سناریو چیست؟ کاربرد در سیاستگذاری و مراحل سناریونویسی
سناریو روایتی منسجم از یک آیندهٔ ممکن است که بر مجموعهای از فرضهای سازگار بنا میشود. برنامهریزی سناریو با بررسی چند آیندهٔ متفاوت، به مدیر و سیاستگذار کمک میکند پیامدهای تصمیم خود را در شرایط مختلف بسنجد؛ هدف آن پیشگویی یک آیندهٔ قطعی نیست.
در این مقاله، تعریف و کاربرد سناریو در سیاستگذاری و مدیریت را بررسی میکنیم، مراحل هشتگانهٔ معرفیشده در رویکرد شوارتز را مرور میکنیم و یک مثال فرضی از خدمات تحویل هوشمند میآوریم. این مثال نتیجهٔ پژوهش یا توصیهای برای سرمایهگذاری نیست.
برنامهریزی سناریو چیست؟ تاریخچه و خاستگاه
در روایت تاریخی شل، ریشهٔ سناریونویسی به برنامهریزی نیروی هوایی ایالات متحده پس از جنگ جهانی دوم و فعالیتهای هرمان کان برمیگردد. در دههٔ ۱۹۶۰، گروهی در شل سناریوهای این شرکت را توسعه دادند و پییر واک در گسترش این کار در اوایل دههٔ ۱۹۷۰ نقش داشت. بررسی امکان شوک نفتی پیش از بحران ۱۹۷۳ به آمادگی ذهنی مدیران کمک کرد؛ این تجربه را نباید پیشبینی قطعی آینده دانست.
کارکرد اصلی برنامهریزی سناریو، روشن کردن پیامدهای عدمقطعیت برای تصمیم است. بهجای آنکه فقط یک تصویر از آینده را مبنا بگیریم، چند آیندهٔ متفاوت و قابل تصور را بررسی میکنیم و میپرسیم تصمیم ما در هرکدام چه وضعی خواهد داشت.
سناریو چیست؟ مروری بر تعاریف
سناریو میتواند توصیفی کیفی یا همراه با دادههای کمّی باشد، اما باید منطق درونی داشته باشد: فرضها، عاملهای مؤثر و مسیر رسیدن به وضعیت آینده با هم سازگار باشند. این تعریف، سناریو را از فهرستی پراکنده از حدسها جدا میکند.
تعریف سناریو در سیاستگذاری و مدیریت استراتژیک
در سیاستگذاری، سناریو به پرسشهایی از جنس «اگر این شرایط رخ دهد، چه پیامدی برای تصمیم ما دارد؟» پاسخ میدهد. چشمانداز، آیندهٔ مطلوب را بیان میکند؛ پیشبینی، برآوردی از آنچه احتمال میدهیم رخ دهد ارائه میدهد و میتواند دامنهٔ عدمقطعیت هم داشته باشد. سناریوهای اکتشافی، چند آیندهٔ ممکن را برای بررسی تصمیم کنار هم میگذارند و لزوماً محتملترین آینده را تعیین نمیکنند.
همانطور که مشاهده میشود، سناریو توصیفی منسجم از آیندهای ممکن و باورپذیر است؛ مطلوب بودن آن شرط سناریو بودن نیست. بهطور کلی، هرچه بیشتر به آینده نگاه میکنیم، دامنهٔ احتمالات گستردهتر میشود. بعضی از چشماندازهای ممکنِ امروز، بیشتر از بقیه محتمل به نظر میرسند؛ بعضی دیگر مطلوبتر و دلخواهتر هستند. نکتهٔ مهم آن است که چشماندازهای دلخواه اغلب ممکن است همان چشماندازهای محتمل نباشند و مطلوبترین چشمانداز شاید حتی در درون حوزهٔ آیندههای ممکن نیز قرار نگیرد. در عین حال، بررسی و کشف همهٔ چشماندازهای ممکن آینده عملاً ناممکن است. ما نیاز داریم پیچیدگی را کاهش دهیم تا بتوانیم بر آن فائق آییم؛ و این دقیقاً همان جایی است که سناریونویسی به کار میآید.
هدف از نوشتن سناریو
سناریونویسی عدمقطعیتِ دنیای واقعی را از بین نمیبرد؛ آن را در قالب چند مسیر جایگزین قابل بحث میکند. این کار علاوه بر پشتیبانی از تصمیم، فرصتی برای یادگیری است: میتوان نیروهای محرک، بازیگران و امکان تأثیرگذاری خود را شناخت و دربارهٔ فرضهای رایج پرسید.
