حمایت از شرکتهای دانشبنیان؛ بررسی یک ارزیابی پسینی
سیاستهای حمایت از شرکتهای دانشبنیان تا چه اندازه به اهداف خود رسیدهاند؟ سید محمدحسین شجاعی، جلیل غریبی و سید محمد صاحبکار خراسانی در مقالهای منتشرشده در بهار ۱۴۰۰، بخشی از این حمایتها را با دادههای ثبتی و مالی بررسی کردهاند. مطالعه یک ارزیابی پسینی است؛ یعنی پس از اجرای برنامهها به نتایج آنها میپردازد. بااینحال، «پسینی» بودن بهخودیخود اثبات نمیکند که تغییر مشاهدهشده، معلول حمایت بوده است.
دامنهٔ مطالعه و دورهٔ واقعی دادهها
مقاله از گذشت بیش از هشت سال از اجرای سیاستها در فاصلهٔ ۱۳۹۱ تا ۱۳۹۹ سخن میگوید؛ اما بخش عمدهٔ دادههای مورد استفاده، مربوط به سالهای ۱۳۹۳ تا ۱۳۹۶ است. بنابراین نباید نتیجه را ارزیابی یکسانِ تمام حمایتها در کل دورهٔ هشتساله معرفی کرد.
انتخاب حوزهها به دسترسی به داده وابسته بوده است. مالیات، گمرک، استقرار، صادرات، نظام وظیفه و رویههای حسابداری در دامنهٔ بررسی مطرحاند؛ حوزههایی مانند بیمه، تسهیلات صندوق نوآوری و شکوفایی، توسعهٔ بازار، و بورس و فرابورس در این مقاله پوشش داده نشدهاند. نبود یک حوزه در ارزیابی، به معنای بیاثر بودن آن نیست.
شاخصها چگونه ساخته و محاسبه شدند؟
نویسندگان میگویند اهداف و معیارهای قابلسنجش در مستندات اولیهٔ سیاست بهاندازهٔ کافی روشن نبودهاند. آنها با مرور منابع و تجربههای دیگر کشورها، مصاحبه با تدوینکنندگان و مجریان، و نشستهای خبرگان، اهداف و شاخصها را مشخص کردهاند. چارچوب مقاله، ابزار حمایتی، هدف و شاخص را با اجزای مدل منطقی پیوند میدهد.
دادههای محاسبات از اظهارنامههای مالیاتی، سامانهٔ اطلاعات شرکتهای دانشبنیان، گزارشهای ارزیابی کارگزاران معاونت علمی و فناوری و سامانهٔ سازمان ثبت اسناد و املاک گرفته شدهاند. برای تحلیل نیز، بسته به نوع شاخص، از توصیف آماری، جدول توافقی، همبستگی، رگرسیون لجستیک و مقایسهٔ میانگینها استفاده شده است. در نتیجه، یافتهها را نباید صرفاً نظر شخصی پاسخدهندگان به یک پرسشنامه دانست؛ اعتبار و محدودیت هر منبع ثبتی نیز در تفسیر آنها اهمیت دارد.
یافتهها چه میگویند؟
چکیدهٔ مقاله، تسهیل امور گمرکی را در میان ابزارهای بررسیشده دارای بیشترین اثر، و حمایتهای مربوط به نیروی انسانی، استقرار و بهبود رویههای حسابداری را دارای کمترین اثر معرفی میکند. این جمعبندی، نتیجهٔ نویسندگان در چارچوب شاخصها و اطلاعات در دسترس است؛ رتبهبندی قطعی و همیشگیِ تمام سیاستهای دانشبنیان نیست.
دربارهٔ معافیت مالیاتی، نویسندگان کاهش هزینهٔ شرکتها را قابلتوجه میدانند، اما تأکید میکنند که ردیابی افزایش تحقیق و توسعه از محل صرفهجویی مالیاتی دشوار است. کاهش هزینه، توسعهٔ محصول جدید و افزایش تحقیق و توسعه سه پیامد یکسان نیستند و نباید شواهد یکی را به دیگری نسبت داد.
همبستگی را به درصد رشد تبدیل نکنیم
جدول ۱۷ در صفحهٔ ۵۲ نمونهای از اهمیت خواندن جزئیات است: رابطهٔ حمایت گمرکی سال ۱۳۹۴ با رشد فروش سال ۱۳۹۵ نسبت به ۱۳۹۴، برای ۲۹ شرکت، ضریب همبستگی پیرسون ۰٫۲۸۸ و مقدار احتمال ۰٫۱۳۰ دارد. این ضریب، ۲۸٫۸ درصد رشد فروشِ ناشی از حمایت نیست؛ با آستانهٔ متعارف پنجدرصدی نیز شاهد رابطهٔ معنادار به شمار نمیآید.
در جمعبندی صفحهٔ ۵۴، از اثربخشی این حمایتها بر رشد فروش با اعداد حدود ۲۹ و ۱۱ درصد سخن گفته میشود. این عبارت را نباید بدون توجه به جدول، به افزایش علّی و تأییدشدهٔ فروش ترجمه کرد. شاخصهای مختلف مقاله نتایج یکسانی ندارند و وجود بعضی روابط، جای سنجش همهٔ پیامدها را نمیگیرد.
این مطالعه برای تصمیمگیری چه کمکی میکند؟
ارزش مطالعه، روشنکردن زنجیرهٔ هدف، ابزار و شاخص و آشکارکردن کمبودهای داده است. خود نویسندگان میگویند فرایندهای داخلی شرکتها به علت نبود داده مانند «جعبهٔ سیاه» باقی مانده و نتایج کمی، علت مطلوب یا نامطلوب بودن عملکرد ابزارها را توضیح نمیدهند. بنابراین پیشنهاد تغییر سیاست به بررسی سازوکارها، کیفیت داده و توضیحهای رقیب نیاز دارد. مقاله نیز راهنمای حقوقی یا مالیاتیِ مقررات جاری نیست.
منبع و دامنهٔ بررسی
شجاعی، سید محمدحسین؛ غریبی، جلیل؛ صاحبکار خراسانی، سید محمد. «ارزیابی اثربخشی سیاستهای حمایت از شرکتهای دانشبنیان در ایران». سیاستگذاری عمومی، ۷(۱)، بهار ۱۴۰۰، صفحات ۳۱–۵۸. DOI: 10.22059/jppolicy.2021.81987.
چکیده و بخشهای منتخب دامنه، روش، یافتهها و محدودیتها، همراه با تصویر جدولهای مرتبط بررسی شدهاند. پروندههای مالی شرکتها، دادههای خام و تمام شاخصها بازتولید نشدهاند.