حل مسئله چیست ؟ راهنمای جامع تکنیک های حل مسئله

حل مسئله چیست ؟  راهنمای جامع تکنیک های حل مسئله

در این مقاله به بررسی موضوع مسئله و حل مسئله در مدیریت می پردازیم. از آنجا که محتوای این مقاله دستچین شده از منابع معتبر مدیریتی است، هر بخش آن رویکردی متفاوت در این موضوع را ارائه می کند و این شانس  را در اختیار شما قرار می دهد تا مسئله و موضوع خود را از مناظر مختلف مورد بررسی قرار دهید.

تعریف مسئله

در مدیریت، اصطلاح ” Problem = مسئله (مساله) یا مشکل ” به هر موقعیت یا شرایطی اطلاق می شود که از آنچه در سازمان مورد نظر یا مورد انتظار است منحرف شود. (اگر فرد آکادمیکی هستید و از این که ما مشکل و مساله را معادل با یکدیگر و برابر با Problem در نظر گرفته‌ایم، تشتکتان پریده است، صمیمانه از شما عذرخواهی می‌کنیم). این مسائل و مشکلات می تواند در حوزه های مختلفی مانند عملیات، مالی، منابع انسانی، بازاریابی یا استراتژی ایجاد شود.

نمونه شرایطی که در آن به حل مساله نیاز داریم:

  1. کاهش درآمد فروش با وجود افزایش تلاش های بازاریابی.
  2. نرخ بالای جابجایی کارکنان در یک بخش سازمان.
  3. تأخیر در ارائه خدمات به ارباب رجوع.
  4. شکایت مشتری در مورد کیفیت محصول یا ارائه خدمات.
  5. کانال های ارتباطی ناکارآمد مانع همکاری بین اعضای تیم.
  6. بیش از حد بودجه در یک پروژه به دلیل مدیریت ضعیف هزینه.
  7. عدم همسویی بین اهداف سازمانی و اهداف فردی کارکنان.
  8. مقاومت در برابر تغییر در بین کارکنان در طول یک ابتکار بازسازی یا بهبود فرآیند.
  9. مسائل مربوط به انطباق با مقررات یا استانداردهای صنعت.
  10. ناهماهنگی استراتژیک با روند بازار یا فشارهای رقابتی.

یکی از مواردی که در تعريف فوق باید توجه داشت آن است که یک مسئله دربردارنده دو بعد عینی و ذهنی است و آنچه نیاز به تغییر را ایجاد می کند بعد ذهنی بوده و آنچه که تغییر می کند بعد عینی هر مساله است.

روش های شناسایی و حل مسئله

شناسایی و پرداختن مؤثر به مسائل و مشکلات مدیریت برای حفظ اثربخشی سازمانی، حل مسئله ها، دستیابی به اهداف استراتژیک و پیشبرد بهبود مستمر ضروری است.

جان دویی می گوید مساله ای که به درستی تعریف شده باشد، تا نیمه حل شده است. این نکته از جانب او در مدیریت پیش از هر جای دیگر خود را نمایش می دهد. مدیران باید بتوانند مسئله ها را به درستی شناسایی و تحلیل کنند. معمولا کسی مدیری که مساله را نشناسد ولی هزار ابزار برای حل مسئله پیشنهاد کند را دوست ندارد. در ادامه این نوشتار به بررسی ادبیات در مورد مساله شناسی و راه های تشخیص و به دست آوردن صورت صحیح مساله در مدیریت میپردازیم.

مسئله ای که به درستی تعریف شده باشد، تا نیمه حل شده است. 

