزیهوتحلیل کسبوکار در محیطهای پیچیده و پویای سازمانی فراهم میکند.
ساختار استاندارد BABOK: راهنمای جامع برای تحلیل کسب و کار
استاندارد BABOK (Business Analysis Body of Knowledge) بهعنوان یکی از معتبرترین چارچوبهای تحلیل کسبوکار شناخته میشود که برای سازمانها و تحلیلگران کسبوکار، نقشهای جامع و کاربردی فراهم میآورد. این استاندارد شامل فصول، حوزههای دانش، و مفاهیم کلیدی است که با هدف تسهیل فرایند تحلیل کسبوکار طراحی شدهاند. در ادامه، به بررسی دقیق این ساختار میپردازیم.
فصول اصلی استاندارد BABOK
استاندارد BABOK بهعنوان یک راهنمای جامع برای تحلیل کسبوکار، تمام جنبههای موردنیاز تحلیلگران و سازمانها را پوشش میدهد. با ساختاردهی دقیق در قالب فصول، بخشها، و حوزههای دانش، این استاندارد به تحلیلگران کمک میکند تا فرآیندهای کسبوکار را بهینه کرده و نیازهای سازمانی را به بهترین شکل ممکن برآورده کنند.. استاندارد BABOK شامل پنج فصل اصلی است که هرکدام به یک جنبه کلیدی از تحلیل کسبوکار میپردازند:
تعریف و توصیف دامنه تحلیل کسبوکار
- توصیف مفاهیم اساسی تحلیل کسبوکار.
- تعریف نیازمندیها، فرایندهای کسبوکار، و موضوعات مرتبط.
- فراهمکردن درک مشترک از چارچوب کاری.
تجزیه و تحلیل کسبوکار
- مراحل مختلف تحلیل کسبوکار.
- استفاده از روشهای تحلیل دادهها و مدلسازی فرایندها.
- شناسایی و مستندسازی نیازمندیهای کسبوکار.
برنامهریزی و نظارت بر تجزیه و تحلیل کسبوکار
- مدیریت پروژههای تحلیل کسبوکار.
- طراحی برنامههای تجزیه و تحلیل و نظارت بر کیفیت خروجیها.
ارتباط با مشتریان و دسترسی به اطلاعات
- مدیریت ارتباط با ذینفعان.
- تحلیل اطلاعات و مدیریت دادهها.
تکنیکهای تحلیل کسبوکار
- بررسی تکنیکهایی همچون تحلیل سیستم، تحلیل مسیر، و تحلیل کنشها.
- ارائه ابزارهای عملی برای تحلیلگران.
سه بخش اصلی BABOK
- تعریف:
این بخش تمامی مفاهیم پایه تحلیل کسبوکار را شرح میدهد.- شامل اهداف، مدلسازی فرایندها، و تعاریف مرتبط است.
- تکنیکها:
به معرفی روشها و ابزارهای مختلف تحلیل میپردازد، از جمله:- تحلیل سیستم
- تحلیل اطلاعات
- تحلیل ریسک
- فرایندها:
مراحل اصلی انجام تحلیل کسبوکار را توضیح میدهد، از جمله:- تعریف نیازمندیها
- طراحی سیستم
- ارزیابی و تست نیازمندیها
متن سربرگ خود را وارد کنید
شش حوزه دانش در BABOK
استاندارد BABOK شامل شش حوزه دانش است که وظایف و تکنیکهای موردنیاز در تحلیل کسبوکار را شرح میدهد:
- برنامهریزی و نظارت بر تجزیه و تحلیل کسبوکار
- سازماندهی و هماهنگی فعالیتهای تحلیل.
- تعریف معیارهای عملکردی برای ارزیابی فعالیتها.
- ایجاد ارتباط موثر بین تحلیلگران و ذینفعان.
- استنباط و همکاری
- آمادهسازی و هدایت فعالیتهای جمعآوری اطلاعات.
