تئوری تغییر یا نظریه تغییر چیست ؟

تئوری تغییر یا نظریه تغییر چیست ؟

فهرست مطالب

تئوری تغییر چیست ؟ تئوری تغییر یا نظریه تغییر مفهومی است که در حوزه علوم اجتماعی و مدیریت مورد استفاده قرار می‌گیرد و به تبیین و تفسیر فرآیندهای تغییر در سازمان‌ها و جوامع می‌پردازد. در این مقاله، با تعریف تئوری تغییر آشنا خواهیم شد و کاربردهای آن را بررسی خواهیم کرد. همچنین، مراحل طراحی، مدیریت، و ارزیابی مداخلات مبتنی بر تئوری تغییر نیز مورد بحث قرار خواهد گرفت.

آشنایی با تئوری تغییر

استفاده از مفهوم تئوری تغییر به‌صورت عمده برای ارزیابی مداخلات حکومتی رایج بوده است. علاوه بر این، تئوری تغییر و مفاهیم نزدیک به آن، مانند تئوری برنامه، مدل منطقی، زنجیره نتایج، مسیر پیامدها، تئوری اجرا و تئوری فعالیت توسط افراد مختلف معرفی شده‌اند ولی هیچ توافقی کلی در مورد اصطلاحات مورداستفاده و این که تئوری تغییر چیست ،  وجود ندارد.  برخی از نمونه‌های خوب استفاده از تئوری‌های تغییر، به‌ویژه در حالت برنامه‌ریزی و طراحی، را می‌توان در کار جانسون، گودنت و سالتزمن (2014) یافت. استفاده از تئوری‌های تغییر توسط جیمز (2011)، ووگل (2012b) و استاین و والترز (2012) بررسی‌شده است. ما در این مقاله و به صورت کلی برای فرمانا نویسی مدل قوی و مفید برای تئوری‌های تغییر، که توسط آقای جان مین(John Mayne)  در منابع مختلف و در طی زمان‌های مختلف ارائه‌شده است را، برای مداخلات ساده و پیچیده‌تر ارائه و توصیف می‌کنیم.

در مجموعه ای از مقالات در فرمانا، ابتدا یک تئوری تغییر عمومی ساده را که با بحثی از علیت در رابطه با تئوری‌های تغییر دنبال می‌شود را تشریح و سپس مدل‌هایی برای مداخلات چندوجهی و پیچیده‌تر و بحث در مورد تئوری‌های تودرتوی تغییر ارائه می‌شوند.

تعریف تئوری تغییر چیست ؟

پیش تر و در مقاله ” تئوری تغییر، تعاریف مهم که باید پیش از شروع بدانیم” به بررسی  و تعریف اجزای سازنده یک ئوری تغییر پرداخته ایم. اما بد نیست که پیش از ادامه دادن این مقاله به یک یا دو تعریف دوباره اشاره کنیم. در فرمانا واحد مورد بررسی ما مداخله است. 

“مداخله” هرگونه خط‌مشی، سیاست، برنامه، پروژه یا سایر فعالیت‌های بخش حکومتی است که به‌منظور ایجاد تغییر انجام می‌شود.

به‌طور مثال تغییر تعرفه واردات یک کالا توسط حکومت، همکاری و یا عدم همکاری شهرداری با بخش خصوصی در جمع‏آوری پسماندها، راه‌اندازی و استفاده از سامانه‌های هوشمند در رسیدگی به شکایات مردم توسط قوه قضائیه، تغییر قیمت حامل‌های انرژی در صنعت فولاد، ایجاد تغییر در ساختار دوره‌های آموزشی توسط آموزش و پروش و یا تغییر میزان یارانه اختصاص‌یافته کشاورزان برای خرید کودهای شیمیایی همگی نمونه‌هایی از مداخله از سوی حکومت هستند. در فرمانا من بر روی “مداخله” متمرکز، و بحث و بررسی خود چه در باب شواهدمحوری و چه در باب ارزیابی را نسبت به مداخله سامان‌دهی کرده‌ام.