روش های مدیریت شناسایی و حل مسئله

روش های شناسایی مسئله در کتاب آقای دکتر رضائیان به دو دسته روش های فعال شناسایی مساله و روش های غیر فعال تقسیم شده است:

روش غيرفعال تشخیص مسئله در مدیریت

روش هايي كه ما نقش مستقيمي در تشخيص مسئله نداريم و مسائل توسط ديگران تذكر داده مي شوند يا خود بروز مي كنند. روش هاي زير نمونه هاي روش  غيرفعال در تشخيص مسئله هستند:

  1. كنترل و ارزيابي توسط سرپرستان و مدیران:

    بازرسي مي تواند از درون سازمان توسط افرادي كه مديريت سازمان تعيين مي كند و يا از بيرون سازمان توسط افرادي از خارج سيستم صورت گيرد. گزارش هاي بازرسي معمولا شامل نقاط ضعف و مسائلي است كه توسط بازرس ها مشاهده شده است. بازرسي معمولا به صورت ادواري و به شكل آشكار يا نيمه آشكار انجام مي شود و اگر بدون تورش و با روش هاي علمي انجام شود در مسئله يابي سيستم كمک موثري مي كند. اگر چه گزارش هاي بازرسي گاهي با مقاومت و موضع گيري كاركنان همراه است، اما اگر مستند تهيه شده باشد منبع خوبي براي يافتن مشكلات و مسائل سازمان به شمار مي رود.

  2. واقعه بحراني:

    بسيار اتفاق مي افتد كه مسائل و مشكلات زماني چهره خود را نشان مي دهند كه منجر به رويدادي غيرمنتظره شوند. رويدادهايي نظير بروز حوادث، سوانح، اپيدمي ها، مرگ و ميرها و غيره پس از روي دادن ما را به اين فكر  واميدارند كه مسائل و مشكلات را بررسي كرده و علل منجر به رويداد آن ها را شناسايي كنيم.

  3. بروز شكايت و انتقاد:

    برخي سازمان ها اصل را بر اين قرار مي دهند كه سازمان آن ها خوب كار مي كند، مگر آن كه شكايتي از عملكرد آن شود. ابراز نارضايتي مراجعين، مشتريان، بيماران و استفاده كنندگان از خدمات سازمان يكي ديگر از روش هاي سنتي و غيرفعال شناسايي مسائل و مشكلات است. اين روش زماني موثر واقع مي شود كه از مراجعين خود بخواهيم نقاط ضعف واحدهاي خدماتي را به مديريت سازمان منعكس كنند. مشاركت دادن مردم در شناسايي مسائل و نقاط ضعف و پذيرش انتقادها و پيشنهادها موثر است و خود منبع مهم تشخيص مسائل و مشكلات به شمار مي رود.

روش فعال تشخیص و حل مسئله در مدیریت

  1. روش هايي كه خودمان براي تشخيص مسائل پيش قدم مي شويم. موفقيت در روش هاي فعال بيشتر به تجربه ،حساسيت به رويدادها، هوشمندي و انگيزه مشاركت در شناخت و حل مسائل بستگي دارد. روش هاي زير روش هاي فعال در تشخيص مسئله هستند:
  2. ساده كردن كارها: 
    گاهی در حين بررسي به منظور ساده كردن كارها در سازمان، متوجه مشكل مهم تر و اساسي‌تري مي‌شويم. يه عبارت ديگر مسائل و مشكلات در جريان بررسي گردش كارها در سازمان شناسايي مي شوند. در اين روش، داشتن نمودار گردش كار در هر سازمان و تشويق كاركنان به ترسيم نمودار گردش امور مربوط به خود، كمک زيادي به شناسايي مسائل مي كند. 
  3. كنترل آماري:

    اين روش مهم ترين روش مسئله يابي است. آمار، اطلاعات بسيار مناسبي از روند فعاليت هاي سيستم در اختيار مي گذارد. آمار انعكاس مقداري عملكرد سيستم و اجزاي آن است. گردآوري داده ها به منظور توليد اطلاعات مناسب بايد كليه مراحل سيستم را دربرگيرد. بدين مفهوم كه از داده ها يا ورودي هاي سيستم ،فرآيند آن و ستانده ها اطلاعات به هنگام و دقيقي را در اختيار بگذارد.