- ارتباط مداوم با ذینفعان در طی فرایند تحلیل.
- مدیریت چرخه حیات الزامات
- هدایت الزامات و اطلاعات طراحی از ابتدا تا بازنشستگی.
- ارزیابی تغییرات پیشنهادی برای الزامات و طراحیها.
- تجزیه و تحلیل استراتژی
- شناسایی نیازهای استراتژیک یا تاکتیکی سازمان.
- هماهنگی استراتژیها در سطوح مختلف سازمان.
- تجزیه و تحلیل الزامات و تعریف طراحی
- ساختاردهی و سازماندهی نیازمندیها.
- شناسایی و مدلسازی گزینههای راهحل.
- تخمین ارزش بالقوه برای هر راهکار.
- ارزیابی راهکارها
- ارزیابی عملکرد راهحلهای پیادهسازیشده.
- شناسایی موانع و پیشنهاد رفع محدودیتها.
قالب وظایف در BABOK
هر وظیفه در استاندارد BABOK با قالب مشخصی ارائه شده است:
- هدف: بیان چرایی انجام وظیفه.
- شرح: توضیح کامل وظیفه.
- ورودیها: اطلاعات و منابع اولیه موردنیاز.
- عناصر: اجزای اصلی وظیفه.
- راهنماها و ابزارها: منابع و تکنیکهای پشتیبان.
- تکنیکها: روشهای پیشنهادی برای انجام وظیفه.
- ذینفعان: افراد یا گروههای مرتبط.
- خروجیها: نتایج و مستندات حاصل از انجام وظیفه.
مدل BACCM: مفاهیم کلیدی تحلیل کسبوکار
مدل مفاهیم اصلی تحلیل کسبوکار (BACCM) پایه و اساس BABOK را تشکیل میدهد و شش مفهوم کلیدی را معرفی میکند:
- تغییر: مدیریت تغییرات برای بهبود فرآیندها.
- نیازمندیها: شناسایی و مستندسازی خواستهها و نیازهای کسبوکار.
- ذینفعان: شناخت نقشها و انتظارات افراد مرتبط.
- ارزش: اندازهگیری و ارائه ارزش به سازمان.
- زمینه: درک محیط کسبوکار و ارتباط آن با تحلیل.
- راهکارها: توسعه و پیادهسازی پیشنهادات برای رفع نیازها.
کتاب BABOK ( Business Analysis Body of Knowledge)
کتاب BABOK (مخفف Business Analysis Body of Knowledge) یکی از منابع معتبر و اساسی در حوزه تحلیل کسبوکار است که توسط موسسه IIBA منتشر شده است. این کتاب در سال ۲۰۱۵ بهروزرسانی شده و راهنمایی جامع برای تحلیلگران کسبوکار به شمار میآید. از این منبع نه تنها برای ارتقاء مهارتهای حرفهای استفاده میشود، بلکه منبع اصلی برای آمادگی جهت شرکت در آزمونهای بینالمللی IIBA نیز هست.
ساختار این کتاب بر شش حوزه دانشی استوار است و در مجموع شامل ۳۰ وظیفه (تسک) میباشد. در کنار این وظایف، ۵۰ تکنیک کاربردی نیز معرفی شده است که تحلیلگران میتوانند از آنها برای اجرای این وظایف استفاده کنند. حوزههای دانشی و تکنیکهای ارائه شده در این کتاب، چارچوبی استاندارد برای تحلیل و حل مسائل کسبوکار فراهم میکنند.
این کتاب برای متقاضیان آزمونهای IIBA در سطوح ECBA، CCBA و CBAP منبع اصلی محسوب میشود و بهطور مفصل به شرح وظایف، تکنیکها و کاربردهای هر حوزه دانشی میپردازد.
