خط مشی گذاری مبتنی بر شواهد
فهرست مطالب
خط مشی گذاری مبتنی بر شواهد رویکرد نوینی در خط مشی گذاری است که « به افراد کمک میکند تا با قرار دادن بهترین شواهد موجود از پژوهشها در قلب توسعه و اجرای خطمشی، تصمیمات آگاهانه در مورد خطمشیها، برنامهها و پروژهها اتخاذ کنند». این رویکرد بر اساس اطلاعات و شواهد پژوهشی معتبر تأسیس شده و در تصمیمگیریها و تدوین سیاستها تأثیرگذاری قابل توجهی دارد.
کلیت ایده استفاده از شواهد در خطمشی بدیهی به نظر می رسد. در یونان باستان، ارسطو این ایده را مطرح کرد که انواع مختلف دانش باید به ساخت احکام قانونی کمک کند. دانشی که او از آن یاد می کند، در حالت ایدهآل شامل ترکیبی از دانش علمی، دانش عملی و دانش مبتنی بر ارزش است. بااینحال، چیزی که جدید و جالب است، تأکید فزایندهای است که در دهه گذشته بر این مفهوم شده است.
تاریخچه خط مشی گذاری مبتنی بر شواهد
شاید همانطور که در بررسی تایخچه شواهد محوری پزشکی را بهعنوان یکی از سرمنشأهای شواهدمحوری در نظر میگیریم، باید تأکید بر این رویکرد توسط حزب کارگر در انگلستان را نیز بهعنوان یک مدخل برای ورود آن به حوزه خطمشی در نظر گرفت.
خطمشیگذاری مبتنی بر شواهد (EBP: evidence based policy ) از سال 1997 در کابینههای تونی بلر ارزش سیاسی پیداکرده است. این به معنای ورود دولتی با دستور اصلاح و نوسازی بود که متعهد به پایان دادن به خطمشیهای ایدئولوژیکمحور و جایگزینی آن با تصمیمگیری منطقی بود، است. آنها با انتشار “سپیدنامه” خود در سال 1999، یعنی “نوسازی حکومت (White Paper: Modernizing Government)”، تعهد جسورانهای نسبت به استفاده از شواهد در تصمیمگیری خطمشی دادند. در این سپیدنامه صراحتاً اشاره شده است که :
«حکومت خطمشیهایی را ایجاد کند که واقعاً با مشکلات مقابله کند. خطمشیهایی که بهجای پاسخ به فشارهای کوتاهمدت، آیندهنگر هستند و بر اساس شواهد شکل میگیرند و بهجای هدف گرفتن عوارض، دلایل رخ دادن آنها را هدف میگیرند.»
گفتمان خطمشیگذاری مبتنی بر شواهد در میان طیف وسیعی از جوامع خطمشیگذاری، مانند آنهایی که در ادارات حکومتی، سازمانهای پژوهشی و اندیشکدهها هستند، رایج شده است.
خطمشیگذاری مبتنی بر شواهد، گفتمان یا مجموعهای از روشها است که بهجای هدف تأثیرگذاری بر اهداف نهایی خطمشی، فرآیندهایی را که توسط آن خطمشیها تدوین میشوند، را هدایت میکند. این نگاه از رویکردی منطقیتر، دقیقتر و سیستماتیکتر حمایت میکند و از مفاهیم سنتی پژوهش فراتر میرود تا درک گستردهتری را اتخاذ کند. همچنین در بیشتر بحثها، این رویکرد دربرگیرنده کنشهای مبتنی بر شواهد است.
