اجزای تئوری تغییر؛ مسیر اثرگذاری و مفروضات

اجزای تئوری تغییر؛ مسیر اثرگذاری و مفروضات

برای ساختن تئوری تغییر، باید هم مسیر رسیدن از فعالیت به نتیجه را روشن کنیم و هم فرض‌های پشت هر پیوند را بنویسیم. این مقاله اجزای مدل را توضیح می‌دهد: فعالیت، خروجی، دریافت‌کننده، تغییر ظرفیت و رفتار، منفعت مستقیم، تغییر رفاه و شرایطی که تحقق این تغییرها به آن‌ها وابسته است.

اگر ابتدا به تعریف و کاربردهای این مفهوم نیاز دارید، مقالهٔ تئوری تغییر چیست؟ نقطهٔ شروع مناسب‌تری است. موضوع این صفحه، شناخت اجزای مدل و مفروضات آن‌هاست؛ راهنمای فرایند ساخت تئوری تغییر، صفحه‌ای جداگانه دارد.

از مداخله تا مسیر اثرگذاری

مداخله مجموعه‌ای از فعالیت‌های مشخص است که با هدف ایجاد تغییری در پیامدها انجام می‌شود؛ سیاست، برنامه و پروژه هم می‌توانند مداخله باشند. برای فهم عملکرد آن، دو پرسش داریم: فعالیت‌ها چگونه به نتیجه می‌رسند و برای کارکرد هر پیوند چه شرایطی لازم است؟

مسیر اثرگذاری پیوند میان گام‌های رسیدن از فعالیت به نتیجهٔ نهایی را نشان می‌دهد. یک مداخله ممکن است چند مسیر اثرگذاری داشته باشد. وقتی مفروضات پشتیبان این پیوندها را هم توضیح دهیم، مدل کامل‌تری از تئوری تغییر داریم.

تئوری تغییر می‌تواند پیش از اجرا، منطق تغییرِ مورد انتظار را روشن کند یا پس از اجرا، برای بررسی چگونگی تغییر به کار رود. در هر دو حالت، مدل باید از ادعای اثبات‌شده جدا بماند؛ برای داوری دربارهٔ عملکرد واقعی، شواهد لازم است.

اجزای مسیر اثرگذاری در مدل مین

تعریف اصطلاح‌های نتیجه، خروجی، پیامد و اثرگذاری در همهٔ اسناد یکسان نیست. در این مقاله، «نتایج» نام کلی خروجی‌ها، پیامدها و اثرگذاری‌هاست. مدل جان مین، اجزای مسیر را با نام‌های مشخص‌تری بیان می‌کند تا روشن شود در هر گام چه تغییری انتظار می‌رود. این یک الگوی قابل بررسی است؛ نباید بدون توجه به مداخله، نام جعبه‌ها را پر کرد.

فعالیت‌ها و خروجی‌ها

فعالیت‌ها کارهایی هستند که مجریان و دیگر افراد درگیر انجام می‌دهند. خروجی‌ها کالاها و خدمات مستقیمی‌اند که از این فعالیت‌ها به دست می‌آیند.

در مثال توضیحیِ آموزش تغذیهٔ کودک، برگزاری آموزش یک فعالیت است و محتوای آموزشی و خدمت ارائه‌شده از خروجی‌های آن‌اند. این مثال برای توضیح منطق مدل است و نتیجهٔ یک مطالعهٔ اجراشده را گزارش نمی‌کند.

سودبران و دریافت‌کنندگان

سودبران کسانی هستند که هدف نهایی مداخله، بهبود وضعیت یا رفاه آن‌هاست. می‌توان گروه‌های سودبر را بر اساس ویژگی‌هایی مانند درآمد، جنسیت، محل زندگی یا دیگر ویژگی‌های مرتبط مشخص کرد. در بعضی مداخله‌ها، سازمان‌ها هم گروه هدف‌اند.

دریافت‌کنندگان و واکنش آن‌ها به کسانی اشاره دارد که کالا یا خدمت به آن‌ها می‌رسد و واکنش اولیه‌ای که به آن نشان می‌دهند. در مثال تغذیه، کودک می‌تواند سودبر نهایی و مادر دریافت‌کنندهٔ آموزش باشد. یکسان گرفتن این دو گروه ممکن است بخش مهمی از منطق مداخله را پنهان کند.

باید روشن باشد خدمت به کدام بخش از گروه هدف رسیده و چه کسانی از آن جا مانده‌اند. توجه به میانگین دریافت خدمت، بدون بررسی پوشش گروه‌های مختلف، برای تحلیل دسترسی و برابری کافی نیست.

تغییر ظرفیت و تغییر رفتار

تغییر ظرفیت می‌تواند تغییر در دانش، نگرش، مهارت، خواسته‌ها و فرصت‌های دریافت‌کنندگان باشد. اما آگاهی یا مهارت تازه الزاماً به رفتار تازه تبدیل نمی‌شود.