یک سناریوی خوب باید برای پرسشِ موردنظر دیدگاههای مفیدی فراهم آورد و در تقویت قدرت تصمیمگیری کمک کند. همچنین باید بهصورت واقعبینانهای در محدودهٔ احتمالات قرار داشته باشد و در کنار سایر سناریوهای طراحیشده، تفاوتهای مهم و مرتبط با تصمیم را نشان دهد. افزون بر این، سناریوی مطلوب باید از نظر درونی منسجم و یکپارچه باشد.
فرایند تدوین سناریو یک روش یگانه ندارد. در ادامه، رویکرد هشتمرحلهای شوارتز را مرور میکنیم: از تعیین مسئله و عوامل مؤثر تا ساخت روایت، بررسی پیامدها و انتخاب نشانههای راهنما. این رویکرد یکی از چارچوبهای سناریونویسی است، نه شرط لازم همهٔ پروژههای آیندهپژوهی.
مراحل سناریونویسی بر اساس مدل شوارتز
رویکرد شبکهٔ کسبوکار جهانی یا GBN با نام پیتر شوارتز شناخته میشود. در این چارچوب، هشت گام زیر برای پیوند دادن شناخت محیط و تصمیم اصلی طی میشود. این ترتیب در مقالهٔ روششناختی کراداک (۲۰۰۹) نیز با ارجاع به شوارتز معرفی شده است.
۱. روشنکردن تمرکز اصلی سناریوها (پرسش اصلی)
توسعهٔ سناریوها با نگاه به محیط درونی و سپس تسری آن به محیط بیرونی آغاز میشود. بدین ترتیب که ابتدا فرایند با پرسش یا تصمیمی خاص دربارهٔ محیط درونی شروع میشود و سپس بنای سناریوها به سوی محیط بیرونی شکل میگیرد. این پرسش باید بهاندازهٔ کافی مشخص و متمرکز باشد تا تیم سناریونویسی بتواند در مراحل بعدی، عوامل و نیروهای مرتبط را بهدرستی شناسایی کند.
۲. شناسایی عوامل کلیدی در محیط نزدیک به تصمیم
در گام دوم، عوامل نزدیک به تصمیم را شناسایی میکنیم: چه چیزهایی در محیط فعالیت سازمان، موفقیت یا شکست تصمیم را تعیین میکنند؟ شناخت مشتری، رقیب، تأمینکننده و شرایط اجرا میتواند بخشی از این بررسی باشد. مطالعهٔ تغییرهای گذشته به شناخت این عوامل کمک میکند، اما کل این گام به بررسی گذشته محدود نیست.
۳. شناسایی تغییرات آینده و نیروهای پیشران
گام سوم شامل تدوین فهرست نیروهای پیشران در محیط کلان سازمانی است. علاوه بر فهرست کنترلشدهٔ نیروهای اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، زیستمحیطی و فناورانه، نکتهٔ مهم دیگر توجه به این پرسش است که «چه نیروهایی در پسِ نیروهای شناساییشده در محیط خرد فعال هستند؟». نیروهای پیشران، عواملی هستند که تغییرات آینده را شکل میدهند و شناخت دقیق آنها برای طراحی سناریوهای معنادار ضروری است.
۴. شناسایی عدمقطعیتهای اصلی
نتایج حاصل از ارزیابی محیط در مراحل پیشین، به تعیین عوامل خارجی منجر میشود. در بررسی عوامل خارجی تلاش میشود روندها و رویدادهایی که از کنترل سازمان خارج هستند شناسایی شوند. این عوامل، ماهیت و آیندهٔ سازمان را تحت تأثیر قرار میدهند. برای شناسایی عدمقطعیتها میتوان از منابع مختلفی بهره گرفت:
- رقابت خارجی، جابهجایی جمعیت، تغییر ساختار سنی جامعه و مسائلی از این قبیل.
- برای مرتب کردن نیروهای محیطی میتوان عوامل اقتصادی؛ اجتماعی، فرهنگی و بومشناختی؛ سیاسی و قانونی؛ فناورانه؛ و رقابتی را بررسی کرد. این دستهبندی وسیلهای برای جستوجوی منظمتر است؛ هر عامل باید با موضوع و افق زمانی همان تصمیم ارتباط داشته باشد.
