شواهد چیست؟ معرفی انواع شواهد در مدیریت مبتنی بر شواهد
فهرست مطالب
شواهد و دادهها نقش کلیدی در مدیریت و تصمیمگیری مبتنی بر شواهد دارند. در این مقاله به بررسی انواع شواهد در مدیریت ، میزان اعتبار آنها و نکات مهم در انتخاب و استفاده از شواهد مناسب برای خطمشیگذاری پرداخته شده است. شناخت صحیح این مفاهیم به مدیران در تصمیمگیری مؤثرتر کمک میکند.
انواع شواهد در مدیریت مبتنی بر شواهد
در این مقاله در ابتدا منظور خود از شواهد را روشن کرده و سپس مسائل کلیدی درباره استفاده از شواهد در مدیریت و فرایند خطمشیگذاری را بررسی خواهیم کرد.
شواهد از جنس داده است اما هر دادهای را بهعنوان شواهد در نظر نمیگیریم. درواقع ما دادههای حاصل از رویه خاص و با استاندارد مشخص بهعنوان شواهد مدنظر قرار میدهیم که در این مقاله به آنها و ویژگی آنها پرداخته میشود. همچنین خود شواهد نیز از کیفیت یکسان برخوردار نیستند.
در ادامه به این موضوع میپردازیم که با چه مکانیزمی میتوانیم به بهترین شکل به دادههای موردنظر خود دسترسی داشته باشیم. در ابتدا انواع شواهد را بررسی میکنیم و تلاش میکنیم تا راهنماییهایی را در مورد اینکه چگونه به دادههای مؤثرتری برای ارزیابی مداخلهها و شواهدمحور شدن خطمشی دست پیدا کنیم.
انواع شواهد در مدیریت چیست؟
برای دسترسی بیشتر به شواهد برای خطمشیگذاری، نیاز به یافتن اساس معنای اصطلاح «شواهد» و بررسی اینکه چگونه میتواند، و چگونه باید بر خطمشیگذاری تأثیر میگذارد، است. شواهد تمایل دارند بهعنوان یک ابزار خطمشی غیرسیاسی، بیطرف و عینی به تصویر کشیده شوند. این تصویر، تصویری از “شواهد” را در ابتدا حزب کارگر در زمانی که زمام امور در انگلستان را بر عهده داشت، تقویت کرد. چنین دیدگاهی به این معناست که دوران خطمشی مبتنی بر ایدئولوژی به پایان رسیده است. بااینحال، میدانیم که شواهد نه بیطرف است و نه بیرقیب. در عوض شواهد یک اصطلاح اساساً مبهم است.
تعریف «شواهد» در فرهنگ لغت انگلیسی آکسفورد این است:
«مجموعهای از واقعیات یا اطلاعات موجود که نشان میدهد یک باور یا گزاره درست یا معتبر است»
ما از این نسخه فرهنگ لغت استفاده میکنیم زیرا بسیاری از تعاریف دیگر به دلیل گسترده بودن بیشازحد در تعریف، ازجمله تقریباً تمام اطلاعات، یا به دلیل انتزاعی و مبهم بودن، نسبتاً مفید نیستند. بااینحال، ما تا حدودی از این تعاریف فاصله میگیریم و فقط یک نوع شواهد را در نظر میگیریم. شکل زیر عناصر مختلفی را نشان میدهد که باید بخشی از تصمیمگیری مبتنی بر شواهد باشند، اما تمرکز ما بر روی دایره بالای نمودار ون است: پژوهش و ارزیابی.
