عدالت زبانی و سرمایهٔ اجتماعی؛ مطالعهٔ ادارات خراسان جنوبی
عدالت زبانی در پژوهش حاضر به انصاف در گفتار و دیگر شیوههای بیان مدیران اشاره دارد؛ از جمله پرهیز از تحقیر و تبعیض و توجه به حقوق مخاطب. مطالعهای در ادارات کل خراسان جنوبی، ارتباط این مفهوم با سرمایهٔ اجتماعی را با درنظرگرفتن اعتماد عمومی بررسی کرده است. برای استفادهٔ مدیریتی از آن باید میان رابطهٔ برآوردشده در پرسشنامه و اثر واقعی یک برنامهٔ اصلاح رفتار مدیران تفاوت گذاشت.
پژوهش چه پرسشی داشت؟
مقالهٔ «بررسی تأثیر عدالت زبانی مدیران سازمانهای دولتی بر سرمایه اجتماعی با میانجیگری اعتماد عمومی»، نوشتهٔ عبدالمجید ایمانی، منیره صالحنیا و فاطمه محمدی، در سال ۱۳۹۶ در نشریهٔ پژوهشهای مدیریت عمومی منتشر شد. پرسش آن این بود که عدالت زبانی مدیران چه ارتباطی با سرمایهٔ اجتماعی دارد و اعتماد عمومی در مدل این رابطه چه نقشی ایفا میکند.
سرمایهٔ اجتماعی با روابط، شبکهها و اعتماد میان افراد ارتباط دارد. اعتماد عمومی نیز در این مقاله در ارتباط با مدیران و سازمانهای دولتی مطرح شده است. بااینحال، پاسخدهندگان این پژوهش کارکنان بودند؛ نمیتوان یافتههای آنان را بدون بررسی بیشتر، نمایندهٔ دیدگاه همهٔ شهروندان استان دانست.
جامعه، نمونه و شیوهٔ سنجش
جامعهٔ مورد بررسی: ۲۷۵۰ نفر از کارکنان رسمی و پیمانی در ۲۶ ادارهٔ کل استان خراسان جنوبی.
نمونه: ۳۳۸ نفر؛ نویسندگان تعیین حجم نمونه با جدول مورگان و نمونهگیری تصادفی طبقهای را گزارش کردهاند.
دادهها: پاسخهای پرسشنامهای دربارهٔ عدالت زبانی، سرمایهٔ اجتماعی و اعتماد عمومی؛ در چکیدهٔ مبسوط ناشر، پژوهش پیمایشی توصیف شده است.
بررسی ابزار: روایی محتوا بر اساس نظر خبرگان بررسی شده و آلفای کرونباخ برای سه پرسشنامه، بهترتیب ۰٫۹۲۹، ۰٫۹۵۰ و ۰٫۹۰۰ گزارش شده است.
تحلیل: چکیدهٔ مبسوط به استفاده از نرمافزارهای SPSS و AMOS اشاره میکند.
این آلفاها دربارهٔ همسانی درونی نمرههای گویهها اطلاعات میدهند. بالا بودن آلفا بهتنهایی نشان نمیدهد ابزار دقیقاً سازهٔ موردنظر را اندازه میگیرد، یکبعدی است یا از خطای پاسخگویی مصون است. بررسی روایی محتوا نیز باید از برآورد پایایی جدا گزارش شود.
چه ضرایبی گزارش شد؟
در مدل مقاله، ضریب مستقیم عدالت زبانی به سرمایهٔ اجتماعی ۰٫۹۱۷ و ضریب غیرمستقیم از مسیر اعتماد عمومی ۰٫۱۲۰ گزارش شده است. این اعداد را باید با تعریف متغیرها و مشخصات همان مدل خواند؛ آنها به معنای «۹۱٫۷ درصد افزایش سرمایهٔ اجتماعی» یا «۱۲ درصد سهم اعتماد» نیستند.