  4. مقايسه كيفي و به كارگيري تجربه:

    در بسياري از مواقع، افراد آمار و اطلاعات مقداري از عملكرد سيستم ندارند، بلكه در مشاهدات عيني خود، پديده‌ها، عملكردها و فرآيندها را در ذهن خود مورد بررسي و مقايسه قرار داده و به اظهار نظر مي پردازند. هر قدر تجربه افراد بيشتر باشد، مهارت هاي شناختي  آنها از پديده ها افزايش مي يابد. بنابراين تجربه در ايجاد نظريات حرفه اي تاثير دارد. افراد باتجربه و خبره نسبت به  كوچکترين تغييرات حساس هستند و با سرعت زياد به ماهيت مسئله پي مي برند. بنابراين استفاده از نظرات اين افراد براي شناخت مسائل و مشكلات روشي ساده و مفيد است. همچنين بازديد از سازمان هاي مشابه سازمان خود، ما را به قياس و توجه به تفاوت ها و مشكلات وامي دارد.

  5. كنترل گلوگاه ها:

    براي شناسايي مسائل مهم و حياتي سازمان بايد نقاط استراتژيک و كليدي مورد بررسي قرار گيرند. نقاط كليدي آن بخش از عمليات يا واحدهايي هستند كه نتايج و عملكردشان در كل برنامه نقش مهم و  تعييين‌كننده‌اي دارد. اين نقاط اغلب فعاليت هاي اصلي برنامه يا  گلوگاه‌ها هستند

  6. كنترل مالي:

    گاهي اوقات از بررسي بودجه و هزينه – درآمد سازمان و یا جامعه مي توان به عملكرد آن پي برد. شاخص هزينه هاي مختلف سازمان بايد در دوره هاي زماني بررسي گردد و در صورت لزوم سرانه هزينه ها استخراج شده و با  شاخص‌هاي معيار سنجيده شود.  بدين‌ ترتيب با روش هاي حسابداري و مالي مي توان به روند جريان امور و برخي از مشكلات سازمان كه در بودجه آن منعكس مي شود پي برد.

  7. كنترل زماني:

    برخي از روش هاي كنترل تنها به عامل زمان توجه دارند. اين روش ها به جاي پرداختن به اجزاي سازمان، به فعاليت ها و رويدادها و رابطه آن ها توجه مي كنند و از اين جهت نسبت به ساير روش ها بيشتر سيستمي عمل  ميكنند. به عنوان نمونه مي توان از جدول زماني گانت نام برد.

  8. بررسي متون:

    اين روش مهم ترين و با اولويت‌ترين روش براي تشخيص مسائل و مشكلات سيستم است و اساس شناسايي پديده ها و روابط عليتي را تشكيل مي دهد. مطالعه كتاب ها ،مجله ها و گزارش هاي علمي و ساير منابع نوشتاري، استفاده از نرم افزارهاي كامپيوتري و شبكه هاي اطلاع رساني بينش علمي ما را نسبت به پديده ها تقويت مي كند و حساسيت علمي ما را بالا مي برد و بدين ترتيب مسائل و مشكلات بهتر ديده مي شوند و از سوي ديگر از تجربه هاي ديگران به سادگي مي توان در شناخت و حل مشكل بهره گرفت.

  9. شركت در دوره هاي آموزشي و همايش هاي علمي:

    گذراندن دوره هاي آموزشي به ويژه آموزش كارگاهي سطح دانش كاركنان و كارشناسان را افزايش داده و زمينه را براي شناخت مسائل سيستم آماده مي كند. همچنين شركت در همايش هاي علمي و برخورد با افكار، انديشه ها و افراد مختلف در اين مجامع باعث ايجاد نگرش نوين و به روز نسبت به فرآيندهاي سازماني و يافتن مسائل سيستم مي شود.