چرا برای یافتن انواع شواهد در مدیریت بر پژوهش تمرکز می کنیم؟
یکی از دلایل قابلتوجه و توجیهکننده این تمرکز را میتوان در راهنمای مورداستفاده در ایجاد مرکز ESRC انگلستان در اوایل دهه 2000 دید. این سند عنوان میکند که: «وقتی به «شواهد پژوهشی» اشاره میکنیم، این شواهد شامل شواهدی از مقالات و مقالات پژوهشی منتشرشده یا منابع منتشرنشده مانند ارزیابیهای انجامشده داخلی است. پژوهش تنها یک از انواع شواهد است، اما در مقایسه با انواع دیگر از شواهد، دارای مزایای دقت، ارتباط و استقلال بیشتر است.» چرا شواهد پژوهشی این مزایا را دارند؟ آنچنان که گزارش نویسندگان “اتحاد برای شواهد مفید” در بخش “چه شواهدی، شواهد خوب محسوب میشود” اعلام میکند:
«انجام و انتشار پژوهش شامل مستندسازی صریح روشها، بررسی و ارزیابی توسط دیگر پژوهشگرها و بررسیهای خارجی است که منجر بهدقت و صراحت میشود. این ویژگیها به ماهیت سیستماتیک بودن شواهد کمک میکند و وسیلهای برای قضاوت در مورد قابلاعتماد بودن یافتهها میشود. پژوهشها همچنین پتانسیل ارزیابی اعتبار یک ادعا را در مقایسه با ادعای دیگر ارائه میدهند.»
انواع دیگر شواهد (مانند ارزیابیهای درونسازمانی) میتوانند مفید باشند و گاهی این ویژگیها را نیز دارند. اما پیدا کردن «ارزیابیهای داخلی» میتواند برای دیگران دشوار باشد. آنها اغلب در وبسایتهای سازمانها پنهان میشوند و ممکن است با یک روش استاندارد مانند بررسی دوسو کور توسط همتایان بررسی نشده باشند. بسیاری از ارزیابیهای داخلی نیز کیفیت پایینی دارند. همچنین این ارزیابیها در معرض سوگیریهای زیادی هستند که میتوانند پژوهش و ارزیابی را تحت تأثیر قرار دهند.
کاری که ما در حوزه شواهد محوری انجام میدهیم بسیار شبیه و نزدیک به مفهومی است که به آن ارزیابی خطمشی گفته میشود. ما نیز بیشترین تلاش خود را برای بررسی اثرگذاری یک خطمشی انجام میدهیم و تلاش میکنیم که نتایج یک خطمشی را فارغ از اینکه موفق یا ناموفق بوده است، بررسی کنیم. شاید از نظر زبانی ادبیات شواهد محوری با ادبیات ارزیابی خطمشی متفاوت باشد اما هدف ایدهآل هر دو یکی است: “فهمیدن اینکه آیا واقعاً تفاوتی ایجاد کردهاید یا نه؟ “.
همچنین در شواهد محوری ما به پژوهش و ارزیابیهای آماده قبلی و بدون نیاز به اجرای یک مطالعه کاملاً جدید، اهمیت میدهیم. بسیاری از تصمیمگیرندگان در ارتباط با زمان و منابع تحتفشار هستند و بهسادگی نمیتوانند پژوهشهای جدیدی را سفارش دهند. نیاز به شواهد اغلب مربوط به اکنون و زمان حاضر است، نه در یک سال آینده؛ بنابراین تصمیمگیرندگان به مطالبی نیاز دارند که بتوان آنها را از قفسه خارج کرد و مورداستفاده قرارداد.
مسائل کلیدی پیرامون انواع شواهد در مدیریت
بحث پیرامون خطمشیهای مبتنی بر شواهد را میتوان حول سه موضوع کلیدی جمع کرد:
در ابتدا، ما بر انواع شواهد مورداستفاده و اعتبار آن تمرکز میکنیم. در وهله دوم مسائلی قرار دارد که در رابطه با نحوه ترکیب شواهد در فرآیند خطمشی گذاری است. درنهایت، ما این موضوع را که بسیاری از عوامل غیر از شواهد بر نحوه خطمشیگذاری تأثیر میگذارند را، بهصورت ویژه مورد توجه قرار میدهیم؛ چراکه خطمشیگذاری ذاتاً یک فرآیند سیاسی است.