کتاب فارسی تحلیل کسبوکار
کتاب فارسی تحلیل کسبوکار با هدف ارائه منبعی خلاصه و کاربردی بر اساس راهنمای بینالمللی BABOK تألیف شده است. این کتاب حاصل تجربه صدها ساعت آموزش و مشاوره در بزرگترین سازمانهای کشور و مطالعه منابع معتبر بینالمللی است. ضمن پوشش نکات کلیدی BABOK، توضیحاتی برای استفاده عملی از تحلیل کسبوکار و تکنیکهای منتخب ارائه میدهد. مخاطبان این کتاب شامل علاقهمندان به تحلیل کسبوکار، مدیران، استارتاپها، دانشجویان و فارغالتحصیلان رشتههای مرتبط هستند. سرفصلهای کتاب به موضوعاتی نظیر مفاهیم کلیدی، برنامهریزی، مدیریت نیازمندیها، تحلیل استراتژی و ارزیابی راهکار میپردازد و شامل نمونه سؤالات آزمونهای بینالمللی نیز هست.
تحلیلگری حرفهای کسبوکار با استاندارد BABOK
استاندارد BABOK برای تحلیلگر کسبوکار نقشی کلیدی و چندوجهی تعریف میکند که شامل شناسایی نیازمندیها، حل مسائل، و ارائه راهکارهای بهینه برای تحقق اهداف سازمان است. تحلیلگر کسبوکار در این چارچوب وظیفه دارد تغییراتی را شناسایی و تحلیل کند که ارزش افزودهای برای سازمان ایجاد میکنند. این نقش به دلیل تأثیرپذیری از تغییرات فناوری و روندهای بازار، پویا بوده و از پتانسیل رشد شغلی بالایی برخوردار است. براساس پیشبینی اداره آمار آمریکا، فرصتهای شغلی تحلیلگران کسبوکار تا سال ۲۰۲۸ با رشد ۱۴ درصدی مواجه خواهد شد، چرا که در آینده بسیاری از مشاغل تحت تأثیر هوش مصنوعی حذف میشوند، اما تحلیل کسبوکار به دلیل ارتباط نزدیک با تصمیمگیریهای استراتژیک همچنان پررونق خواهد بود.
برای تبدیل شدن به یک تحلیلگر کسبوکار حرفهای، استاندارد BABOK دو بُعد اصلی را توصیه میکند: دانش تحلیل کسبوکار و شایستگیهای محوری. شایستگیهای محوری که در فصل نهم این استاندارد آمده است، شامل مهارتهایی نظیر تفکر تحلیلی، حل مسئله، دانش کسبوکار، مهارتهای ارتباطی و تعامل، و آشنایی با ابزارهای فناوری است. این شایستگیها به تحلیلگر کمک میکنند تا مسائل و فرصتها را بهطور اثربخش شناسایی کرده و تغییرات ارزشآفرین را تعیین کند. نکته مهم این است که این مهارتها تنها به تحلیل کسبوکار محدود نمیشوند و میتوانند در دیگر حوزهها نیز کاربرد داشته باشند، بنابراین یادگیری آنها حتی پیش از آشنایی با مفاهیم تحلیل کسبوکار میتواند مفید باشد.
مدارک بینالمللی تحلیل کسبوکار BABOK
موسسه بینالمللی تحلیل کسبوکار (IIBA) مدارک حرفهای تحلیل کسبوکار را در سه سطح مختلف ارائه میدهد که براساس تجربه کاری و حرفهای افراد طبقهبندی شدهاند. این مدارک شامل ECBA (مبتدی)، CCBA (متوسط) و CBAP (پیشرفته) است. جالب توجه اینکه، دریافت مدرک بالاتر نیازی به داشتن مدارک قبلی ندارد و متقاضیان میتوانند مستقیماً برای مدارک سطح بالاتر اقدام کنند.