- در سناریونویسی میان عناصر نسبتاً ازپیشمشخص و عدمقطعیتها تمایز میگذاریم؛ عناصر ازپیشمشخص هم صددرصد قطعی نیستند. این تشخیص به موضوع و افق زمانی بستگی دارد. برای نمونه، بخشی از ساختار سنی جمعیت در افقی معین قابل برآوردتر است، اما مهاجرت یا رفتار رقبا را باید با شواهد همان مسئله بررسی کرد؛ هیچکدام صرفاً با نام عامل در یک دستهٔ ثابت قرار نمیگیرند.
برای تشخیص عوامل محرک غیرقابل پیشبینی از عوامل محرکِ از پیش مشخص، عوامل محرک بهدستآمده از مراحل قبلی بر اساس دو معیار میزان اهمیت و میزان عدمقطعیت امتیازدهی میشوند. عوامل محرکِ بسیار بااهمیت و بسیار غیرقطعی شناسایی و مقادیر ممکنِ آنها بیان میشود.
۵. ایجاد چارچوب منطقی بر اساس عدمقطعیتهای شناساییشده
گام بعدی شامل طبقهبندی عوامل اصلی و روندهای پیشران بر اساس دو معیار است: نخست، درجهٔ اهمیت برای موفقیت موضوع یا تصمیمی که در گام اول شناسایی شده و دوم، درجهٔ عدمقطعیت محیط بر عوامل و روندها. در روش ماتریس دو در دو، دو بُعد مهم و نامطمئن برای ساخت محورهای سناریو انتخاب میشوند؛ در رویکردهای دیگر، تعداد و شیوهٔ ترکیب عوامل میتواند متفاوت باشد. در عمل، نتیجهٔ مرحلهٔ طبقهبندی، محورهایی است که سناریوهای نهایی بر پایهٔ آنها متمایز میشوند. مشخصکردن این محورها در واقع مهمترین گام در فرایند تدوین سناریوهاست؛ هدف نهایی رسیدن به سناریوهایی است که تفاوتهایشان برای تصمیمسازان قابل توجه باشد.
اگر محورهای اصلی عدمقطعیتهای حساس شناسایی شده باشند، مفید است که آنها را بهصورت گسترده (با یک محور)، ماتریسی (با دو محور) یا حجمی (با سه محور) نمایش داد تا سناریوهای مختلف قابل شناسایی و بسط جزئیات باشند. منطق هر یک از سناریوها با موقعیت آن در ماتریس پیشرانهای مهم قابل تشخیص است.
برای تبدیل عوامل محرک شناساییشده به تعداد محدودی سناریو، میتوان از شیوههای استقرایی یا استنتاجی استفاده کرد. این دستهبندی، همهٔ رویکردهای سناریونویسی را در بر نمیگیرد.
- در روش استقرایی از دو رویکرد متفاوت میتوان بهره گرفت. در یکی، تیم طراح سناریو با برگزاری جلسات متعدد طوفان فکری، وقایع و اتفاقات محتمل آینده را مورد بحث قرار داده و عوامل به وجودآورنده و عواقب رویدادها را بررسی میکند؛ سپس سناریوها بر اساس رویدادها شکل میگیرند.
- در رویکرد دوم، محتملترین حالت برای آیندهٔ سازمان از نگاه برنامهریزان مشخص میشود. در چنین حالتی، تمامی پیشبینیها به درستی رخ میدهند، روندها همانگونه که انتظار میرفته ادامه مییابند و هیچ رویداد پیشبینینشدهای به وقوع نمیپیوندد. چنین حالتی را اصطلاحاً «آیندهٔ رسمی سازمان» مینامند. معمولاً در تعیین آیندهٔ رسمی سازمان از گزارشهای سالیانه، پیشبینیها و مصاحبه با مدیران سازمان بهره گرفته میشود.
