شواهد یا تصمیم خبرگان؟ نقش سوگیری بر تصمیمگیری
فهرست مطالب
شناخت سوگیری در تصمیم در عصری که دادهها و شواهد پژوهشی به عنوان یکی از پایههای تصمیمگیریها مورد توجه قرار گرفتهاند، بسیار حائز اهمیت است. ما میتوانیم به دو نگرش مختلف به تصمیمگیریها اشاره کنیم: نگرش مدیریت مبتنی بر شواهد و نگرش خبرگانی.
نقش سوگیری در تصمیم و خطای مدیران و اهمیت تصمیمگیری مبتنی بر شواهد
شاید شما از گروهی باشید که به شدت دلبسته دادهها شده اید. خاصه آن که در عصر ما همه به دتبال دادههای باز و هوش مصنوعی و دادههای بزرگ و … هستند و اینطور میاندیشند که شاید بتوان از فرصت به وجود آمده، حکمرانی را بهبود بخشید. اما در برابر شما نیز گروهی قرار دارند که به مفهومی تحت عنوان “خبرگی” اعتقاد دارند. حال کدام یک از این دو اعتبار بیشتری دارد؟ در این مقاله با بررسی مفهوم سوگیری در تصمیم این موضوع را بیشتر بررسی میکنیم.
سوگیری در تصمیم : تصمیم گیری خبرگان یا قماربازی ؟!
یکی از دلایلی که ما به شواهد و دادههای پژوهش رجحان و برتری میدهیم این است که قضاوت حرفهای نمیتواند همیشه درست باشد. مطالعهای که توسط پروفسور فیلیپ تتلاک، روانشناس و نویسنده سیاسی آمریکایی انجام شد، نشان داده است که پیشبینیهای اکثر کارشناسان معمولاً اشتباه است.
او 80000 پیشبینی متخصصان را جمعآوری کرد و آنها را با آنچه واقعاً اتفاق افتاد مقایسه کرد. نتایج ویرانگر بود. دانشگاهیان، مقامات حکومتی، روزنامهنگاران و دیگر صاحبنظران در پیشبینی آینده بدتر از «بختآزمایان» عمل کردند. درواقع، به نظر میرسید آن دسته از متخصصانی که دانش موضوعی دقیقتری داشتند، حتی بدتر از حد متوسط عمل کردند.
اما کارشناسان فقط در پیشبینی آینده بد نیستند و سوگیری در تصمیم در نظرات دیگر آنها نیز مشهود است.. آنها همچنین میتوانند اشتباهات بدیهی و آشکاری مرتکب شوند. یک بینش کلیدی که از روانشناسی میتوانیم داشته باشیم این است که همه افراد و نهفقط افراد عادی در قضاوت خود اشتباه میکنند؛ حتی جراحان بسیار آموزشدیده، قضات یا متخصصان پزشکی قانونی که در سناریوهای مرگ و زندگی کار میکنند نیز اشتباه میکنند.
ما “بار سنگینی از پیشداوریها، پیشفرضها و حتی جانبداری” را به دوش میکشیم. ما بهعنوان انسان «بهطور قابل پیشبینی غیرمنطقی» هستیم و ممکن است تا ۱۵۰ سوگیری شناختی را تجربه کنیم که تفکر ما را تحریف میکند. سوگیری شناختی به ناتوانی در عینی بودن کامل ما، که ممکن است از طریق چندین مسیر ممکن خود را نشان دهد – مانند تحریف ادراکی، قضاوتهای نادرست و تفسیرهای غیرمنطقی اشاره دارد.
بررسی نمونهای از سوگیری در تصمیم و چرایی نیاز به تصمیم مبتنی بر شواهد
این بدان معناست که ما باید در مورد دقت تصمیمات کارشناسی بسیار محتاط باشیم. حتی با بهترین نیت، متخصصان میتوانند بسیار اشتباه کنند. برای مثال یک نوع خطای شناختی مانند “سوگیری تائید” که یکی از انواع سوگیری در تصمیم است را در نظر بگیرید. این خطا تمایل به دیدن شواهدی است که با باورهای ما مطابقت دارند و آنچه را که باور نداریم را نادیده میگیریم یا رد میکنیم.