تغییر رفتار زمانی رخ می‌دهد که فرد در عمل کاری را متفاوت انجام دهد یا از محصول و خدمت مداخله استفاده کند. در مثال تغذیه، دانستن شیوهٔ مناسب تغذیه با به‌کارگیری آن در خانه یکسان نیست. میان ظرفیت و رفتار نیز می‌تواند بازخورد وجود داشته باشد؛ فرد هنگام عمل، دانش و مهارت تازه‌ای پیدا می‌کند.

منافع مستقیم و تغییر رفاه

منافع مستقیم به بهبود وضعیت سودبران اشاره دارد؛ مانند درآمد بیشتر، استفادهٔ مناسب از خدمات بهداشتی یا، در مثال ما، تغذیهٔ بهتر کودک.

تغییر رفاه به بهبودهای انباشته و بلندمدت‌تر، مانند سلامت بهتر، کاهش فقر یا امنیت غذایی مربوط است. در مثال تغذیه، بهتر شدن رژیم غذایی می‌تواند در کنار شرایط لازم دیگر به سلامت بهتر کمک کند. این دو سطح را باید جدا کرد تا یک تغییر میانی، نتیجهٔ نهایی معرفی نشود.

زمینه، زمان و پیامدهای ناخواسته

تأثیرات بیرونی

رویدادها، روندها و مداخله‌های دیگری هم می‌توانند در نتیجه نقش داشته باشند. کاهش قیمت سبزیجات یا تغییر کیفیت مواد غذایی، برای مثال، ممکن است مستقل از برنامهٔ آموزشی به بهبود تغذیه کمک کند. این عامل‌ها باید در تحلیل دیده شوند تا همهٔ نتیجه به برنامه نسبت داده نشود.

خط زمانی و بازخورد

خط زمانی نشان می‌دهد چه موقع انتظار داریم هر تغییر رخ دهد. حتی زمان‌های تقریبی هم می‌توانند برای پایش مفید باشند، به شرط آنکه به‌عنوان برآورد معرفی شوند. نمایش مسیر با جعبه‌ها و پیکان‌ها به معنای خطی بودن همهٔ تغییرها نیست؛ بازخورد میان مرحله‌ها را هم می‌توان در مدل نشان داد.

پیامدهای ناخواسته

پیامد مداخله همیشه به نتیجهٔ مطلوب محدود نیست. ممکن است پیامدهای مثبت یا منفیِ دیگری ایجاد شود که هدف برنامه نبوده‌اند. مواردی را که پیشاپیش قابل تصورند باید در مدل و پایش دید؛ پس از اجرا نیز باید برای پیدا کردن پیامدهای پیش‌بینی‌نشده جست‌وجو کرد.

نظریه تغییر - تئوری عمومی تغییر

مفروضات چه تفاوتی با پیکان‌های مدل دارند؟

پیکان نشان می‌دهد انتظار داریم یک تغییر به تغییر بعدی کمک کند؛ مفروضات توضیح می‌دهند این اتفاق چرا و در چه شرایطی ممکن است رخ دهد. برای مثال، «افزایش مهارت به تغییر رفتار کمک می‌کند» یک پیوند است. داشتن فرصت استفاده از مهارت، توان مالی لازم یا پذیرش آن رفتار از سوی خانواده، می‌تواند از مفروضات همان پیوند باشد.

در این مدل، مفروضاتِ علّی شرط‌های مهمی‌اند که برای کارکرد پیوند، لازم یا تقریباً لازم فرض می‌شوند. انتخاب آن‌ها به شواهد پیشین، تجربهٔ ذی‌نفعان و نظریهٔ مرتبط نیاز دارد. قرار نیست همهٔ رویدادهای قابل تصور را فهرست کنیم؛ باید روی شرط‌های برجسته و مرتبط با زمینه تمرکز کنیم.

مفروضات رسیدن خدمت به دریافت‌کنندگان

خدمت باید به گروه مورد نظر برسد و برای آن‌ها قابل قبول و مناسب باشد. در مثال تغذیه، انتخاب مخاطبانی که در تصمیم غذایی کودک نقشی ندارند می‌تواند منطق برنامه را تضعیف کند. باید از انتخاب گزینشیِ دریافت‌کنندگان و نادیده گرفتن گروه‌هایی که دسترسی دشوارتری دارند نیز پرهیز کرد.

مفروضات تغییر ظرفیت

رسیدن محتوا به مخاطب کافی نیست. ممکن است لازم باشد محتوا قابل فهم، واقع‌بینانه، از نظر فرهنگی پذیرفتنی و متناسب با توانایی و تجربهٔ پیشین او باشد تا به یادگیری یا تغییر نگرش کمک کند.

مفروضات تغییر رفتار

برای تبدیل ظرفیت به عمل، شرط‌های دیگری اهمیت دارند: توان مالی، دسترسی به امکانات و تأمین‌کنندگان، حمایت اطرافیان و محیط قانونی یا طبیعیِ مساعد. بسته به مداخله باید مشخص کرد کدام‌یک واقعاً شرط مهمی است و چه شواهدی برای آن داریم.

