تغییر مرتبه اول (First-Order Change)
تغییر مرتبه اول (First-Order Change)
در واژهنامه خطمشیگذاری عمومی، تغییر مرتبه اول به نتایج قابل مشاهدهای اشاره دارد که از یک تصمیم مثبت برای تطبیق خطمشی حاصل میشود؛ تصمیمی که در آن صرفاً تنظیمات یک یا چند خطمشی یا کالیبراسیون ابزارهای خطمشی تغییر میکند، در حالی که انواع ابزارها و اهداف خطمشی ثابت باقی میمانند. این مفهوم در تقابل با دگرگونیهای بنیادینتر در خطمشی قرار میگیرد که به تغییر در خودِ ابزارها یا بازتعریف اهداف منجر میشوند.
مفهوم تغییر مرتبه اول در خطمشیگذاری
ادبیات مطالعات خطمشی، تغییرات خطمشی را بر اساس عمق و دامنه آنها در سطوح مختلفی طبقهبندی میکند. در پایهایترین سطح، تغییر مرتبه اول قرار دارد که تنها به کالیبراسیون ابزارهای خطمشی محدود میشود؛ یعنی مقادیر عددی، سطوح اجرایی، یا شدت و دامنه کاربرد ابزارهای موجود بدون تغییر در ماهیت آنها اصلاح میشود. برای نمونه، افزایش یا کاهش نرخ یک مالیات موجود، تعدیل سقف پرداخت یارانه، یا تغییر در میزان جریمههای مقرر در یک مقرره، همگی مصداق تغییر مرتبه اول محسوب میشوند. آنچه در این سطح ثابت میماند، نوع ابزار (مثلاً مالیات بهعنوان ابزار) و هدف کلی خطمشی (مثلاً کاهش مصرف یک کالای خاص) است.
این مفهوم برخلاف تغییرات مرتبه دوم و سوم که به ترتیب به تغییر در نوع ابزارها و تغییر در پارادایم یا اهداف بنیادین خطمشی اشاره دارند، کمترین میزان انحراف از وضع موجود را نمایندگی میکند. تغییر مرتبه اول بیش از آنکه یک تحول ساختاری باشد، نوعی تنظیم فنی و تدریجی در مسیر اجرای خطمشی است. در فرایند خطمشیگذاری، این تغییر معمولاً در مرحله اجرا یا بازبینی خطمشی و در پاسخ به بازخوردهای عملیاتی، نوسانات محیطی، یا تغییرات جزئی در شرایط مسئله رخ میدهد.
اهمیت تغییر مرتبه اول در خطمشیگذاری
اهمیت تحلیلی تغییر مرتبه اول در آن است که به پژوهشگران و خطمشیگذاران امکان میدهد میان دو نوع واکنش حکومت به مسائل عمومی تمایز قائل شوند: واکنشهایی که ماهیتاً تطبیقی و تنظیمی هستند و واکنشهایی که بنیادین و ساختاری به شمار میآیند. این تمایز از آن جهت اهمیت دارد که ماهیت تغییر، اغلب نشاندهنده میزان جدیگرفتن یک مسئله توسط خطمشیگذاران و ظرفیت نهادی برای تغییرات عمیقتر است. در مطالعات ارزیابی خطمشی، ردیابی تغییرات مرتبه اول میتواند الگوهای یادگیری خطمشی و فرایندهای بازخوردی را آشکار کند.
از منظر اجرایی، تغییرات مرتبه اول به دلیل هزینه پایینتر، ریسک سیاسی کمتر و امکان بازگشتپذیری آسانتر، متداولترین شکل تغییر در خطمشیهای عمومی محسوب میشوند. درک این مفهوم برای تحلیلگران خطمشی ضروری است؛ زیرا آنها را قادر میسازد بدون اغراق در توصیف اصلاحات جزئی، تأثیر واقعی تصمیمات را بر ساختار کلان خطمشی بسنجند.
تغییر مرتبه اول در عمل
بهعنوان یک مثال فرضی، فرض کنید دولت با هدف کاهش آلودگی هوا، مالیات بر سوختهای فسیلی را وضع کرده است. اگر پس از مدتی، نرخ این مالیات از ۱۰ درصد به ۱۲ درصد افزایش یابد، در حالی که نوع ابزار (مالیات) و هدف کلی (کاهش آلودگی) بدون تغییر باقی بماند، این اقدام نمونهای از تغییر مرتبه اول است. در مقابل، اگر دولت تصمیم بگیرد مالیات را حذف و بهجای آن سامانه سهمیهبندی انتشار کربن را جایگزین کند، این تغییر به سطح دوم منتقل میشود؛ و اگر هدف اصلی از «کاهش آلودگی» به «بازطراحی کامل نظام حملونقل شهری» تغییر کند، با تغییر مرتبه سوم مواجه خواهیم بود.
چنین تمایزی در جهان واقعی، تحلیلگران را قادر میسازد تا ارزیابی دقیقتری از سیاستهای اعلامی و سیاستهای عملی دولتها به دست آورند. بسیاری از اصلاحاتی که در ظاهر «تحول بزرگ» نامیده میشوند، در عمل تنها در سطح کالیبراسیون ابزارها باقی میمانند؛ و برعکس، برخی تغییرات بهظاهر کوچک، میتوانند آغازگر تغییرات عمیقتر باشند.
مفاهیم مرتبط
تغییر مرتبه دوم (Second-Order Change): تغییر در نوع ابزارهای خطمشی، بدون تغییر در اهداف کلی.
تغییر مرتبه سوم (Third-Order Change): تغییر در اهداف بنیادین و پارادایم حاکم بر خطمشی.
کالیبراسیون ابزار خطمشی (Policy Instrument Calibration): تنظیم دقیق پارامترهای اجرایی یک ابزار معین.
تغییر افزایشی (Incremental Change): رویکردی تدریجی به تغییر خطمشی که اغلب با تغییرات مرتبه اول همپوشانی مفهومی دارد.
پارادایم خطمشی (Policy Paradigm): چارچوب شناختی کلانتری که اهداف و منطق کلی خطمشی را تعیین میکند و تغییر آن معادل تغییر مرتبه سوم است.
منابع
این تعریف از کتاب واژهنامه خطمشیگذاری عمومی نوشته هاولت، رامش و پرل استخراج شده است. برای مطالعه بیشتر، میتوانید به این منبع رجوع کنید. جهت ارجاعدهی میتوانید به صورت زیر عمل کنید:
ارجاع
Howlett, M., Ramesh, M., Perl, A., & Ferreira, E. H. X. (2022). Dictionary of public policy. Edward Elgar Publishing.
مقالات مهم بینالمللی
Organizational adaptation to institutional change: A comparative study of first-order change in prospector and defender banks
Fox-Wolfgramm, S. J., Boal, K. B., & Hunt, J. G. J. (1998). Organizational adaptation to institutional change: A comparative study of first-order change in prospector and defender banks. Administrative Science Quarterly, 43(1), 87–126. https://doi.org/10.2307/2393592