مطالب دستهٔ «واژهنامه خط مشی گذاری»
ظرفیت عملیاتی، که با نامهای ظرفیت مدیریتی و ظرفیت اداری نیز شناخته میشود، به توانایی همسوکردن منابع مادی و سایر منابع با اقدامهای خطمشی اشاره دارد تا اجرای …
مثلثهای آهنین به روابط متقابل پایدار میان کمیتههای کنگره، بوروکراسی و گروههای ذینفع اشاره دارد که میتواند فرایند خطمشیگذاری را به سمت منافع خاص و نه منافع عمومی …
مدل بسیج الگویی از تنظیم دستور کار خطمشی است که در آن ورود موضوعات نه در پاسخ به تقاضای عمومی، بلکه به ابتکار دولت صورت میگیرد و دولت …
آزمایش طبیعی در ارزیابی خطمشی وضعیتی است که در آن دو گروه مشابه بر اثر شرایط طبیعی یا بیرونی به مداخله و کنترل اختصاص مییابند و امکان مقایسه …
راندگی شکلی از تحول خطمشی است که در آن اهداف تغییر میکنند اما ابزارها ثابت میمانند و در نتیجه میان اهداف و ابزارها ناسازگاری پدید میآید.
مقرراتگذاری اقتصادی یکی از اشکال سنتی مداخله دولت در بازار برای اصلاح نارساییهای آن از طریق کنترل قیمت، تولید، سرمایهگذاری و ورود و خروج بنگاههاست.
تشویق یا ترغیب در خطمشیگذاری عمومی به ابتکار عمل دولت برای تأثیرگذاری بر ترجیحات و اقدامات جامعه مدنی از طریق اقناع و مشاوره اشاره دارد، بدون آنکه به …
تغییر مرتبه اول در خطمشیگذاری به تنظیمات و کالیبراسیون ابزارهای خطمشی اشاره دارد که بدون تغییر در انواع ابزارها یا اهداف کلی، نتایج قابل مشاهدهای ایجاد میکند.
شکست دولت به وضعیتی اشاره دارد که در آن مداخله یا اقدام دولت برای اصلاح ناکارآمدیهای بازار، خود به نتایجی ناکارآمد، ناعادلانه یا زیانبار منجر میشود و نشان …
باهمستان آشفته (Chaotic Policy Community) وضعیتی در زیرسیستم خط مشی گذاری است که در آن مجموعه های متعددی از ایده ها درباره گزینه های خط مشی بدون وجود …
تزهای همگرا در خطمشیگذاری به تمایل کشورهای صنعتیشده به اتخاذ ترکیبهای خطمشی مشابه اشاره دارد؛ رویکردی که شکلگیری دستور کار را فرایندی تقریباً خودکار تحت فشارهای صنعتیشدن میداند.
تمرکززدایی در بخش عمومی فرایند واگذاری اختیارات و منابع از حکومت ملی به سطوح محلی یا نهادهای غیرسرزمینی است که بر ساختار تصمیمگیری، اجرای خطمشی و هماهنگی بازیگران …