این گزارش از نقش میانجی اعتماد عمومی در مدل آماری پشتیبانی میکند؛ اما تأیید یک مسیر آماری، بهتنهایی ترتیب زمانی یا سازوکار علّی را ثابت نمیکند. شرح روشِ در دسترس از تخصیص تصادفی یک مداخله یا مقایسهٔ پیامدهای پیش و پس از آن خبر نمیدهد. بنابراین، تعبیر «با افزایش عدالت زبانی، سرمایهٔ اجتماعی حتماً به همین مقدار افزایش مییابد» از شواهد این مطالعه فراتر میرود.
برداشت مدیریتی چه حدودی دارد؟
رفتار محترمانه، توضیح روشن تصمیمها و امکان شنیدهشدن کارکنان، موضوعهایی مناسب برای بررسی کیفیت ارتباطات سازمانیاند. در چارچوب عدالت سازمانی، انصاف در توزیع امکانات، رویههای تصمیمگیری و تعامل روزمره نیز مطرح میشود؛ تمرکز این مورد بر جنبهٔ زبانی تعامل مدیران است. این مطالعه همهٔ ابعاد عدالت سازمانی یا همهٔ عوامل سرمایهٔ اجتماعی را آزمون نکرده است.
راهکارهای زیر، پیشنهادهای کاربردی برای طراحی و بررسی یک اقدام تازهاند؛ اثربخشی آنها در مطالعهٔ یادشده مستقیماً آزموده نشده است:
آموزش ارتباطات: تمرین گوشدادن، توضیح قابلفهم تصمیمها و پرهیز از بیان تحقیرآمیز یا تبعیضآمیز.
راهنمای ارتباطی: روشنکردن انتظارهای سازمان از مکاتبات، جلسهها و گفتوگوهای مدیر و کارمند.
مسیر بازخورد: فراهمکردن امکان بیان تجربهها و انتقادها، با توجه به محرمانگی و تفاوت قدرت در سازمان.
سنجش و بازبینی: بررسی تجربهٔ کارکنان و شاخصهای ارتباطی در کنار شرایط کار و عوامل دیگر؛ یک نمرهٔ پرسشنامه بهتنهایی مبنای کافی برای داوری دربارهٔ عملکرد فرد نیست.
فرهنگ احترام: پیگیری رفتارهای مشخص و قابل مشاهده، بهجای اکتفا به شعارهای کلی دربارهٔ همدلی و اعتماد.
برای ارزیابی برنامهای که بر اساس این پیشنهادها اجرا میشود، لازم است وضعیت اولیه، زمان سنجش و شیوهٔ مقایسه از پیش مشخص باشد. نمونهگیری تصادفی برای انتخاب پاسخدهندگان با تخصیص تصادفی یک برنامه تفاوت دارد؛ اولی بهخودیخود اثر علّی آموزش مدیران را مشخص نمیکند.
منبع و دامنهٔ این روایت
ایمانی، عبدالمجید؛ صالحنیا، منیره؛ محمدی، فاطمه (۱۳۹۶). بررسی تأثیر عدالت زبانی مدیران سازمانهای دولتی بر سرمایه اجتماعی با میانجیگری اعتماد عمومی (مورد مطالعه: ادارات کل استان خراسان جنوبی). پژوهشهای مدیریت عمومی، دورهٔ ۱۰، شمارهٔ ۳۵، صفحات ۲۹۹–۳۲۴. DOI: 10.22111/jmr.2017.3305.
اطلاعات مطالعه با چکیدهٔ فارسی، چکیدهٔ مبسوط انگلیسی و فرادادهٔ صفحهٔ ناشر تطبیق داده شده است؛ متن کامل PDF و جزئیات همهٔ مدلها در این بازبینی خوانده نشدهاند. محدودیت تفسیر میانجیگری نیز با مقالهٔ روششناختی Maxwell و Cole (2007)، با عنوان Bias in cross-sectional analyses of longitudinal mediation و DOI: 10.1037/1082-989X.12.1.23، سازگار است.