تزهای همگرا
تزهای همگرا (Convergence Thesis)
تزهای همگرا در خطمشیگذاری عمومی رویکردی نظری برای تبیین چگونگی شکلگیری دستور کار دولتها در فرایند صنعتیشدن است. بر اساس این تز، با صنعتیشدن کشورها، آنها تمایل پیدا میکنند ترکیب خطمشی همگرایی را دنبال کنند. در این منظر، دستور کار بهعنوان فرایندی عملاً خودکار در نظر گرفته میشود که در نتیجه فشارها و کششهای واردشده بر دولتها از سوی نابسامانیهای اجتماعی و اقتصادی و نیز تقاضاهای ناشی از صنعتیشدن و نوسازی اقتصادی شکل میگیرد.
این اصطلاح در ادبیات خطمشیگذاری عمومی با نامهای مترادفی مانند «تز همگرایی» نیز به کار میرود.
مفهوم تزهای همگرا
تزهای همگرا به این پرسش پاسخ میدهد که چرا کشورهای مختلف، با وجود تفاوتهای ساختاری، سیاسی و نهادی، در دورههای صنعتیشدن الگوهای مشابهی از خطمشی را اتخاذ میکنند. بر اساس این مفهوم، فرایند صنعتیشدن و نوسازی اقتصادی، الزامات و تقاضاهای مشابهی را بر نظامهای سیاسی تحمیل میکند و همین فشارهاست که دولتها را به سمت گزینههای سیاستی مشابه سوق میدهد.
در ادبیات خطمشیگذاری، این تز بهویژه در تحلیل مرحله دستورکارگذاری به کار میرود؛ مرحلهای که مسائل بهعنوان موضوعات نیازمند مداخله دولت شناسایی و اولویتبندی میشوند. تز همگرایی استدلال میکند که این مرحله تا حد زیادی واکنشی به تحولات ساختاری و اقتصادی است، نه صرفاً حاصل انتخابهای ارادی و مجزای هر دولت.
با این حال، این تز از سوی منتقدان مورد انتقاد قرار گرفته است. آنها استدلال میکنند که اعتقاد به همگرایی، فرایندهای واقعی توسعه خطمشی را بیش از حد ساده میکند و تغییرات قابلتوجه در ماهیت و زمانبندی خطمشی را که در بین کشورها وجود دارد، نادیده میگیرد.
اهمیت تزهای همگرا در خطمشیگذاری
تزهای همگرا برای مطالعه تطبیقی خطمشی اهمیت دارد، زیرا مبنایی برای بررسی این پرسش فراهم میکند که آیا تحولات مشابه در ساختار اقتصادی، لزوماً به پیامدهای سیاستی یکسان منجر میشود یا خیر. این تز همچنین چارچوبی برای تحلیل تأثیر عوامل اقتصادی و اجتماعی بر اولویتبندی مسائل عمومی ارائه میدهد و توجه پژوهشگران را به نقش فشارهای بیرونی در شکلگیری دستور کار دولتها جلب میکند.
نقدهای وارد بر این تز نیز بهنوبه خود ارزش تحلیلی دارند؛ زیرا بر اهمیت زمینههای نهادی، مسیرهای تاریخی و ظرفیتهای متفاوت دولتها در شکلدهی به خطمشی تأکید میکنند. در نتیجه، تزهای همگرا نقطه عزیمت مهمی برای بحثهای نظری درباره تعامل میان ساختار و عاملیت در خطمشیگذاری عمومی است.
تزهای همگرا در عمل
بهعنوان یک مثال فرضی، دو کشور با سطوح متفاوت توسعه سیاسی و نهادی را در نظر بگیرید که هر دو در حال گذار به اقتصاد صنعتی هستند. بر اساس تزهای همگرا، میتوان انتظار داشت که هر دو کشور، تحت فشار نابسامانیهای اجتماعی ناشی از شهرنشینی سریع و تقاضاهای بخش صنعت، دستور کارهای مشابهی را در زمینه زیرساخت، آموزش فنی یا مقررات کار دنبال کنند؛ حتی اگر از نظر ساختار سیاسی بسیار متفاوت باشند. این مثال فرضی صرفاً برای روشنتر شدن کاربرد تز ارائه شده است.
مفاهیم مرتبط
دستورکارگذاری
اولویتبندی خطمشی
ائتلاف مدافع
سیاستگذاری تطبیقی
نوسازی اقتصادی
منابع
این تعریف از کتاب واژهنامه خطمشیگذاری عمومی نوشته هاولت، رامش و پرل استخراج شده است. برای مطالعه بیشتر، میتوانید به این منبع رجوع کنید. جهت ارجاعدهی میتوانید به صورت زیر عمل کنید:
ارجاع
Howlett, M., Ramesh, M., Perl, A., & Ferreira, E. H. X. (2022). Dictionary of public policy. Edward Elgar Publishing.
مقالات مهم بینالمللی
Globalization and higher education organizational change: A framework for analysis
Vaira, M. (2004). Globalization and higher education organizational change: A framework for analysis. Higher Education. Kluwer Academic Publishers. https://doi.org/10.1023/B:HIGH.0000046711.31908.e5