  10. پيش آگهي رويداد:

بسياري از مسائل و مشكلات با كمي دقت قابل پيش بيني هستند. يعني در حالي كه هنوز در شرايط كنوني مشكل وجود ندارد، مي توان پيش بيني كرد كه در آينده روي خواهد داد. پيش آگهي رويدادها به سه روش امكان پذير است:

    1. -پيش آگهي قضاوتي: در اين روش نظر افراد خبره در مورد مسائل آينده مورد پرسش قرار مي گيرد. معمولا خطاي پيش بيني در اين روش بالا بوده و  نميتوان اطمينان داشت كه نظر افراد همواره مقرون به صحت باشد.
    2. -پيش آگهي روند: بر اساس آمار و اطلاعات گذشته روند آينده پيش بيني مي شود. اين نوع پيش بيني بر اين فرض استوار است كه آينده از همان روندي تبعيت مي كند كه گذشته بر اساس آن شكل گرفته است.
    3. -پيش آگهي علت و معلولي: اين روش بر يافته هاي پژوهشي و روابط بين متغيرها متكي است و از طريق ضريب همبستگي و تحليل ها و مدل هاي آماري مي توان مسائل را  پيش آگهي كرد. براي مثال وقتي يافته هاي پژوهشي نشان داده كه مصرف زياد سيگار با ابتلا به سرطان ريه رابطه مستقيم دارد، مي توان بروز سرطان را در افراد سيگاري پيش آگهي كرد.

روش مهندسی مسئله ( مطرح شده در مقاله دکتر کیومرث اشتریان)

در رویکرد مطرح شده توسط جناب آقای دکتر اشتریان  در طی مراحلی توصیه هایی در مورد مسئله در پژوهش اجتماعی مورد بررسی قرار می گیرد که موجب تدقیق و به دست آوردن پرسش درست می گردد. توجه به این نکته حائز اهمیت است که زمینه فعالیت ایشان سیاست‌گذاری است و این توصیه‌ها در زمینه سیاست‌گذاری می‌تواند به صورت ویژه کاربردی باشد. مراحل به ترتیب عبارتند از:

  1. به دست آوردن دانش کلی در حیطه مسئله طرح شده
  2. تمایز دادن میان عنوان موضوع مطرح شده و مسئله هایی که باید شفاف شوند.
  3. تفکیک زمانی:به معنای تحدید در مورد دوره زمانی که در آن مسئله مطرح می گردد و تدقیق موضوع در آن.
  4. تفکیک محتوایی: به معنای تدقیق در زاویه نگاه درهنگام طرح مساله
  5. تفکیک مکانی و جغرافیایی: باز اندیشی در مورد حوزه جغرافیایی مسئله و تاثیر گذاری های آن
  6. تجزیه مسئله به زیر مسئله ها
  7. دادن صورت بندی سوالی به مسئله مورد پژوهش
  8. پرهیز از مبهم گویی و استفاده از کلمات و واژه هایی که موجب انحراف ذهن می گردد.

روش های خلاقانه تشخیص و حل مسئله

یکی از موضوعاتی که این روزها به شدت مورد توجه قرار گرفته است، روش های خلاقانه حل مسئله است. شاید رونق گرفتن کسب وکارهای خلاق و هر چه پیچیده تر شدن زمینه مسائل ما را به سمت روش های خلاق حل مسئله هدایت کرده است. در ادامه برداشت نویسنده این مقاله از کتاب 101 تکنیک حل خلاق مسئله از تکنیک هایی که میتوان برای حل خلاقانه مسئله پیش گرفت، ارائه شده است:

بررسی ادبیات عامه

در بررسی ادبیات عامه مردم و تحلیل شوخی ها و فکاهی های بین آنها می توان با بررسی زبان شناسانه و تحلیل کیفی به برخی از مسائل پی برد. به طور مثال فکاهی هایی که با بن‌مایه ژن خوب در جامعه ما ساخته می شود اشاره به نابرابری و استفاده از رانت های خانوادگی در ساختار قدرت دارد.