تعریف خط مشی گذاری مبتنی بر شواهد
فیل دیویس خطمشیگذاری مبتنی بر شواهد را «ادغام تجربه، قضاوت و تخصص با بهترین شواهد خارجی موجود از پژوهشهای سیستماتیک» مینامد و خاطرنشان میکند که EBP شامل تغییر جهت از تصمیمگیری مبتنی بر عقیده به سمت تصمیمگیریهای مبتنی بر «آرا و قضاوت کارشناسان (که) شواهد معتبر و قابلاعتماد باکیفیت بالا را تشکیل میدهند، است». او میگوید « خطمشیهای مبتنی بر عقیده، با رویکردی دقیقتر و منطقیتری، که شواهد پژوهشی باکیفیت بالا را جمعآوری و ارزیابی میکنند و از شواهد پژوهشی باکیفیت بالا برای آگاهیبخشی به خطمشیگذاری و کنش حرفهای استفاده میکند، جایگزین میشوند.»
چرا خطمشیگذاری مبتنی بر شواهد مهم است؟
پیگیری خطمشیگذاری مبتنی بر شواهد بر این فرض استوار است که تصمیمات مربوط به خطمشی باید با شواهد موجود بهتر روشن و شفاف شوند و همچنین باید شامل تحلیل منطقی باشند. دیوید بلانکت، وزیر آموزش سابق بریتانیا، در سخنرانی خود در گفته است:
«شواهد پژوهشهای علوم اجتماعی برای توسعه و ارزیابی خطمشی، اساسی است… ما باید بتوانیم به دستاوردهای دانشمندان علوم اجتماعی تکیه کنیم تا به ما بگویند که چه چیزی و چه نوع خطمشی جدیدی، چگونه و چرا، احتمالاً مؤثرترین هستند».
چنین رویکردی به این دلیل است که خطمشی که مبتنی بر شواهد است، نتایج بهتری را به همراه دارد. شاکسون (2005) با اشاره به موارد زیر استدلال میکند که به دلایل زیر نیاز به خطمشی شواهد محور داریم:
- محیط خطمشی و چگونگی تغییر آن را درک کنید.
- اثرات احتمالی تغییرات خطمشی را ارزیابی کنید تا بتوانیم بین گزینههای مختلف خطمشی انتخاب کنیم و متعاقباً تأثیرات آنها را ارزیابی کنیم.
- پیوندهای بین جهت استراتژیک، نتایج موردنظر و اهداف خطمشی را نشان دهید تا خطوط استدلال و شواهد روشنی بین هدف ما و آنچه اکنون انجام میدهیم وجود دارد، نمایان شود.
- تعیین کنید که برای رسیدن به اهداف استراتژیک یا اهداف میانی خود چه کاری باید انجام دهیم.
- دیگران را تحت تأثیر قرار دهید تا به ما کمک کنند تا به اهداف خطمشی ما دستیابیم و آنها را تا مرحله رسیدن خدمت همراه نگهداریم.
- کیفیت (وسعت و عمق) پایگاه شواهد را برای برآورده کردن دستور کار حکومت باز به اشتراک بگذارید.
استفاده از شواهد در خطمشیگذاری بهبود عملکرد و کیفیت تصمیمگیریها را ارتقا میدهد. این رویکرد نه تنها به تحلیل دقیقتر و منطقیتر مسائل کمک میکند بلکه از شفافیت و شواهد علمی بهرهمندی میکند. در نتیجه، خطمشیهای مبتنی بر شواهد میتوانند به توسعه پایدار و بهبود عملکرد اقتصادی و اجتماعی در کشورها کمک مؤثری نمایند. در مقاله خط مشی گذاری مبتنی بر شواهد برای کشورهای در حال توسعه، به صورت دقیق تری به بررسی این موضوع پرداخته ایم.
بسته ویژه خط مشی گذاری مبتنی بر شواهد
همهی تلاش ما در مجموعه فرمانا این است که شما بتوانید به شکل کارآمدتری از داده و شواهد در مدیریت استفاده کنید. به همین دلیل سه دسته از نیازمندی های هر تصمیم گیری داده محور، یعنی راهنماهای مدیریتی، دادههای تصمیم گیری و ابزارهای تصمیمگیری را در کنار هم برای شما فراهم آوردهایم. امیدواریم که استفاده از موارد زیر بتواند به شما در اتخاذ یک خط مشی گذاری مبتنی بر شواهد یاری رساند.