در مرحلهٔ بعد، مقدار هر یک از عوامل محرک در آیندهٔ رسمی سازمان معین میشود و مهمترین و تأثیرگذارترین عوامل محرک بر این آینده مشخص میگردند. سپس سایر حالاتی که علاوه بر آیندهٔ رسمی ممکن است بهواسطهٔ تغییرات محتمل ولی غافلگیرکننده در عوامل محرک به وجود آیند، در جلسات طوفان فکری به بحث گذاشته میشوند. در این جلسات با گروهبندی عوامل محرک مشابه و بررسی تعامل میان این گروهها، دربارهٔ سناریوهای امکانپذیر علاوه بر آیندهٔ رسمی تصمیمگیری میشود. در روش استنتاجی، در نخستین گام مهمترین عوامل محرک بر اساس دو فاکتور اهمیت و عدمقطعیت هر عامل تعیین میشوند.
عوامل محرک مشخصشده، محورهای عمود بر هم را تشکیل میدهند. روی هر محور، مقادیر یکی از عوامل محرک از کمترین تا بیشترین مقدار مشخص میشود. این دو محور متعامد، صفحه را به چهار ناحیه تفکیک میکنند که هر یک نشاندهندهٔ ترکیب خاصی از دو عامل محرک و به عبارتی یک سناریو است. استفاده از دو محور یا دو عامل محرک به این جهت توصیه شده که سادگی و عدم پیچیدگی در طراحی سناریوها حفظ شود و نمایش و انتقال آن به سایر اعضای سازمان بهراحتی امکانپذیر باشد. در پایان این مرحله، با استفاده از یکی از دو روش استقرایی یا استنتاجی، ترکیبهای معناداری از عوامل محرک مهم و غیرقطعی محیط بهصورت سناریوها تعریف میشوند که اصطلاحاً «سناریوهای اولیه» نامیده میشوند.
۶. پربارکردن مشخصههای اصلی و توسعهٔ روایتها
زمانی که مهمترین نیروهای پیشران و منطق تمایز سناریوها مشخص شد، پربارکردن چارچوب سناریوها با رجوع به عوامل اصلی و روندهای شناساییشده در گامهای دوم و سوم قابل اجرا خواهد بود. در هر سناریو باید به عوامل اصلی و روندها توجه شود. گاهی بهسرعت معلوم میشود که کدام جنبه از عدمقطعیت باید در کدام سناریو قرار داده شود و البته گاهی نیز چنین نیست و نیاز به بحث و تحلیل بیشتری وجود دارد. در این مرحله، روایتهای هر سناریو باید بهگونهای توسعه یابند که تصویری زنده، منسجم و قابل درک از آیندهٔ احتمالی ارائه دهند.
۷. شناسایی مضامین هر یک از سناریوها برای سازمان
پس از توسعهٔ سناریوها، میتوان با رجوع به موضوع یا تصمیم اصلی شناختهشده در گام اول، به تمرین آینده پرداخت. تصمیم موردنظر در هر یک از سناریوها چگونه به نظر میرسد؟ چه آسیبپذیریهایی آشکار شده است؟ آیا تصمیم با راهبرد تدوینشده در همهٔ سناریوها استوار است یا تنها در یک یا دو سناریو خوب به نظر میرسد؟ یکی از راهکارهایی که در این مرحله میتواند به تیم تصمیمگیرنده کمک کند، نوشتن سناریوها با جزئیات کامل است.
شکل و قالبی که سناریوها با آن نوشته میشوند بسته به تجارب تیم طراح، سطح پیچیدگی سناریو و توانایی دستاندرکاران در تعریف استراتژی مرتبط با هر سناریو میتواند متفاوت باشد. قالب باید با نیاز مخاطب و امکان توضیح روشن سناریو متناسب باشد و در این راه میتوان از نمودارها، جدولها و توصیف تشریحی بهره گرفت. مقادیر عوامل محرک در سناریوها، در نهایت به شکل متغیرهای زبانی ترجمه میگردند. متغیرهای زبانی، متغیرهایی هستند که مقادیر آنها بهصورت کلمات زبان طبیعی بیان میشود. بهطور مثال، «تقاضا» یک متغیر زبانی است که مقادیر خیلی کم، کم، عادی، زیاد و خیلی زیاد را میپذیرد. در این شیوه میتوان خلاصهٔ شرایط هر سناریو را با ترکیبی از متغیرهای زبانی بیان کرد؛ این خلاصه جای روایت منسجم و توضیح روابط میان عوامل را نمیگیرد. بهطور مثال، با فرض شناسایی دو عامل تقاضا و نرخ دستمزد بهعنوان عوامل محرک محیطی یک سازمان، ترکیب (تقاضا–زیاد) و (نرخ دستمزد–عادی) میتواند نشاندهندهٔ یکی از سناریوهای آیندهٔ سازمان باشد.