علاوه بر این، زمانی که صحبت از خط‌مشی‌گذاری و  مدیریت در سطح کلان به میان می‌آید، نگاه ما به مدیریت نگاهی بلندمدت، از سطوح بالا، دارای دامنه گسترده اثر و سیاسی است. من در اینجا ترجیح می‌دهم پیش از شروع کتاب، تعریف دیگری از مدیریت و خط‌ مشی گذاری، و نگاهی علمی‌تر به تعریف، روش و منش مدیریت و خط‌مشی‌گذار را در ذهن داشته باشید.

برای ما در فرمانا، مدیریت و خط‌مشی‌گذاری، چرخه‌ی ساخت تئوری تغییر، اعمال آن بر دنیای واقعی و ایجاد نظام بازخورد برای بهبود تئوری اولیه است. در چنین رویکردی در همواره حرکتی گهواره‌ای میان تئوری و عمل وجود دارد. این حرکت رفت و برگشتی و پرسشگری مداوم تضمین‌کننده علمی بودن، یادگیری و تداوم اثربخشی تصمیمات خواهد بود.

در چنین شرایطی شما گام‌به‌گام خطاهای خود را شناسایی خواهید کرد و تلاش می‌کنید تا با کاهش این خطاها، به شرایط مطلوب برسید. در این رویکرد مدیریت برای شما هم شامل اکتشاف (Exploration)  و هم شامل حرکت گام‌به‌گام و جزئی برای رسیدن به شرایط مطلوب (Exploitation)  خواهد بود. این نگاه به نحوه مدیریت  و خط‎ مشی‎ گذاری شما حیثیت علمی خواهد بخشید.

تئوری‌های تغییر مدل‌هایی هستند که نشان می‌دهند یک تغییر چگونه می‌تواند اتفاق بیافتد (نگاه پیشینی) و یا این‌که چگونه اتفاق افتاده است( نگاه پسینی). هر تئوری تغییر از “مسیرهای اثرگذاری” و “مفروضات” تشکیل شده است. منظور از مفروضات آنچه است که باید اتفاق بیافتد تا پیوندهای علّی تحقق یابد، است. در یک تئوری تغییر توصیف مفروضات علّی پشتیبانِ پیوندهای میان گام‌های مسیر اثرگذاری، آن را کامل و تقویت می‌کند.

تئوری تغییر ابزاری برای استفاده هوشمندانه از داده‌ها و شواهد و عملی سازی ایده شواهد محوری برای ماست. در هنگام اعمال یک مداخله ما علاقه داریم با یک رویکرد علمی به همه جنبه‌هایی که آن را بررسی کنیم. درک مداخله معمولاً از طریق ترکیب شواهد موجود و تولید یک تئوری تغییر انجام می‌شود.

 

کاربردهای تئوری تغییر چیست ؟

تئوری‌های تغییر امکان کاربرد در طیف وسیعی از مراحل مداخله مانند ایجاد طرح مداخله، مدیریت و ارزیابی دارند. از تئوری تغییر می‌توانیم در موارد زیر استفاده کنیم:

طراحی/برنامه‌ریزی مداخلات:

