چطور تئوری تغییر بسازیم ؟ روش های توسعه تئوری تغییر
فهرست مطالب
ساخت تئوری تغییر میتواند فرآیندی پیچیده و مهم در مدیریت تغییر باشد. در این متن، به روشهای توسعه تئوری تغییر پرداخته خواهد شد. این روشها شامل پیادهسازی و کنشگری، تجزیه و تحلیل پیوندهای علّی، روش روایتی و روش جدولی میشوند. همچنین، توصیههایی برای ساخت و توسعه تئوریهای تغییر ارائه میشود.
پیادهسازی و کنشگری: ساخت مسیرهای اثرگذاری و ساخت تئوری تغییر
ساخت تئوری تغییر معمولاً شامل درگیر کردن ذینفعان درگیر در طراحی و اجرای مداخله میشود. این درگیر شدن میتواند از طریق حضور در انواع کارگاهها یا مشاوره باشد. در کنار این، روشهای پژوهش، ازجمله ترکیب شواهد، گروههای متمرکز، و پانلهای متخصصین، میتوانند برای جمعآوری و ترکیب شواهد جهت ساخت تئوری تغییر استفاده شوند.
مفهوم و کاربرد تئوری تغییر میتواند پیچیده به نظر برسد، چرایی این موضوع شاید مربوط به این باشد که یک «تئوری تغییر» یک چیز ثابت و بیتغییر نیست و در موارد مختلف بسته به شرایط باید “طراحی” شود. این ویژگی در تئوریهای تغییر شبیه به مفهوم “ارزیابی” است که بسته به موقعیتهای مختلف میتواند چیزهای مختلفی باشد. تئوریهای تغییر:
- وابسته به زمان هستند و میتواند در طول زمان تغییر کنند.
- اهداف متفاوتی دارند.
- نیاز به تشخیص عدم قطعیتها و مفاهیم و موضوعات غیرخطی دارند.
- میتواند بهعنوان یک ابزار پیشینی و یا پسینی در تجزیهوتحلیل مداخلات استفاده شوند.
برای رسیدن به یک تئوری تغییر قوی و قابلاتکا، نسخههای اولیه آن باید در برابر منطق و مفروضات تعیینشده، و همچنین در برابر هرگونه شواهد موجود از پژوهشها یا ارزیابیهای قبلی که ممکن است از روش ارائهشده توسط تئوری تغییر حمایت کنند (یا نکنند)، آزمایش شوند.
ساخت تئوری تغییر از طریق تجزیه و تحلیل پیوندهای عِلّی
یکی از رویکردها در ساخت و توسعه تئوری تغییر، بحث در مورد پیوندهای علّی اصلی مختلف در تئوری تغییر بهطور جداگانه است. این کار را میتوانیم از دو طریق روایتی و جدولی انجام دهیم.
روش روایتی برای ساخت تئوری تغییر
یعنی درباره اینکه چگونه هر یک از گامهای در تئوری تغییر، مانند دریافتکنندگان، ظرفیت، تغییرات رفتاری و… مفروضات مربوط به آنها درنهایت منجر به تغییر میشود بحث و بررسی انجام دهیم. چنین کاری دربارهی مفروضات مختلف پیوند علّی را میتوان در یک متن روایتی همراه تئوری تغییر انجام داد که دارای ارجاعات مناسبی به پژوهشها و ارزیابیهای قبلی که از مفروضات اساسی پشتیبانی میکند، داشته باشد. همچنین میتوان از روش جدولی زیر استفاده کرد. در ارزیابی مداخلات واقعاً پیچیده، معمولاً استفاده از ارزیابی برای یادگیری تدریجی و سازگاری در طول زمان پیشنهاد میشود. مطابق با این تفکر، تئوریهای اولیه توسعه مییابد و آرا درباره تغییراتی مانند مواردی که در اینجا مورد بحث قرار گرفت، با کسب دانش جدید، تجدید نظر و تطبیق داده میشود.
روش جدولی
در ساختن یک تئوری تغییر، شناسایی درجه کنترلی که بر مفروضات پیوند علّی دارد یا ممکن است، وجود داشته باشد، میتواند مفید باشد. مفروضاتی که مداخله بر آنها تأثیری ندارد یا تأثیر بسیار کمی دارد را میتوان با نشان A برچسب زد کرد؛ مفروضاتی که میتواند (باید) تأثیر مستقیم و یا غیرمستقیم بر مداخله داشته باشد را با B برچسبگذاری میکنیم. درنهایت مفروضاتی که دارای تأثیر جدی هستند و باید قادر به کنترل مستقیم آنها باشیم را با C برچسبگذاری میکنیم. چنین دستهبندی به ما کمک میکند اقدامات و فعالیتهای حمایتی موردنیاز اضافی که ممکن است برای اطمینان از تحقق بهتر مفروضات مفید باشد را مشخص کنیم و از این طریق ریسک برای مداخله به حداقل برسد، و منجر به یک مداخله چندوجهی شود. همچنین در حین دستهبندی و نگارش این جدول ممکن است مفروضات جدید برای ما روشن شود و یا اینکه به این نتیجه برسیم که در مورد اهمیت برخی از مفروضات اطلاعات کافی در دسترس نداریم و نیاز به بررسی بیشتر است.