۸. تعریف شاخصها و علائم راهنما در برنامهریزی سناریو
برای پایش تحولات باید نشانههایی انتخاب کنیم که با فرضها و تفاوت سناریوها ارتباط داشته باشند. تغییر در این نشانهها میتواند زمان بازنگری در تصمیم یا سناریوها را نشان دهد؛ وجود یک نشانه بهتنهایی ثابت نمیکند که همهٔ اجزای یک سناریو محقق خواهند شد.
نمونه سناریونویسی در کسبوکار
در مثال فرضی زیر، یک کسبوکار میخواهد امکان ورود به خدمات تحویل هوشمند را بررسی کند. محورهای ماتریس و نام سناریوها برای توضیح روش انتخاب شدهاند. پاسخهای پیشنهادی، گزینههایی برای بررسیاند و برتری یا سودآوری آنها محاسبه نشده است.
۱. تعریف تصمیم یا مسئلهٔ کلیدی
پرسش اصلی: چگونه میتوانیم در پنج سال آینده در بازار رقابتی خدمات تحویل هوشمند جایگاه رهبری کسب کنیم؟
۲. شناسایی نیروهای پیشران کلیدی
برای شروع این مثال فرضی، دو حوزهٔ اثرگذار را در نظر میگیریم:
- توسعهٔ فناوری: میزان رشد فناوریهای خودران و اینترنت اشیا.
- پایداری اقتصادی و زیرساختی: وضعیت اقتصادی کشور و توسعهٔ زیرساختهای شهری.
۳. شناسایی عدمقطعیتهای بحرانی
- نرخ پذیرش فناوری در جامعه: آیا کاربران آمادهٔ پذیرش پهپادها و وسایل خودران برای تحویل کالا هستند؟
- وضعیت نظارتی: آیا قوانین دولت برای استفاده از این فناوریها مناسب خواهد بود یا محدودیت ایجاد میکند؟
۴. توسعهٔ ماتریس سناریو
دو محور اصلی برای سناریوها عبارتاند از:
- سطرهای ماتریس: پذیرش فناوری توسط جامعه (بالا/پایین).
- ستونهای ماتریس: وضعیت نظارتی (انعطافپذیر/سختگیرانه).
| انعطافپذیر | سختگیرانه | |
|---|---|---|
| پذیرش فناوری بالا | سناریوی «آسمان باز» | سناریوی «مسیرهای محدود» |
| پذیرش فناوری پایین | سناریوی «شتاب محتاطانه» | سناریوی «ترافیک بسته» |
۵. توسعهٔ روایتهای سناریوها
- آسمان باز: قوانین منعطف و پذیرش بالای فناوری را همراه با رشد سریع خدمات پهپادی و خودران فرض میکنیم. تمرکز بر نوآوری یکی از گزینههای قابل بررسی است؛ رشد بازار یا موفقیت این گزینه از دو محور ماتریس بهتنهایی نتیجه نمیشود.
- مسیرهای محدود: پذیرش فناوری بالاست، اما فرض میکنیم مقررات سختگیرانه سرعت گسترش خدمات را محدود میکند. گفتوگو با نهادهای نظارتی و بررسی امکان تطبیق خدمات با مقررات، از گزینههای قابل مقایسه است.
- شتاب محتاطانه: مقررات منعطف و پذیرش پایین را فرض میکنیم. پیش از انتخاب آموزش یا بازاریابی، باید علت پذیرش پایین و تناسب هر گزینه بررسی شود؛ این گزینهها پاسخ قطعی این سناریو نیستند.
- ترافیک بسته: مقررات محدودکننده و پذیرش پایین را فرض میکنیم. کاهش دامنهٔ فعالیت یا بررسی بازارهای دیگر میتواند از گزینههای قابل مقایسه باشد؛ از این دو فرض نمیتوان بهترین راهبرد را تعیین کرد.
۶. شناسایی پیامدهای کلیدی برای کسبوکار
- در سناریوی آسمان باز: تمرکز بر نوآوری محصول و گسترش خدمات.
- در سناریوی مسیرهای محدود: توسعهٔ روابط با نهادهای نظارتی.
- در سناریوی شتاب محتاطانه: برنامههای آموزشی و بازاریابی قوی.