تحلیل کسبوکار بر اساس استاندارد BABOK
استاندارد BABOK فرآیند تحلیل کسبوکار را به عنوان شناسایی نیازهای سازمان و ارائه راهحلهایی برای حل مشکلات و دستیابی به اهداف استراتژیک تعریف میکند. این استاندارد بر اهمیت برقراری ارتباط میان ذینفعان تأکید دارد تا ساختارها، سیاستها و عملیات سازمانی به درستی درک شوند. تحلیلگر کسبوکار بر اساس چارچوب BABOK وظیفه دارد نیازهای واقعی گروههای ذینفع را شناسایی کرده و از خواستههای سطحی فراتر رود. این نقش به تسهیل روابط بین واحدهای سازمانی کمک میکند و معمولاً با استفاده از فناوری اطلاعات به تعیین نیازها و ارائه راهحلها میپردازد.
بر اساس BABOK، نقش تحلیلگر کسبوکار محدود به یک عنوان شغلی خاص نیست؛ بلکه افرادی در سازمان مانند تحلیلگران فرآیند، مدیران تولید، مهندسان، مشاوران و مدیران کنترل پروژه نیز ممکن است در این چارچوب فعالیت کنند. این استاندارد، مسئولیت این افراد را در محدوده شناسایی و ارائه راهحل نگه میدارد و اجرای آنها را بر عهده سایر بخشها میگذارد. از این منظر، تحلیلگر کسبوکار به عنوان پلی میان ذینفعان و واحدهای مختلف سازمان عمل کرده و با ایجاد هماهنگی، پروژهها و فعالیتهای مورد نیاز برای تحقق اهداف استراتژیک را تعریف میکند.
استفاده از شاخصهای کلیدی عملکرد (KPI) در تحلیل کسب و کار
بررسی یک نمونه: بهبود عملکرد در یک سازمان با استفاده از استاندارد BABOK و شاخصهای کلیدی عملکرد (KPI)
زمینه مطالعه: در یک سازمان خدمات مالی بزرگ که به ارائه مشاورههای مالی و سرمایهگذاری به مشتریان میپردازد، مدیران سازمان با چالشهایی در زمینه بهبود تجربه مشتری، افزایش بهرهوری داخلی و ارزیابی دقیق از عملکرد خدمات روبهرو بودند. این مشکلات موجب کاهش رضایت مشتریان و عدم دستیابی به اهداف استراتژیک شده بود. به منظور بهبود عملکرد، تحلیلگر کسب و کار با استفاده از استاندارد BABOK و KPIها به کمک سازمان آمد.
فرآیند تحلیل: تحلیلگر کسب و کار ابتدا با بررسی استاندارد BABOK، شروع به شناسایی نیازها و مشکلات اصلی سازمان کرد. با استفاده از تکنیکهای مختلف BABOK، مانند تحلیل نیازمندیها و استخراج فرآیندهای کسب و کار، او توانست به طور دقیقتری نقاط ضعف موجود در خدمات مشتری را شناسایی کند. در این فرآیند، تحلیلگر با جمعآوری اطلاعات از ذینفعان مختلف، از جمله تیمهای فروش، خدمات مشتری و IT، توانست نیازهای واقعی را استخراج کند.
پس از شناسایی نیازها، تحلیلگر برای تعیین عملکردهای کلیدی که به بهبود عملکرد سازمان کمک میکنند، از KPIها استفاده کرد. برای این منظور، KPIهایی همچون “نرخ رضایت مشتری”، “زمان پاسخدهی به درخواستهای مشتری” و “حجم معاملات مالی” انتخاب شدند. این شاخصها بهطور مستقیم به اهداف استراتژیک سازمان مرتبط بودند و امکان پیگیری دقیق عملکرد را فراهم میآوردند.