نمودارهای چرا- چرا (روش 5چرا یا 5why )برای حل مسئله

در این نمودار به ما این امکان داده می شود تا بتوانیم در وقوع یک پدیده به ریشه های اصلی پی ببریم. به این صورت که در وهله اول باید چرایی آن پدیده را مطرح کنیم. در ادامه نیز برای هر یک از این دلایل باید دوباره چرایی‌ها پرسیده شود. در یک آموزه مشابه مدیریت ژاپنی که به الگوی 5why  شهرت دارد از مدیر خواسته می‌شود که تا 5 بار این پرسش را در مورد یک مسئله تکرار کند تا به دلایل اصلی رسیده شود.

بازنویسی مسئله

در این روش باید تلاش کنیم تا یک صورت مسئله را به زبان‌های مختلف مورد بازنویسی قرار دهیم. به طور مثال اگر  بهروری مورد بررسی ماست می‌توانیم آن را به صورت های مختلفی بنویسم: مثلا نسبت بودجه جاری به بودجه عمرانی، نسبت رضایت ارباب رجوع به هزینه منابع انسانی و…

بازتعریف مسئله

در این روش تلاش می شود که مسئله از ابعاد گوناگون(فرهنگی، اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و …) مورد تعریف قرار گیرد. در واقع هر بار این پرسش را از خود و از گروه همراهمان می پرسیم که آیا می توان این مسئله را در ابعاد دیگری نیز مورد بررسی قرار داد یا خیر ؟ تمام روایت‌ها و نگاه های در مورد یک مسئله را در این روش به دست می آوریم.

استفاده از چک لیست‌ها در شناسایی حل مسئله

در استفاده از چک لیست ها به این موضوع اشاره می شود که با استفاده از چک لیست ها شرایط فعلی مورد سنجش قرار بگیرد و مشکل و مسائل از طریق این مقایسه نمایان گردد. در اینجا جا دارد که به سندها و توصیه‌های نهاد های بین المللی به عنوان نوعی چک لیست که در بخش خصوصی و عمومی قابل استفاده است اشاره کنیم. مانندSDG  که در بیست سر عنوان چک لیست هایی برای مقایسه شرایط فعلی با شرایط موجود را ارائه می کند. یا استانداردهای فرایند APQC که فرایندهای استاندارد در سازمان را ارائه می کند. 

روش سلطان کوهستان

این روش اشاره به بازی کودکانه ای دارد که در آن یک نفر بر روی یک بلندی قرار می گرفت و بقیه در تلاش بودند که وی را به زیر بکشند و به جای او قرار بگیرند. با الهام گرفتن از این روش یک فرد که دارای موضعی خاص از یک مسئله است دیدگاه خود را بیان می کند و بقیه تلاش میکنند که شکل موضوعی و مفهومی وی را از مسئله تغییر دهند و جای او در مقام تعریف کننده مسئله قرار بگیرند. این بازی تا آنجا ادامه پیدا می کند که مسئله یک نفر تثبیت شده باشد و دیگر امکان تغییر آن وجود نداشته باشد.

روش مقایسه نسبت به دیگران

 بسیاری از مجموعه های مدیریتی در دنیا برای این که خود را ارزیابی کنند مقایسه خود با دیگران را انجام می دهند. در این مجموعه ها معمولا یک بهترین شرکت که مجموعه از سیستم هاو روش های دیگر مجموعه‌ها و نظام‌ها است ساخته می شود و به طور منظم با آنها  خود را مقایسه می کنند و از این را مسئله یابی انجام میدهند.

روش استفاده از مشاوران و تحلیل گران

مشاوران و تحلیل گران می توانند شما را در پیش بینی آینده و به تبع آن تصمیم گیری و یافتن مسائل اساسی یاری رسانند. در واقع این موضوع یادآور همان کسی است که به سبب حضور در جنگل درکی از کلیت آن ندارد. مشاور و یا تحلیل‌گر با قرار گرفتن در بیرون از مجموعه این کمک را به شما می کند که مسائل خود را بهتر شناسایی کنید.