تجزیهوتحلیل پیوند علّی میتواند برای ارزیابی پیشینی میزان شواهد تجربی برای حمایت از هر پیوند در یک ToC مورداستفاده قرار گیرد. در بسیاری از موارد این احتمال وجود دارد که یافتههای پژوهشی و ارزیابی قبلی پشتیبان برای یک فرض وجود داشته باشد که از پیوندهای علّی پشتیبانی میکند، یا که چنین شواهد قبلی ضعیف هستند، یا وجود ندارند. در برخی از موارد ما شاهد این هستیم که نیاز به ورود گروههای اثرگذار دیگر مانند سازمانهای مردمنهاد هستیم تا در انجام اقدامات کمکی ما را یاری رسانند. با استفاده از مثال تغذیه، جدول زیر نوع تجزیهوتحلیل پیوند علّی پیشین را مطابق با نحوه برچسبگذاری که در بالا به آن اشاره شد، نشان میدهد. هر یک از مفروضات بر اساس میزانی که میتواند در مداخله اثرگذار باشد ارزیابی میشود و اقداماتی جهت تقویت احتمال تحقق این فروض انجام دهد.
توصیه هایی برای ساخت تئوری تغییر
تجزیهوتحلیل انجامشده برای توسعه یک تئوری تغییر ممکن است نقاط ضعف در ایدهها و مفروضات اولیه در مورد نحوه عملکرد مداخله را آشکار کند. همانطور که در ابتدا ذکر شد، یک تئوری تغییر همچنین میتواند بهعنوان چارچوبی برای طراحی مداخله، توسعه یک رژیم پایش و توسعه یک طرح ارزیابی استفاده شود. در توسعه مسیرهای تأثیرگذاری و تئوریهای تغییر، چند نکته باید در نظر گرفته شود:
- احتمالاً بهترین حالت برای توسعه یک تئوری تغییر، رویکرد مشارکتی (با سایر ذینفعان) در توسعه آن است، اما این همیشه امکانپذیر نیست.
- برای توسعه یک تئوری تغییر میتوان از یک صفحه سفید شروع کرد و از یکیک افراد دیدگاههای آنها را خواست، اما یک روش کارآمدتر این است که تئوری تغییر (یا مسیر اثرگذاری) توسط چند نفر تدوین شود و سپس در معرض نقد و نظرات دیگران قرار بگیرد و اصلاح شود.
- در بحث و بررسی با ذینفعان ممکن است که بیش از یک نسخه از تئوری تغییر به دست آید؛ بهتر است نمونههای بهدستآمده در محک شرایط واقعی خورده و از میان آنها یکی انتخاب شود.
- مهم است که بهطور صریح یا ضمنی همه عناصر تئوری تغییر را در یک زمان تدوین آن گنجانده شود.
- توسعه مسیرهای اثرگذاری و تئوریهای تغییر باید بهعنوان یک فرآیند دیده شود که در طول زمان و با به دست آوردن بینش بیشتر، تکامل مییابد.
- بهجای هدف قرار دادن یک مسیر اثرگذاری یا تئوری تغییر ایدهآل، به دنبال یک مسیر اثرگذاری یا تئوری تغییر “به اندازه کافی خوب” باشید.
- دو جز ظرفیت و تغییرات رفتاری اغلب قسمتهای کلیدی هستند.
- تا حد امکان، مسیرهای اثرگذاری و تئوریهای تغییر باید علاوه بر دیدگاههای ذینفعان، مبتنی بر پژوهشهای قبلی باشد.
- مسیرهای اثرگذاری تودرتو و تئوریهای دریافتکنندگان توسعهیافته، میتوانند در عملی شدن استفاده از استراتژیهای مختلف مداخله و گروههای مختلف هدف، کاملاً مفید باشند.
- تئوریهای تغییر را میتوان به روشهای مختلفی نمایش داد و میتوان آن را در سطوح مختلفی از جزئیات بیان کرد.
- مسیرهای اثرگذاری و تئوریهای تغییر (عمومی) میتوانند بهعنوان بلوکهای سازنده در زمانی که مداخلات مشابه در مکانهای مختلف رخ میدهند، بسیار مفید باشند.
در نهایت باید گفت بهترین راه برای توسعه تئوری تغییر از طریق همکاری گسترده با طیف گستردهای از ذینفعان، ازجمله طراحان، مجریان، ذینفعان و یا گروههای ذینفع برای درک چگونگی عملکرد این مداخله از دیدگاههای مختلف است. هنگامیکه این امر امکانپذیر نیست، در حداقل زمان باید با تئوری تغییر در تعامل با ذینفعان کلیدی آزمایش شود. این آزمایش همراستا بودن و بازتاب دهندگی دیدگاه آنها را در مورد چگونگی عملکرد مداخله را بررسی میکند. اگر مداخله بزرگ با عناصر زیاد باشد، میتوان یک سری مدلها را با تمرکز بر جنبههای مختلف مداخله بهطور مفید توسعه داد. مهمتر از همه، خودِ تئوری تغییر باید در طول عمر ارزیابی بهعنوان شواهد جدید توسعه یابد.
سیاههی جستارهای بستهی دوم فرماناسازی
فَرماناها مجموعهای از ابزارها و راهنماییهای مدیریتی است که به شما در تصمیمگیری کمک میکند. فَرمانا از حیث نظری متکی بر روششناسیهای علمی در حوزه تصمیم گیری و ارزیابی است و به شما کمک میکند تا تصمیمهای متکی بر داده و شواهد اتخاذ کنید. اینجا به شما کمک میکنیم تا فَرمانده بهتری برای سازمان خود باشید. فَرمانا آرزو دارد با کنشگری خود، زمینهساز سازمانهایِ ایرانی بهتر باشد.
سیاههای از گامهای پیدرپی که برای تسلط بر مباحث مربوط به این گام نیاز دارید را در لیست زیر مشاهده میفرمایید. شما میتوانید این مجموعه جستار را با ترتیب پیشنهادی و یا بسته به نیاز خود مطالعه کنید.