انواع مختلف شواهد
میان آنچه بهعنوان شواهد در میان پژوهشگران بهحساب میآید تا استفاده نهایی از آن شواهد تفاوت بسیار است. دفتر کابینه بریتانیا تلاش کرد تا درک خود از شواهد را در “سپیدنامه نوسازی حکومت” در سال 1999 اینگونه تعریف کند: “شواهد، دانش کارشناسی، پژوهشهای منتشرشده، پژوهشهای موجود، مشاوره با ذینفعان، ارزیابی خطمشیهای قبلی، دانش موجود در موجود در اینترنت، نتایج حاصل از مشاوره، هزینههای گزینههای خطمشی، خروجی از مدلسازی اقتصادی و آماری است»
بنابراین وسعت آنچه شواهد بهعنوان نظر گرفته میشود گسترده و پویا است. مارستون و واتس (2003) از این تفسیر حمایت کردند و تنوعی غنی و متنوع را فهرست کردند. منابع احتمالی شامل عکسها، متون ادبی، فایلهای رسمی، مطالب زندگینامهای مانند یادداشتهای روزانه و نامهها، فایلهای روزنامه و گزارشهای قومنگاری و مشاهدات خاص است. اعتقاد بر این است که خطمشی مبتنی بر شواهد باید مبتنی بر شواهد سیستماتیک باشد؛ لذا خطمشی مبتنی بر شواهد، باید مبتنی بر شواهدِ مبتنی بر پژوهش باشد. بنا بر اظهار OECD، نکته کلیدی این است که ما یک تعریف بسیار کلی، هرچند بهطور گسترده پذیرفته شده، از پژوهش بهعنوان «هر تلاش سیستماتیک برای افزایش ذخایر دانش» را مدنظر داشته باشیم.
بنابراین ما انواع شواهد را تا زمانی که از طریق یک فرآیند سیستماتیک جمعآوری شدهاند، میپذیریم. چنین فرایند سیستماتیکی ممکن است شامل هر فرآیند سیستماتیک بررسی و ارزیابی انتقادی، تئوریسازی، جمعآوری دادهها، تجزیهوتحلیل و کدگذاری مربوط به خطمشی و عمل توسعه باشد. همچنین شامل اقدام پژوهی، یعنی خود انعکاسی توسط افراد حاضر در میدان عمل با که تمایل به بهبود اقدامات خود بهصورت مستقیم دارند، باشد.
سلسلهمراتب شواهد
علیرغم این تعریف گسترده و التقاطی از شواهد، اشتباه است که فرض کنیم که در واقعیت، همه اشکال شواهد دارای اهمیت، ارتباط یا وزن برابر هستند. ادارات و واحدهای درون حکومت تمایل دارند در انتخاب شواهد و مکان و چگونگی استفاده از آنها، قضاوتی سلسلهمراتبی داشته باشند. این تصمیمات اغلب عمیقاً در مفروضات مربوط به اعتبار و قدرت نهفته است. بهعنوان مثال، خطمشی بخش عمومی بریتانیا بر طیف محدودی از شواهد «سطح بالا» متکی است که بر پژوهشهای تجربی، ارزیابی خطمشیها و دانش کارشناسان متمرکز است و درنتیجه یک سلسلهمراتب ضمنی ایجاد شده است.
شواهد نرم در برابر شواهد سخت
ادارات حکومتی در ترجیحات خود نسبت به پژوهشهای تجربی و ارزیابی آنها بهعنوان شواهد سطح بالا و قابلاعتمادترین شکل شواهد تنها نیستند. مارستون و واتس (2003) شواهد حاصل از دیدگاه علوم اجتماعی را با عنوان شواهد «سخت» و «نرم» طبقهبندی کردهاند که دلالت بر شکل عینی در مقابل شکل ذهنی دارد.
شواهد سخت عبارتاند از: دادههای کمی اولیه جمعآوریشده توسط پژوهشگران از آزمایشها، دادههای کمی اجتماعی و اپیدمیولوژیکی ثانویه جمعآوریشده توسط سازمانهای حکومتی، آزمایشها، و مصاحبه یا پیمایشهای اجتماعی مبتنی بر پرسشنامه. چنین دادههایی برخلاف شواهد «نرم» است که متشکل از دادههای کیفی مانند گزارشهای قومنگاری و مطالب زندگینامهای است. آپسور و همکارانش (2001) استدلال میکنند که روششناسیهای کیفی در علوم اجتماعی کمتر مورد توجه و اقبال قرارگرفتهاند.
