تشویق (Suasion)
تشویق (ترغیب) (Suasion)
ترغیب یا تشویق، که در متون خطمشیگذاری گاه با عنوان «ترغیب» نیز از آن یاد میشود، به اقداماتی اشاره دارد که در آن دولت فراتر از انتشار صرف اطلاعات، ابتکار عمل بیشتری به خرج میدهد. این مفهوم، تلاشهای بخش عمومی برای تأثیرگذاری بر ترجیحات و اقدامات در جامعه مدنی را در بر میگیرد. نظرخواهیهای عمومی (Consultations) میان مقامات دولتی و بازیگران اقتصادی حوزههای مالی، صنعت یا نیروی کار، نمونهای از تشویق است که هدف آن تأثیرگذاری بر رفتار گروه هدف در جهتی مطلوب است.
مفهوم تشویق
تشویق در ادبیات خطمشیگذاری عمومی به مجموعهای از ابزارهای غیراجباری اطلاق میشود که دولت از طریق آنها میکوشد رفتار بازیگران جامعه مدنی را با تکیه بر اقناع، استدلال و همکاری تغییر دهد. این ابزار در میانهی پیوستاری قرار میگیرد که یک سر آن انتشار صرف اطلاعات و سر دیگر آن تنظیمگری دستوری است. در تشویق، دولت نه صرفاً اطلاعرسانی میکند و نه الزام قانونی ایجاد میکند، بلکه با برقراری گفتوگو، ارائهی مشوقهای نمادین و جلب مشارکت گروههای هدف، زمینهی تغییر داوطلبانهی رفتار را فراهم میآورد.
این مفهوم با ابزارهای مبتنی بر «اقتدار» تفاوت بنیادین دارد؛ زیرا در تشویق، تحمیل ارادهی دولت از طریق ضمانتهای اجرایی مدنظر نیست. همچنین با ابزارهای مالی مستقیم مانند یارانه یا مالیات یکسان نیست، هرچند ممکن است با آنها ترکیب شود. تشویق بهویژه در شرایطی به کار گرفته میشود که دولت به دنبال تغییر رفتار گروههایی است که از ظرفیت سازمانیافته و قدرت چانهزنی برخوردارند، مانند اتحادیههای صنفی، انجمنهای صنعتی یا نهادهای مالی.
اهمیت تشویق در خطمشیگذاری
تشویق از آن رو در خطمشیگذاری اهمیت دارد که به دولت امکان میدهد بدون تحمیل هزینههای سیاسی و اداری ناشی از تنظیمگری سخت، به اهداف خود دست یابد. این ابزار معمولاً کمهزینهتر از مقرراتگذاری مستقیم است و انعطافپذیری بیشتری برای انطباق با شرایط گوناگون گروههای هدف دارد. همچنین از آنجا که تشویق بر مشارکت و پذیرش داوطلبانه استوار است، میتواند مشروعیت خطمشی را در نزد ذینفعان افزایش دهد و مقاومت در برابر تغییر را کاهش دهد.
در فرایند خطمشیگذاری، تشویق اغلب در مرحلهی تدوین و اجرا به کار میآید. دولتها ممکن است برای شکلدهی به اجماع دربارهی یک مسئلهی عمومی یا برای ترغیب بخش خصوصی به رعایت استانداردهای غیرالزامی از این ابزار استفاده کنند. با این حال، کاربرد تشویق به این معنا نیست که دولت از سایر ابزارها صرفنظر میکند؛ بلکه معمولاً تشویق بهعنوان مکمل ابزارهای اقتداری یا مالی به کار گرفته میشود.
تشویق در عمل
در عمل، تشویق میتواند به شکلهای گوناگونی ظاهر شود. یکی از رایجترین شکلهای آن، برگزاری مشاورههای عمومی میان مقامات دولتی و نمایندگان بخشهای اقتصادی است. در این فرایند، دولت با ارائهی اطلاعات، شنیدن نگرانیها و مذاکره دربارهی راهحلها، تلاش میکند حمایت گروههای هدف را برای اجرای یک خطمشی جلب کند. برای مثال، در حوزهی انرژی، دولت ممکن است با تولیدکنندگان لوازم خانگی دربارهی برچسبهای مصرف انرژی مشورت کند و آنها را تشویق کند تا محصولات کممصرفتر تولید کنند، بدون آنکه الزام قانونی مستقیمی وضع کند.
نمونهی دیگر، استفاده از «اقناع اخلاقی» در سیاستهای پولی یا مالی است؛ جایی که مقامات دولتی با صدور بیانیهها یا برگزاری نشستهای مشترک با فعالان بازار، میکوشند انتظارات و رفتار آنها را در جهت مطلوب هدایت کنند. این کاربرد از تشویق، هرچند فاقد ضمانت اجرایی است، میتواند از طریق شکلدهی به هنجارها و انتظارات جمعی، تأثیر قابل توجهی بر رفتار داشته باشد.
مفاهیم مرتبط
ابزارهای اطلاعاتی: مجموعهای از ابزارها که دولت با استفاده از آنها اطلاعات را در اختیار شهروندان و سازمانها قرار میدهد، اما برخلاف تشویق، الزاماً به دنبال برقراری گفتوگو یا شکلدهی به هنجارها نیست.
ابزارهای داوطلبانه: ابزارهایی که در آنها دولت نقش هماهنگکننده دارد و اجرای خطمشی به پذیرش داوطلبانهی گروههای هدف وابسته است.
تنظیمگری: ابزار اقتداری که دولت از طریق وضع قواعد الزامآور رفتار بازیگران را کنترل میکند و در نقطهی مقابل تشویق قرار میگیرد.
مشاوره عمومی: فرایندی که در آن دولت نظر ذینفعان را دربارهی خطمشیها جویا میشود و از این طریق به شکلدهی اجماع و افزایش مقبولیت خطمشی کمک میکند.
اقناع: کوشش برای تغییر باورها، نگرشها یا رفتار از طریق استدلال و ارتباطات، بدون توسل به زور یا تطمیع مالی.
منابع
این تعریف از کتاب واژهنامه خط مشی گذاری عمومی نوشته هاولت، رامش و پرل استخراج شده است. برای مطالعه بیشتر، میتوانید به این منبع رجوع کنید. جهت ارجاع دهی میتوانید به صورت زیر عمل کنید:
ارجاع
Howlett, M., Ramesh, M., Perl, A., & Ferreira, E. H. X. (2022). Dictionary of public policy. Edward Elgar Publishing.