حتی کارشناسان بسیار باتجربه نیز میتوانند در این تله شناختی بیفتند. مطالعهای روی مددکاران اجتماعی که خطر کودکآزاری «در جلوی در» را ارزیابی میکردند، نشان داد که دقت آنها «تنها کمی بهتر از حدس زدن» است. با توجه به نتایج اعلامشده پژوهشگرانی که این مطالعه را برای “وزارت آموزش بریتانیا” انجام دادند، سوگیری تائید یکی از عواملی بود که باعث این مشکل در تصمیمگیری در مورد کودکآزاری شد.
با آگاهی از چگونگی رسیدن به نتیجهگیری سریع، ما به حد مطلوبی نسبت به نظرات کارشناسان محتاط میکند، اما سوگیری تائید فقط ویژه متخصصان نیست و هرکسی ممکن است در استفاده از شواهد پژوهشی بسیار گزینشی عمل کند. ما انسانها عمداً یا ناخواسته به دنبال شواهدی میگردیم که با باورهایمان همخوانی داشته باشد.
گاهی اوقات به این شواهد، «شواهد مبتنی بر سیاست» گفته میشود: دستچین کردن شواهد و تطبیق شواهد به نتایجی که قبلاً در ذهن خود تثبیت کردهایم. اگر خوشبین باشیم، چنین کاری میتواند یک اشتباه ناخودآگاه باشد، ولی در یک نگاه بدبینانه حالت یک ترفند عمدی برای حمایت از تعصب خود با یافتن شواهد مناسب و پنهان کردن چیزهایی که مناسب نیستند، را مییابید.
سوگیریهای شناختی رایج در میان مدیران و رهبران
مدیران و رهبران هر روزه موظف به اخذ تعداد زیادی از تصمیمات هستند، و با هر تصمیم آنها سرنوشت منابع تحت اختیارشان از جمله منابع انسانی آنها مشخص می شود. لذا لازم است که در کنار مدیریت مبتنی بر شواهد ما خطاهای شناختی مدیران و رهبران را نیز بشناسیم. این شناخت به ما کمک میکند تا به صورت قویتر از مدیریت مبتنی بر شواهد در سازمان حمایت کنیم. انواع رایج این سوگیری ها و خطاهای شناختی به شرح زیر است:
سوگیری خوشبینی یا سفسطه برنامهریزی
دادن احتمال بیشتر به نتایج مثبت مورد انتظار نسبت به نتایج منفی که ممکن است به دست بیاید.
سوگیری تائید
گرایش به تفسیر و جستجوی اطلاعات مطابق با باورهای قبلی فرد.
تعصب پسینی (سوگیری بر امر واقعشده)
گرایش به اینگونه جلوه دادن، که یک رویداد یا نتیجه پسازاینکه رخ داد، قابل پیشبینی تر از آن چیزی است که واقعاً بوده است. چنین افرادی ادعا دارند «در تمام مدت آن را میدانستند» یا رویداد را بهدرستی پیشبینی کرده بودند، درحالیکه در واقعیت نمیدانستند.
نفرت از ضرر کردن- محافظهکاری
گرایش به ترجیح دادن اجتناب از ضرر، به کسب سود.
اثر کادربندی
نتیجهگیری متفاوت از اطلاعات مشابه به روشهای مختلف ( دو خطمشی مختلف، یکبار با تأکید بر30 درصد خالی سد و یکبار با تأکید بر 70 درصد پر آن).
راهحل دم دست
گرایش افراد برای تخمین احتمال یک رویداد یا موقعیت بر اساس میزان آسانی آن برای ذهنشان . افراد موقعیتهایی را که واضحتر یا بهیادماندنیتر هستند را محتملتر ازآنچه هستند درک میکنند.
سوگیری اکتشاف همانندی (نمایندگی ذهنی)
تمایل به ارزیابی احتمال یک رویداد با یک نمونه روشن مشابه در ذهن.
نیاز به انسجام
میل به ایجاد الگو و روابط علی در زمانی که وجود ندارند.
سوگیری فراشناختی
سوگیری دال بر اینکه ما از سوگیری مصونیت داریم!