توسعه یک تئوری تغییر مستلزم به دست آوردن درک درستی از این است که چگونه انتظار می‌رود که یک اثرگذاری از فعالیت‌های مربوط به یک مداخله ایجاد شود. در انجام این کار، مجموعه‌ای از فعالیت‌ها که برای اثرگذاری کفایت دارد، شناسایی می‌شوند و عملاً آنچه برای کارکرد مداخله موردنیاز است، طراحی می‌شود.  در چنین رویکردی با در نظر گرفتن نتایج حاصل از پژوهش‌ها پیوندهای علّی و مفروضات مربوط به هر پیوند علّی و شواهد پشتیبان و میزان کنترلی که مداخله بر آن‌ها دارد یا باید داشته باشد، مشخص می‌شود. همچنین بر این اساس این‌که چه شرکایی وجود دارد و چه نوع از فعالیت‌های مشارکتی مکمل که با آن شرکای مورد نیاز است تا احتمال تبدیل شدن مجموعه کلی فعالیت‌ها، به اثرگذاری افزایش یابد شناسایی می‌شوند. هر یک از پیوندهای علّی و فرضیات مربوط به آن‌ها می‌تواند منجر به یک پروژه پژوهشی و یا آزمایش شود. انجام این نوع تحلیل برای هر پیوند علّی یا مفروضات آن، فهرست مفیدی از مسائل را برای برنامه و شرکای، آن در برنامه‌ریزی پژوهش‌های موردنیاز و برنامه‌ریزی و طراحی مداخله ایجاد می‌کند. یک دستور کار پژوهشی یکپارچه برای مداخله نه‌تنها شامل پژوهش برای تولید و اعتبار سنجی فناوری‌ها، یا سایر خروجی‌ها، بلکه شامل پژوهشی برای آزمایش مفروضات کلیدی که شواهدی برای آن‌ها وجود ندارد نیز می‌شود. اگر این فرآیند توسعه یک تئوری تغییر شامل منابع مختلف و متنوعی باشد که بتوانند عناصر تئوری تغییر (عناصر حاضر در پیوندهای علّی و مفروضات آن را به چالش بکشند، یک تئوری تغییر قوی‌تر از دل این فرایند ظاهر می‌شود و اگر این تئوری تغییر به‌عنوان مبنایی برای طراحی یک مداخله استفاده شود، یک مداخله قوی‌تر ایجاد خواهد شد. همچنین چنین رویه‌ای درنهایت منجر به توافق بین افراد درگیر در مداخله و افزایش فهم آن‌ها از چگونگی اثرگذاری و چرایی تغییرات خواهد بود. با طراحی یک تئوری تغییر ما می‌توانیم پیش از آغاز یک مداخله و در گام برنامه‌ریزی برنامه پایش بسیار قابل‌قبولی از آن را در اختیار داشته باشیم.  آخرین نکته در مورداستفاده از تئوری‌های تغییر در زمینه‌ی برنامه‌ریزی این است که در برخی از شرایط، انجام یک

ارزیابی قبلی از یک مداخله پیشنهادی می‌تواند مفید باشد، تا نه‌تنها میزان مزایای بالقوه آن را ارزیابی کند، بلکه احتمال اینکه مداخله مؤثر است یا نه، و این‌که منافع به‌طور مناسب به اشتراک گذاشته شود، نیز روشن شود. رویکردهایی برای انجام این کار بر اساس تجزیه‌وتحلیل مختلف ارائه‌شده است. به‌صورت خلاصه موارد زیر کاکردهای یک تئوری تغییر در طراحی و برنامه‌ریزی مداخلات است:

  • طراحی مداخلات

  • درک و توافق در مورد مداخلات با ذینفعان

  • شناسایی و پرداختن به مسائل برابری، جنسیت و توانمندسازی

  • ارزیابی پیشینی از مداخلات پیشنهادی

انواع تئوری تغییر - نمونه تئوری تغییر آشیانه ای نمایش با جزئیات
انواع تئوری تغییر - نمونه تئوری تغییر آشیانه ای نمایش با جزئیات
  مدیریت مداخلات:

تئوری‌های تغییر گاهی به‌عنوان ورودی برای برنامه‌ریزی یک مداخله توسعه داده می‌شود، اما پس از شروع اجرا به‌طور موثر آن‌ها را نادیده می‌گیرند. این کار خوبی نیست. در عوض، یک تئوری تغییر می‌تواند یک ابزار مدیریتی ارزشمند برای کمک به نگه داشتن مداخله در مسیر تعیین‌شده باشد و باید به‌عنوان یک مدل در حال تحول از مداخله در نظر گرفته شود. این موضوع به‌ویژه در مورد مداخلات چندوجهی، طولانی‌مدت و پیچیده بیشتر مصداق دارد. انتظار نمی‌رود که این مداخلات در طول زمان ثابت بمانند، بلکه با آموختن بیشتر در مورد زمینه و مسیرهای در حال ظهور، باید تکامل پیدا کنند. مدیریت انطباقی اغلب در جایی که یک یادگیریِ بر اساس تجربیاتِ مبتنی بر عمل، برای در چارچوب آوردن پیاده‌سازی استفاده می‌شود، موردنیاز است. چه در یک مداخله توسعه‌ای و چه در یک برنامه پژوهشی، برای درک آنچه در حال اتفاق افتادن است و فهمیدن اینکه آیا نتایج مورد انتظار پژوهشگر می‌شوند (یا نمی‌شود) یا احتمال تحقق آن وجود دارد (یا ندارد)، به یک سیستم پایش اندیشیده شده نیاز است. تئوری تغییر دقیقاً مشخص می‌کند که چه رویدادها و شرایطی باید ردیابی شوند تا بفهمیم پیاده‌سازی چگونه پیش می‌رود. نه‌تنها نتایج کلیدی، بلکه مفروضات مربوط به هر پیوند علّی کلیدی نیز لازم است که تحت نظر باشد. می‌توان از اطلاعات پایش برای دوباره در چارچوب آوردن اجرا در طول زمان و بازنگری در کلیت تئوری تغییر