- در سناریوی ترافیک بسته: کاهش فعالیتها و بررسی بازارهای دیگر.
۷. تدوین استراتژیهای منعطف
- مقایسهٔ سرمایهگذاری در فناوری خودران با گزینههای دیگر در هر چهار سناریو؛ مناسب بودن آن در همهٔ سناریوها نباید از پیش فرض شود.
- توسعهٔ برنامههای بازاریابی برای افزایش پذیرش عمومی.
- تشکیل تیمی برای مدیریت ارتباط با نهادهای نظارتی.
۸. انتخاب شاخصهای هشدار اولیه
- نرخ تصویب قوانین جدید در حوزهٔ فناوری.
- میزان پذیرش فناوریهای مشابه (مانند تاکسیهای اینترنتی).
- سرمایهگذاری شرکتهای بزرگ داخلی و خارجی در این حوزه.
ارزش این تمرین در مقایسهٔ تصمیمها در چند شرایط متفاوت است. این چهار سناریو همهٔ حالتهای ممکن را پوشش نمیدهند و هیچکدام نتیجهٔ قطعی بازار را نشان نمیدهند.
خروجی برنامهریزی مبتنی بر سناریو
همانگونه که ذکر شد، سناریوها در واقع ترکیبی از عوامل محرک محیطی هستند. از آنجا که لزوماً تمامی ترکیبهای ممکن از عوامل محرک منطقی و امکانپذیر نیستند، خبرگان و برنامهریزان سازمان در این مرحله اقدام به بررسی سناریوهای اولیه کرده و آنها را از جهت همخوانی روندهای ذکرشده و بازهٔ زمانی موردنظر تجزیه و تحلیل میکنند. بدین ترتیب سناریوهایی که از لحاظ عملی امکانپذیر و قابل وقوع نباشند حذف میشوند.
تعداد سناریوها قاعدهٔ ثابت و جهانشمولی ندارد. باید بهاندازهای باشند که تفاوتهای مهم برای تصمیم را نشان دهند و در عین حال فرصت کافی برای توضیح و مقایسهٔ آنها وجود داشته باشد. در روش ماتریس دو در دو، ترکیب دو محور چهار سناریو میسازد؛ بیشتر بودن تعداد بهخودیخود نشانهٔ عامل اضافی یا ضعف طراحی نیست.
مزایا و محدودیتهای برنامهریزی سناریو
برنامهریزی سناریو، همچون هر ابزار مدیریتی دیگر، نقاط قوت و محدودیتهایی دارد. درک این مزایا و محدودیتها به مدیران کمک میکند تا انتظارات واقعبینانهای از این روش داشته باشند و آن را بهدرستی در فرایند برنامهریزی راهبردی به کار گیرند.
مزایای کلیدی
- مدیریت نظاممند عدمقطعیت: بهجای انکار یا نادیدهگرفتن ابهام، آن را به چارچوبی قابل تحلیل تبدیل میکند.
- تقویت یادگیری سازمانی: فرایند سناریونویسی ذهن مدیران را برای درک پویاییهای محیطی و ارتباط میان عوامل مختلف باز میکند.
- آمادگی برای غافلگیریها: با ترسیم آیندههای بدیل، سازمان برای رویارویی با رویدادهای غیرمنتظره آمادهتر میشود.
- ایجاد زبان مشترک: بحث دربارهٔ سناریوها، گفتوگوی راهبردی را میان مدیران و ذینفعان تسهیل میکند.
محدودیتها و ملاحظات
- زمانبر بودن: اجرای کامل فرایند ممکن است ماهها به طول بینجامد و نیازمند مشارکت فعال مدیران ارشد است.
- خطر ذهنیشدن بیش از حد: اگر سناریوها بر پایهٔ تحلیلهای سطحی یا سوگیریهای شخصی طراحی شوند، ارزش عملی چندانی نخواهند داشت.
- دشواری در ارزیابی کیفیت: کیفیت سناریوها را باید با معیارهایی مانند ارتباط با تصمیم، باورپذیری، انسجام درونی و تمایز روایتها بررسی کرد. دقت پیشبینی، معیار کافی برای روشی نیست که هدفش بررسی چند آیندهٔ ممکن است؛ اثر آن بر تصمیم نیز بهسادگی قابل انتساب نیست.