چنین رویکردهایی در طبقهبندی و ترجیح و اولویت برخی از شواهد بر دیگر شواهد، در عمل با دادن وزن بیشتر به نفع شواهد سخت و برای نادیده گرفتن شواهدی که در سلسلهمراتب پایین قرار دارند، خطرات مختلف برای خطمشی گذاری شواهدمحور ایجاد میکند.
این شواهد نادیده گرفتهشده شامل اشکال ضمنی دانش، خرد مبتنی بر عمل و شاید مهمتر از همه، صدای شهروندان عادی و – صدای فقرا – باشد. بنابراین مفهوم این است که یک رویکرد EBP باید گستره وسیعی از منابع پژوهش را در نظر بگیرد، و نهفقط شواهد سخت. اگر شواهد از طریق یک فرآیند سیستماتیک جمعآوری شوند، آنگاه همچنان شامل طیف گستردهای از صداها میشود. ما برای سهولت استفاده در بحث در این کتاب عبارت «شواهد مبتنی بر پژوهش» را به «شواهد» کوتاه میکنیم.
تلاش برای اثبات اینکه چه شواهدی برای خطمشیگذاران مفید است
ازآنجاییکه همه اشکال شواهد از اعتبار یا وزن برابری برخوردار نیستند، وقتی حکومت تلاش میکند تا درک گستردهای از شواهد مفید ایجاد کند، سؤالات اجتنابناپذیری در ارتباط با این شواهد وجود دارد که باید به آنها پاسخ داده شود. بهمنظور دستیابی به توافق در مورد اینکه کدام یک از شواهد مفید است ما با ترکیب منابع مختلف میتوانیم به موارد کلیدی زیر اشاره کنیم:
1- کیفیت / دقت / عینیت
عامل اول به صحت شواهد اشاره دارد. آیا شواهد بهدرستی آنچه را که مدعی انجام آن است، توصیف میکند؟ آیا محاسباتی دراینارتباط وجود دارد؟ (آیا اعداد بهدرستی جمع شدهاند؟)؛ آیا از منظر آماری بهدرستی کار انجام شده است؟ (آیا پارامتر علت و معلول بهدرستی مشخص شده است؟) و آیا شواهد بهدرستی نمایندگی از واقعیت میکنند؟ (آیا نقلقولهای مردم واقعاً بیانگر آن چیزی است که بیشتر مردم احساس میکنند؟)
همچنین مسائلی که میتوان برای پرداختن به ارتباط شواهد در نظر گرفت و مسائلی پیرامون عینیت شواهد و منابع آن وجود دارد را باید مدنظر داشت. مهم است که سوگیری در پایگاه شواهد را زیر پرسش ببریم تا درک خود را از اینکه چگونه تفسیر ما از شواهد برای خطمشی را مشروط میکند، عمیقتر کنیم.
2- اعتبار
شواهد معتبر به یک خط استدلال قوی و روشن، روشهای تحلیلی سنجیده و آزموده شده، دقت تحلیلی در سراسر فرآیندهای جمعآوری و تجزیهوتحلیل دادهها و ارائه واضح نتیجهگیری متکی است. این ویژگی به قابلیت اطمینان شواهد و بهتبع آن اینکه آیا ما میتوانیم به شواهد برای پایش، ارزیابی یا ارزیابی اثرگذاری مداخلهها و برنامهریزی برای استفاده از درسآموختهها وابسته باشیم یا نه، مربوط میشود. در واقعیت، بررسی شواهد برای خطمشیگذاری بسیار دشوار است، بنابراین آنها اغلب به شهرت منبع بهعنوان یک راه میانبر و نماینده کیفیت تکیه میکنند. بهعنوان مثال، یافتههای پژوهشی و پژوهشی مؤسسات دانشگاهی و اندیشکدههای معتبر نسبت به نظرات گروههای جامعه مدنی یا رهبران جامعه، معتبرتر تلقی میشوند. اما شهرت ذهنی است و به تصمیمگیرنده بستگی دارد. مشاوره در مورد روحیه شغلی از یک شرکت مشاور منابع انسانی بسیار معتبر راحتتر از یک NGO کوچک پذیرفته میشود.