روش قبض و بسط برای حل مسئله

در این روش سعی کنید تا یک مسئله را در ابعاد مختلف گسترش داده و یا این که مسئله را تا خلاصه‌ترین ابعاد آن منقبض کنید. در این فرایند ما با نکات مهمی که در قبض قابل حذف نیست به عنوان ریشه ها و آثار یک مسئله که در گسترش آن مشخص می شود آشنا می شویم.

مکتوب کردن مسئله

در مکتوب کردن مسئله این امکان به وجود می آید که در مرحله اول با ساخت مسئله در ذهن خود آشنا شویم. در ادامه باید برای هر بخش از مکتوب خود شواهد و ادله ارائه کنیم تا مسئله برای ما و دیگران روشن تر شود.

ایجاد وضعیت آرمانی

 در این روش با استفاده از یک تصویر سازی در آینده به بررسی مسائل در راستای رسیدن به آن می پردازیم. باید در این روش بررسی کنیم که میان شرایط موجود و شرایط نهایی مد نظر چه اختلاف هایی وجود دارد؟ چرا این اختلاف ها وجود دارد؟چه مسائل و فرصت هایی ناشی از این موارد ایجاد می شود.

استفاده از طوفان فکری

 در یک روند استاندارد طوفان فکری ابتدا مسله‌ای بیان می شود و با استفاده از شرایط حاکم در طوفان فکری این زمینه ایجاد می گردد که راه حل هایی خلاقانه برای آن ایجاد شود. در روش طوفان فکری شاید بتوان با اشاره به ظرفیت های موجود مسائلی که با استفاده از آن‌ها قابل حل است را مورد توجه قرار داد. به طور مثال با اشاره به جمعیت جوان و ویژگی‌ها آن مساله‌های مربوط به آن یا مسائلی که می توان به وسیله آن حل کرد را مشخص کرد.

تمرین و برگزاری رویداد

به طور ویژه می توان در سازمان ها و نهاد های مختلف روزهایی را برای بررسی مسائل اختصاص داد. به این صورت که در این سه روز همه ارکان سازمانی همراه با بازیگران داخلی و خارجی به بررسی  مسائل در حوزه ماموریتی سازمان بپردازند.

رسم نمودار استخوانی برای حل مسئله

با استفاده از نمودار استخوانی اجزای یک مسئله برای ما نمایان می شود و ما در ابعاد مختلف با مسئله آشنا می‌شویم.  در این روش ما علاوه بر توجه به نکته ها و علل ایجاد مسئله دید کلی درستی نیز به مسئله پیدا می‌کنیم. در این روش  ما می‌توانیم همان شبکه مفاهیم و یا سیستم و ساختار مسئله را که ادبیات فرایند حل مسئله به آن اشاره شده است، طراحی کنیم.

بسته‌ ویژه تکنیک‌های حل مسئله

همه‌ی تلاش ما در مجموعه فرمانا این است که شما بتوانید به شکل کارآمدتری از داده‌ و شواهد در مدیریت استفاده کنید. به همین دلیل سه دسته از نیازمندی های هر تصمیم گیری داده محور، یعنی راهنماهای مدیریتی، داده‌های تصمیم گیری و ابزارهای تصمیم‌گیری را در کنار هم برای شما فراهم آورده‌ایم. امیدواریم که استفاده از  موارد زیر بتواند به شما در اخذ تصمیمات بهتر و تحلیل درست تر مسائل یاری رساند.


داده‌های کمکی برای تحلیل مسئله‌ها


ابزارهای کمکی برای تحلیل مسئله‌ها


راهنماهای مدیریتی در تحلیل مسئله‌ها

این مقاله را دوست داشتید؟ آن را با دوستان خود به اشتراک بگذارید.