نتایج: با استفاده از تکنیکهای BABOK و شاخصهای کلیدی عملکرد، تحلیلگر کسب و کار توانست تعدادی تغییرات اساسی در فرآیندهای کاری و خدمات مشتری سازمان ایجاد کند. یکی از اقدامات مهم، پیادهسازی یک سیستم جدید برای ردیابی و پاسخدهی به درخواستهای مشتری بود که زمان پاسخدهی را 30 درصد کاهش داد و نرخ رضایت مشتری را از 75% به 90% افزایش داد.
علاوه بر این، با تجزیه و تحلیل عملکرد تیمهای مختلف از طریق KPIها، توانستند مشکلات داخلی در مدیریت منابع را شناسایی کرده و یک سیستم مدیریت پروژه جدید را معرفی کردند که باعث افزایش بهرهوری 20 درصدی در تیمهای مختلف شد.
نتیجهگیری: با استفاده از استاندارد BABOK و KPIها، تحلیلگر کسب و کار توانست با دقت به نیازهای سازمان پرداخته و بهبودهای قابل توجهی در عملکرد داخلی و تجربه مشتری ایجاد کند. این کیس استادی نشان میدهد که ترکیب تکنیکهای تحلیل کسب و کار و شاخصهای کلیدی عملکرد، میتواند در بهبود فرآیندها و دستیابی به اهداف استراتژیک سازمان مؤثر باشد.
در انتهای مقاله، راهنمای جامع و کاربردی KPI را برای شما آماده کردهایم تا بتوانید به صورت عملی این ابزار را در سازمان خود پیادهسازی کنید. این راهنما نه تنها به تحلیلگران کسب و کار بلکه به مدیران و رهبران سازمانی نیز کمک خواهد کرد تا با دیدی دقیقتر و اطلاعاتی قویتر، بهترین تصمیمات را اتخاذ کنند. پس با ما همراه باشید تا دنیای گسترده و ارزشمند تحلیل کسب و کار را از زاویهای جدید کشف کنید.
شاخص های کلیدی عملکرد برای مدیران
نرخ Cross-Sell
بازاریابی
ارزش کل انبار
لجستیک
زمان استخدام (Time to Hire)
منابع انسانی
شاخص FTQ
کنترل کیفیت
نرخ شکایت مشتریان
کنترل کیفیت
شاخص Time to Market
تحقیق و توسعه
شکایات باز کارکنان
منابع انسانی
میانگین ارزش سفارش (AOV)
بازاریابی
سهم بازار
بازاریابی
شاخص واریانس پروژه
مدیریت پروژه
شاخص وفاداری کارکنان
منابع انسانی
شاخص تحویل به موقع (OTD)
لجستیک
نرخ ماندگاری نیروی انسانی
منابع انسانی
شاخص بازگشت کالا
تولید و عملیات
درصد هزینه تحقیق و توسعه
تحقیق و توسعه
بازگشت سرمایه نیرو
منابع انسانی
شاخص برآورد تا اتمام پروژه (ETC)
مدیریت پروژه
نرخ جابجایی شغلی کارکنان
منابع انسانی
شاخص دقت موجودی
لجستیک
نرخ Upsell
بازاریابی
ارزش طول عمر مشتری (CLV)
بازاریابی
زمان تکت (Takt Time)
تولید و عملیات
نسبت جذب نیرو (Time to Fill)
منابع انسانی
گردش کالای در جریان ساخت
تولید و عملیات
نرخ غیبت
منابع انسانی
زمان رسیدن به بهرهوری
منابع انسانی
هزینه استخدام (Cost per Hire)
منابع انسانی
میانگین زمان چرخه فروش
بازاریابی
درصد بهره برداری از منابع
مدیریت پروژه
بازگشت هزینه تبلیغات (ROAS)
بازاریابی
نرخ دوبارهکاری (Rework)
تولید و عملیات
بازگشت سرمایه (ROI)
مالی
نسبت صف به ستاد
منابع انسانی
نرخ ارتقاء شغلی
منابع انسانی
تعداد محصولات جدید
تحقیق و توسعه