عدم مدیریت مبتنی بر شواهد در پروژهها و خطر "تعصب خوشبینی"
یک پدیده مشابه اما متفاوت، تعصب خوشبینی است. این خطای شناختی یک خطر بسیار واقعی برای هرکسی است که یک پروژه بزرگ جدید در بخش حکومتی یا خیریه راهاندازی میکند؛ بهویژه پروژهای که شامل ساختمانهای جدید، کارهای عمرانی، فناوری اطلاعات و برونسپاری میشود.
یک مطالعه تأثیرگذار از 258 پروژه زیرساختی حملونقل به ارزش 90 میلیارد دلار، با تائید آماری بسیار زیاد نشان داد که برآورد هزینه در پروژههای برنامهریزی «بسیار و بهطور سیستماتیک گمراهکننده» است. ما اغلب روی موارد مثبت بیشازحد تمرکز میکنیم، که میتواند منجر بهصورت عمده منجر به گران شدن پروژهها شود.
آیا قضاوت خبرگان همیشه نادرست است و سوگیری در تصمیم آنها وجود دارد؟
مطالب بالا بدان معنا نیست که قضاوت حرفهای همیشه اشتباه است. پژوهشگران دیگری مانند گری کلین در کار خود در مورد “تصمیمگیری طبیعتگرایانه (naturalistic)” قضاوت تخصصی مبتنی بر شهودی را موردستایش قرارداده است. دیدگاههای حرفهای و غرایز درونی میتواند بسیار ارزشمند باشد. اما ما باید از معایب آنها نیز آگاه باشیم. همانطور که دانیل کانمن در مقالهای مشترک با گری کلین، روانشناس آمریکایی اظهار داشت که پژوهشهای آنها نشان داده است که “شهود حرفهای گاهی شگفتانگیز و گاهی ناقص است”.
بهطور مثال تصور رایج این است که پزشکی در لبه استفاده از یافتههای پژوهشی قرار دارد. ولی همیشه موضوع اینطور نیست. غالباً در گذشته «پزشکی مبتنی بر نظر خبرگان» وجود داشته است، جایی که شواهد تحتالشعاع «اثر هالهای» و «موهای سفید و کله طاس» پزشک برجسته قرار میگیرد.
آزمایشهای انجامشده توسط یک گروه بینش رفتاری نشان داد که سوگیریهای شناختی، مانند «نفرت از ضرر کردن» یا محافظهکاری، میتواند بهطور قابلتوجهی تمایل پزشکان را برای انتخاب راهحلهای مراقبتهای بهداشتی نوآورانه کاهش دهد. در سایر زمینههای موضوعی نیز شاهد بهکارگیری مدهای ناکارآمد و بدون پشتیبانی شواهد توسط متخصصین بودهایم
اهمیت تصمیمگیری مبتنی بر شواهد به دلیل سوگیریهای شناختی و اشتباهات ممکن در تصمیمگیریهای مبتنی بر تجربه و دانش خبرگان، بسیار زیاد است. شواهد و دادههای پژوهشی از تأثیرات این سوگیریها جلوگیری میکنند و به تصمیمگیریهای بهتر و منطقیتر کمک میکنند. بنابراین، تصمیمگیری مبتنی بر شواهد باید در مدیریت و سیاستگذاری مورد توجه قرار گیرد و به عنوان یک ابزار مؤثر برای بهبود فرآیند تصمیمگیریها در انواع سازمانها و حوزههای مختلف مورد استفاده قرار گیرد.
سیاههی جستارهای بستهی اول فرماناسازی
فَرماناها مجموعهای از ابزارها و راهنماییهای مدیریتی است که به شما در تصمیمگیری کمک میکند. فَرمانا از حیث نظری متکی بر روششناسیهای علمی در حوزه تصمیم گیری و ارزیابی است و به شما کمک میکند تا تصمیمهای متکی بر داده و شواهد اتخاذ کنید. اینجا به شما کمک میکنیم تا فَرمانده بهتری برای سازمان خود باشید. فَرمانا آرزو دارد با کنشگری خود، زمینهساز سازمانهایِ ایرانی بهتر باشد.
سیاههای از گامهای پیدرپی که برای تسلط بر مباحث مربوط به این گام نیاز دارید را در لیست زیر مشاهده میفرمایید. شما میتوانید این مجموعه جستار را با ترتیب پیشنهادی و یا بسته به نیاز خود مطالعه کنید.