3- مربوط بودن
مسئله کلیدی در اینجا این است که شواهد وابسته به زمان، موضوع و دارای پیامدهای خطمشی هستند. اینکه شواهد به چه مخاطبی ارائه میشود و به دنبال چه نتیجهگیری و تأثیر احتمالی، و چه موضوع خاصی است، بسیار مهم است و بر آن اثر میگذارد. بهعنوان مثال، خطمشیگذاران در بخش عمومی بیشتر به شواهدی از عمل (آنچه قبلاً رخداده است) علاقهمند هستند تا نظرات. این یافته توسط یافتههای مطالعات Moseley و Tierney هنگام بررسی مشکلات مربوط به پیادهسازی خطمشی شواهد محور بودند تائید شده است.
بهطور ضمنی ایده “مربوط بودن” در زمان تعمیم شواهد مورد توجه و نیاز است. مربوط بودن به این اشاره دارد که آیا در مورد یک ادعا، اطلاعات گستردهای وجود دارد یا فقط متکی بر تعداد محدودی مطالعه موردی انتخابی است، و بر این مبنا، چقدر این ادعا بهراحتی قابلاجرا است. همچنین مربوط بودن به نحوه استنباط کردن ( و تعمیمپذیری در بستر جدید) نیز اشاره دارد. برای برخی از انواع اطلاعات، تعمیمپذیری در درجه اول به روشهای نمونهگیری اشاره دارد. برای دیگر انواع اطلاعات، تعمیمپذیری بیشتر در مورد درک ما از زمینه خطمشی و مداخله است. این نکته بهصورت ویژه زمانی کاربرد دارد که مطالعات آزمایشی مقدم بر اجرایی گستردهتر باشد.
4- عملی بودن
عملی بودن، به میزان دسترسی خطمشیگذاران به شواهد مربوط میشود. آیا خطمشیگذاران به شکل مفید فایدهای به آن شواهد دسترسی دارند و بدینوسیله بهراحتی میتوان آن شواهد را به خطمشی تبدیل کرد؟ همچنین “عملی بودن” به هزینه پیامدهای خطمشی، هزینه جستجو برای شواهد، و با توجه به آن امکانپذیر بودن و مقرونبهصرفه بودن آن اشاره دارد. در مقاله تصمیم گیری داده محور به این موضوع اشاره کردیم که اولین گام در تصمیم گیری با داده، تصمیم گیری در مورد داده ها است.
درمجموع، توجه به کیفیت، اعتبار، مربوط بودن و عملیاتی بودن شواهد، ضروری است. مدیران باید طیف وسیعی از شواهد را در نظر بگیرند و با درک صحیح از مزایا و محدودیتهای هر نوع شواهد، بهترین ترکیب آنها را برای تصمیمگیری به کار گیرند.
سیاههی جستارهای بستهی اول فرماناسازی
فَرماناها مجموعهای از ابزارها و راهنماییهای مدیریتی است که به شما در تصمیمگیری کمک میکند. فَرمانا از حیث نظری متکی بر روششناسیهای علمی در حوزه تصمیم گیری و ارزیابی است و به شما کمک میکند تا تصمیمهای متکی بر داده و شواهد اتخاذ کنید. اینجا به شما کمک میکنیم تا فَرمانده بهتری برای سازمان خود باشید. فَرمانا آرزو دارد با کنشگری خود، زمینهساز سازمانهایِ ایرانی بهتر باشد.
سیاههای از گامهای پیدرپی که برای تسلط بر مباحث مربوط به این گام نیاز دارید را در لیست زیر مشاهده میفرمایید. شما میتوانید این مجموعه جستار را با ترتیب پیشنهادی و یا بسته به نیاز خود مطالعه کنید.