در مدل «نیازها، فرصت‌ها و توانایی‌ها» یا NOA، انگیزه و امکان عمل به هم مرتبط‌اند و تغییر رفتار را نباید صرفاً نتیجهٔ انتقال اطلاعات دانست. در مثال تغذیه، علاقه به سلامت کودک، امکان تصمیم‌گیری دربارهٔ غذا و دسترسی به غذای مناسب باید جداگانه بررسی شوند؛ نیت مثبت به‌تنهایی کافی نیست.

مفروضات منافع مستقیم

باید بررسی کنیم رفتار تازه چگونه به منفعت مورد نظر تبدیل می‌شود. برای نمونه، افزایش مصرف یک غذای مفید، اگر با کاهش نامناسب دیگر خوراکی‌های ضروری همراه شود، ممکن است منفعت تغذیه‌ایِ مورد انتظار را ایجاد نکند. یا افزایش فعالیت اقتصادی، بدون افزایش خالص درآمد، الزاماً منفعتی برای سودبر ایجاد نمی‌کند.

مفروضات تغییر رفاه

برای رسیدن منفعت مستقیم به بهبود رفاه نیز ممکن است شرط‌های دیگری لازم باشد. در مثال تغذیه، رژیم غذایی بهتر در کنار دسترسی به مراقبت‌های بهداشتی و درمانی می‌تواند به سلامت بهتر کمک کند. شرط‌های دقیق باید با همان زمینه و هدف مداخله مشخص شوند.

تغییر تدریجی و تغییر بنیادین را جدا کنیم

یادگیری یک مهارت تازه با تغییر اساسی در شیوهٔ کار یا روابط قدرت یکسان نیست. در یک برنامه، بهبود یک محصول غذایی می‌تواند تغییری محدود باشد، در حالی که دگرگونی زنجیرهٔ تأمین غذا با بازیگران و مانع‌های متفاوتی روبه‌رو می‌شود.

این تمایز کمک می‌کند دربارهٔ دشواری تغییر و استحکام شواهدِ پشتیبان فرض‌ها واقع‌بینانه‌تر باشیم. نباید بدون بررسی زمینه، هر تغییر تدریجی را آسان یا هر تغییر بنیادین را ناممکن دانست.

مفروضات در معرض خطر و اقدام اصلاحی

وقتی تحقق یک فرض نامطمئن است، پیوند وابسته به آن هم در معرض خطر قرار می‌گیرد. اگر برنامه به اقدام حکومت محلی وابسته باشد، باید دانست آیا انگیزه، اختیار و امکان آن اقدام وجود دارد. انتظار ایجاد یک بازار تازه، بدون بررسی تقاضا یا مانع‌های بازار، نمونهٔ دیگری از یک فرض پرخطر است.

پیش از اجرا، این فرض‌ها می‌توانند شکاف طراحی را نشان دهند. ممکن است بتوان با بررسی زودهنگام، شواهد بیشتری دربارهٔ آن‌ها به دست آورد یا با اقدام اصلاحی، احتمال تحققشان را افزایش داد. زمان هم مهم است: برای شرطی که دیرتر در مسیر لازم می‌شود، شاید فرصت بیشتری برای اقدام داشته باشیم.

پس از اجرا باید بررسی کرد فرض واقعاً برقرار بوده و برای کاهش خطر چه کاری انجام شده است. توافق ذی‌نفعان یا استحکام ظاهری طرح، تحقق فرض را تضمین نمی‌کند. گاهی نیز مخالفت بازیگران قدرتمند، مانند مقاومت در برابر پایش مستقل، خود بخشی از خطر است. می‌توان این فرض‌ها را در نمودار برجسته و در توضیح همراه آن ثبت کرد.

بستهٔ علّی و حدود ادعای اثرگذاری

فعالیت‌های مداخله به‌ندرت تنها عامل نتیجه‌اند. در مدل مین، فعالیت‌ها همراه با شرط‌های پشتیبانشان یک «بستهٔ علّی» را تشکیل می‌دهند که انتظار داریم به نتیجه کمک کند. مداخله در این توضیح، یکی از علت‌های مشارکت‌کننده است؛ نه لزوماً علت یگانه.

پیش از اجرا، این بسته یک فرض دربارهٔ چگونگی تغییر است. پس از اجرا باید با شواهدِ مربوط به فعالیت‌ها، نتایج، مفروضات و عامل‌های بیرونی بررسی شود. اینکه اجزای مدل کنار هم منطقی به نظر می‌رسند، برای اثبات سهم مداخله کافی نیست.

پیش از استفاده از مدل، برای هر پیوند بپرسید: چه تغییری انتظار داریم، چه شرطی لازم است، چه شواهدی داریم و چه چیزی می‌تواند توضیح ما را نقض کند؟ پاسخ روشن به این پرسش‌ها از پر کردن تعداد بیشتری جعبه ارزشمندتر است.

منبع روش‌شناختی

Mayne, J. (2015). Useful Theory of Change Models. Canadian Journal of Program Evaluation, 30(2), 119–142.

مطالب و ابزارهای مرتبط

برای ادامهٔ مطالعه، منابع زیر را با توجه به نیاز همان مداخله بررسی کنید. داده‌های اقتصادی فقط وقتی به کار می‌آیند که با زمینه، دوره و پرسش مدل مرتبط باشند.