استفاده کرد. برخی از دانشمندان از تئوری تغییر به‌عنوان یک ابزار کارآمد برای پایش و ارزیابی مداخلات پیچیده چندوجهی  یاد می‌کنند. به‌صورت خلاصه در ارتباط نقش تئوری تغییر در مدیریت مداخلات می‌توان به دو مورداشاره کرد:

  • طراحی سامانه‌های پایش‌گر

  • درک پیاده‌سازی، مدیریت سازگارانه، و یادگیری

  •  

 ارزیابی مداخلات:

تئوری‌های تغییر به‌طور فزاینده‌ای به‌عنوان یکی از ابزارهای کلیدی برای ارزیابی مداخلات در نظر گرفته می‌شوند. تئوری‌های تغییر به‌تنهایی، برای ارزیابی‌های مبتنی بر تئوری، و یا در ارتباط با طرح‌های آزمایشی و برای توضیح چرایی اینکه یک مداخله مؤثر است (یا نیست) استفاده می‌شوند. تئوری‌های تغییر  می‌توانند در پیدا کردن پرسش‌های مناسب برای ارزیابی و یا در طراحی ابزارهایی جمع‌آوری داده‌ها کمک کنند. در مواردی که طرح‌های آزمایشی امکان‌پذیر نباشد، تئوری‌های تغییر مبنایی برای ادعای بهره‌بخشی  معتبر با استفاده از رویکردهایی مانند تجزیه‌وتحلیل بهره بخشی هستند. تئوری‌های تغییر چارچوبی را برای بیان یک داستان عملکرد معتبر از یک مداخله را مشخص می‌کنند و به‌این‌ترتیب، یک تئوری تغییر تائید شده (و یا تا حدی تائید شده) می‌تواند به‌عنوان مبنایی برای گزارش در مورد وجود بهره بخشی در یک مداخله استفاده شود. همچنین با اندکی خلاقیت شما می‌توانید “پادتئوری مداخله” را نیز بسازید. ابزار مفیدی که می‌تواند به شما و دیگر ذینفعان در درک دلایل این‌که چرا در هر مرحله ممکن است مداخله شکست بخورد و در عمل اتفاق نیفتند و چرا نتیجه مطلوب احتمالاً رخ نمی‌دهد، کمک کند. این مرحله می‌تواند به شناسایی خطرات و مسائلی که باید به‌عنوان بخشی از مداخله و ارزیابی مورد بررسی قرار گیرد، کمک کند. همچنین شما می‎توانید در حوزه موضوعی و زمینه خاص مطالعاتی خود پادتئوری‌های از پیش شکست خورده

را روشن و نمایان کنید و به خط‌مشی‌گذاران درباره ورود به آن هشدار دهید. به‌صورت کلی می‌توان به موارد زیر در ارتباط با نقش تئوری‌های توسعه در ارزیابی مداخلات اشاره کرد:

  • طراحی پرسش‌های، روش‌ها و ابزارهای ارزیابی

  • طرح دعوی‌های علّی در مورد اثرگذاری (ساخت پادتئوری تغییر)

  • گزارش عملکرد

مقیاسپذیری (Scaling)

تعدادی از نویسندگان خاطرنشان کرده‌اند که درباره عبارت مقیاس و مقیاس پذیری توافقی وجود ندارد و این موضوع به‌خوبی تعریف نشده است. به‌طور خاص، «مقیاس‌دهی» برای افراد مختلف به صورت‌های مختلفی تعریف می‌شود. مؤسسه بروکینگز مقیاس‌پذیری را این‌گونه تعریف می‌کند:

گسترش، تکرار، انطباق و تداوم خط‌مشی  و برنامه‌های موفق مدیریتی در فضا و در طول زمان برای دستیابی به تعداد بیشتری از مردم

با توجه به دسته‌بندی‌های ارائه‌شده از مقیاس‌پذیری می‌توان تئوری تغییر را در دل هر یک از آن‌ها بازتعریف و بر این مبنا به مزایای استفاده از تئوری تغییر اشاره نمود. در یک از موارد در تحلیل استفاده از تئوری تغییر برای مقیاس‌پذیری به “فضاهای” مساعد برای مقیاس‌پذیری اشاره می‌شود. به‌صورت خلاصه لین (2012)  درباره مقیاس‌پذیری تعدادی از “فضاها” مورد بحث قرار می‌دهد: فضاهای نهادی، فضای خط‌مشی‌گذاری، فضای مالی و پولی، فضای سیاسی، فضای شراکت، فضای یادگیری و سایر فضاها مانند فضاهای محیطی و اجتماعی. همه این‌ها می‌توانند اجزایی از یک محیط توانمندساز باشند. ادبیات مقیاس‌پذیری موانع متعددی را نیز شناسایی می‌کند. به‌عنوان مثال، «فقدان زیرساخت، نبود دسترسی به منابع مالی، نبود دسترسی به بازارها، نبود دانش فناوری مناسب و ناتوانی در ارائه محصولات با کمیت و کیفیت کافی» را ذکر می‌کند. دیگران نیز فهرست‌های مشابهی را ارائه داده‌اند. موانع همگی معکوس ساختن محیط توانمندساز هستند، مسائلی که باید

برای مقیاس‌پذیری موفق مورد توجه قرار گیرند. اگرچه ToCها در برخی از ادبیات مقیاس‌بندی مورد توجه بوده‌اند، اما معمولاً هیچ بحث واقعی یا تمرکز بر روی توسعه یک تئوری تغییرِ مقیاس‌پذیری وجود ندارد. پیشنهادی که در اینجا وجود دارد این است که توسعه یک ToC مقیاس‌پذیری در بیان چگونگی مقیاس‌پذیری در مورد بررسی و رسیدن به استراتژی اجرای مقیاس‌بندی بسیار سودمند خواهد بود. استفاده از تئوری تغییر به بهترین شکل ابهام درباره مفهوم مقیاس‌پذیری را از بین خواهد برد. به‌صورت خلاصه کاربرد تئوری تغییر را می‌توان اینگونه بیان کرد:

  • تعمیم‌پذیری تئوری، به مکان‌های دیگر و تحلیل امکان‌پذیری توسعه

نتیجه گیری

در نهایت در پاسخ به سوال ” تئوری تغییر چیست ؟ ” باید گفت تئوری تغییر یا نظریه تغییر به معنایی چارچوبی نظری است که برای تبیین و تفسیر فرآیندهای تغییر در سازمان‌ها و جوامع استفاده می‌شود. این تئوری می‌تواند در طراحی، مدیریت، و ارزیابی مداخلات مرتبط با تغییرهای سازمانی مفید باشد. در این گزارش، مراحل مختلف مرتبط با استفاده از تئوری تغییر در اقدامات مدیریتی برای تغییر مورد بررسی قرار می‌گیرد.

بسته‌ ویژه تئوری تغییر

همه‌ی تلاش ما در مجموعه فرمانا این است که شما بتوانید به شکل کارآمدتری از داده‌ و شواهد در مدیریت استفاده کنید. به همین دلیل سه دسته از نیازمندی های هر تصمیم گیری داده محور، یعنی راهنماهای مدیریتی، داده‌های تصمیم گیری و ابزارهای تصمیم‌گیری را در کنار هم برای شما فراهم آورده‌ایم. امیدواریم که استفاده از  موارد زیر بتواند به شما در اتخاذ تصمیمات بهتر در ساخت تئوری تغییر  یاری رساند.


داده‌های کمکی برای ساخت تئوری تغییر


ابزارهای کمکی برای تهیه تئوری تغییر


راهنماهای مدیریتی در تهیه تئوری تغییر

این مقاله را دوست داشتید؟ آن را با دوستان خود به اشتراک بگذارید.