نکات کاربردی برای موفقیت در سناریونویسی
برای استفاده از سناریوها در تصمیم، چند نکته مفید است. نخست، از افراد با تجربهها و دیدگاههای متفاوت دعوت کنید؛ این مشارکت میتواند فرضهای مشترک و دیدگاههای نادیدهمانده را آشکار کند. دوم، دامنهٔ تمرین را با تصمیم و منابع متناسب نگه دارید؛ انتخاب دو محور مربوط به روش ماتریس دو در دو است و قاعدهٔ کفایت دو یا سه عدمقطعیت برای همهٔ روشها نیست. سوم، روایتها را روشن و قابل درک بنویسید و در صورت نیاز از جدول و نمودار کمک بگیرید. چهارم، نشانههای راهنما را پایش کنید تا تغییر فرضهای مهم و نیاز به بازنگری مشخص شود. ارزش این فرایند به استفاده و بازنگری آن در تصمیم وابسته است و با تنوع تیم یا تهیهٔ سند بهتنهایی تضمین نمیشود.
جمعبندی
برنامهریزی سناریو، تصمیم را در برابر چند آیندهٔ ممکن قرار میدهد. نتیجهٔ کار زمانی به تصمیم کمک میکند که فرضهای سناریوها روشن باشند، گزینهها در شرایط مختلف بررسی شوند و نشانههای راهنما در بازنگری تصمیم به کار روند. تهیهٔ یک سند یا ماتریس، بهتنهایی آمادگی سازمان یا موفقیت راهبرد را تضمین نمیکند.
پرسشهای متداول
تفاوت برنامهریزی سناریو با پیشبینی چیست؟
پیشبینی، برآوردی از آینده بر پایهٔ داده، مدل یا قضاوت است و میتواند یک مقدار یا دامنهای از برآوردها بدهد. برنامهریزی سناریو، چند آیندهٔ متفاوت را برای بررسی پیامدهای تصمیم میسازد؛ هدفش انتخاب یک نتیجهٔ قطعی یا نسبت دادن احتمال دقیق به هر روایت نیست.
آیا برنامهریزی سناریو فقط برای سازمانهای بزرگ کاربرد دارد؟
خیر. منطق بررسی عدمقطعیت و آیندههای بدیل را میتوان برای سازمان کوچک یا یک واحد داخلی هم به کار برد. دامنه و منابع تمرین باید با تصمیم مورد نظر متناسب باشد؛ کاربرد داشتن روش به معنای مفید بودن آن برای هر مسئلهای نیست.
بهترین زمان برای استفاده از برنامهریزی سناریو چه موقعی است؟
برنامهریزی سناریو بهویژه زمانی سودمند است که سازمان با تصمیمهای راهبردی بلندمدت روبهروست و محیط کسبوکار دارای درجهٔ بالایی از ابهام و تغییرات پرشتاب است. همچنین در مواقعی که نشانههایی از گسست در روندهای گذشته دیده میشود، این روش میتواند دیدگاههای تازهای در اختیار مدیران قرار دهد.
آیا خروجی برنامهریزی سناریو سند راهبردی است؟
خیر. خروجی اصلی سناریونویسی مجموعهای از روایتهای آینده و درک عمیقتر از عدمقطعیتهای محیطی است. این خروجیها باید بهعنوان ورودی فرایند تدوین استراتژی استفاده شوند، نه بهجای خود استراتژی. پس از طراحی سناریوها، سازمان باید راهبردهای منعطفی تدوین کند که در شرایط مختلف کارایی داشته باشند.
هر چند وقت یکبار باید سناریوها را بازنگری کرد؟
زمان بازنگری به سرعت تغییر محیط، افق تصمیم و نشانههای راهنما بستگی دارد. اگر یکی از فرضهای مهم تغییر کند یا رویدادی مسیرهای موجود را زیر سؤال ببرد، باید مدل و تصمیمهای وابسته به آن را دوباره بررسی کرد. فاصلهٔ زمانی یکسانی برای همهٔ سازمانها و تصمیمها وجود ندارد.
منابع برای بررسی روش و تاریخچه
- Craddock, W. T. (2009). What are the roles of scenario planning in project management? PMI Global Congress 2009—EMEA.
- Government Office for Science. (2024). The Futures Toolkit. بخش Scenarios و Policy Stress-Testing.
- Shell. (2013). 40 Years of Shell Scenarios. بخش ریشههای روش و تجربهٔ بحران نفتی ۱۹۷۳.