تحلیل هزینه‌ـ‌اثربخشی چیست؟ مقایسهٔ گزینه‌ها با CEA

تحلیل هزینه‌ـ‌اثربخشی یا CEA روشی برای مقایسهٔ هزینه‌ها و پیامدهای گزینه‌های مختلف است. هزینه با پول و پیامد با یک واحد غیرپولی مشترک، مانند تعداد موارد بیماریِ پیشگیری‌شده یا مقدار کاهش انتشار آلاینده، سنجیده می‌شود. پرسش اصلی این است: برای رسیدن به این نتیجه، هر گزینه چقدر منابع می‌خواهد و نتیجهٔ بیشتر چه هزینهٔ اضافه‌ای دارد؟

این روش زمانی مفید است که چند راه برای رسیدن به یک هدف داریم و می‌خواهیم هزینه و اثر آن‌ها را مقایسه کنیم، بدون آنکه الزاماً برای خود پیامد قیمت پولی تعیین کنیم. CEA به تصمیم کمک می‌کند، اما عدد نهایی آن به‌تنهایی دربارهٔ بودجه، عدالت یا امکان اجرا حکم نمی‌دهد.

پیش از محاسبه چه باید مشخص شود؟

گزینهٔ مقایسه و جمعیت هدف

یک برنامه را باید با گزینه‌ای مشخص مقایسه کرد: خدمت فعلی، روشی دیگر یا وضعیت بدون برنامهٔ تازه. وضعیت پایه لزوماً «هیچ کاری نکردن» نیست؛ ممکن است خدمات و هزینه‌های موجود ادامه داشته باشند. جمعیت هدف و شرایط اجرا نیز باید برای مقایسه روشن باشند.

دیدگاه تحلیل و دامنهٔ هزینه‌ها

مشخص کنید هزینه را از دید مجری، پرداخت‌کننده یا کل جامعه می‌سنجید. هزینهٔ نیروی انسانی، تجهیزات، مواد مصرفی و ادارهٔ برنامه در دامنهٔ مربوط ثبت می‌شود. هزینه‌ای که از بودجهٔ مجری پرداخت نمی‌شود، ممکن است برای مردم یا بخش دیگری مهم باشد. دامنهٔ انتخاب‌شده باید برای همهٔ گزینه‌ها یکسان باشد.

واحد پیامد و افق زمانی

پیامد باید با پرسش تصمیم متناسب و برای گزینه‌ها قابل مقایسه باشد. «تعداد افراد دریافت‌کنندهٔ خدمت» با «تعداد افراد بهبودیافته» یک چیز نیست. همچنین نمی‌توان هزینهٔ چندسالهٔ یک گزینه را بی‌توضیح بر پیامد یک‌سالهٔ گزینه‌ای دیگر تقسیم کرد. دورهٔ بررسی، سال مبنای قیمت‌ها و شیوهٔ برخورد با هزینه‌ها و پیامدهای آینده را روشن کنید.

نسبت متوسط با نسبت افزایشی چه تفاوتی دارد؟

نسبت متوسط هزینه‌ـ‌اثربخشی

نسبت متوسط از تقسیم هزینهٔ یک گزینه بر مقدار پیامد آن به دست می‌آید. برای مثال، در یک مثال کاملاً فرضی، اگر هزینهٔ یک برنامه ۱۰۰ میلیون تومان و تعداد جان‌های نجات‌یافتهٔ منتسب به آن در همان دوره ۵۰ نفر باشد، نسبت برابر است با ۲ میلیون تومان به ازای هر جان نجات‌یافته. این عدد، یافتهٔ یک برنامهٔ واقعی نیست.

این نسبت برای توصیف یک گزینه مفید است، اما رتبه‌بندی نسبت‌های متوسط همیشه پاسخ مناسبی برای انتخاب میان گزینه‌های جایگزین نمی‌دهد. باید دید با تغییر از یک گزینه به گزینهٔ دیگر، هزینه و پیامد چقدر تغییر می‌کند.

نسبت افزایشی هزینه‌ـ‌اثربخشی یا ICER

نسبت افزایشی، هزینهٔ اضافه را به پیامد اضافه مرتبط می‌کند:

ICER = (هزینهٔ گزینهٔ جدید − هزینهٔ گزینهٔ مقایسه) ÷ (پیامد گزینهٔ جدید − پیامد گزینهٔ مقایسه)

اگر گزینهٔ جدید هم کم‌هزینه‌تر و هم مؤثرتر باشد، از این دو جهت بر گزینهٔ مقایسه برتری دارد. اگر هم پرهزینه‌تر و هم کم‌اثرتر باشد، از این دو جهت گزینهٔ نامطلوب‌تری است. وقتی هزینه و اثر هر دو بیشتر می‌شوند، باید پرسید پرداخت هزینهٔ اضافه برای اثر اضافه با معیار تصمیم و بودجه سازگار است یا نه. اگر تفاوت پیامد صفر باشد، این نسبت قابل محاسبه نیست؛ باید هزینه‌ها را با توجه به برابری پیامدها مقایسه کرد.

مثال فرضی: مقایسهٔ دو برنامهٔ پیشگیری

فرض کنید دو برنامه برای یک جمعیت و یک سال بررسی می‌شوند. هزینهٔ برنامهٔ الف ۲۰۰ میلیون تومان و اثر برآوردشدهٔ آن ۱۰۰ مورد سکتهٔ پیشگیری‌شده است. برنامهٔ ب ۵۰۰ میلیون تومان هزینه دارد و ۳۰۰ مورد را پیشگیری می‌کند. این اعداد فقط برای آموزش محاسبه‌اند و ادعایی دربارهٔ اثر واقعی آموزش، غربالگری یا دارو نیستند.

  • نسبت متوسط الف: ۲۰۰ ÷ ۱۰۰ = ۲ میلیون تومان به ازای هر مورد پیشگیری‌شده.

  • نسبت متوسط ب: ۵۰۰ ÷ ۳۰۰ ≈ ۱٫۶۷ میلیون تومان به ازای هر مورد پیشگیری‌شده.

  • هزینهٔ افزایشی ب نسبت به الف: ۵۰۰ − ۲۰۰ = ۳۰۰ میلیون تومان.

  • اثر افزایشی ب نسبت به الف: ۳۰۰ − ۱۰۰ = ۲۰۰ مورد.

  • نسبت افزایشی: ۳۰۰ ÷ ۲۰۰ = ۱٫۵ میلیون تومان به ازای هر مورد اضافیِ پیشگیری‌شده.

برنامهٔ ب اثر بیشتری دارد و در این مثال نسبت متوسط آن نیز کمتر است. با این حال، انتخاب آن مستلزم پرداخت ۳۰۰ میلیون تومان اضافه است. پذیرش این هزینه به معیار ارزش‌گذاری هر مورد اضافی، بودجه و گزینه‌های دیگر بستگی دارد؛ کمتر بودن نسبت متوسط به‌تنهایی تصمیم نهایی را تعیین نمی‌کند.

مثال فرضی: کاهش انتشار کربن

در مثالی آموزشی، برای یک گزینه هزینهٔ ۱ میلیارد تومان و کاهش ۵۰۰ تن CO₂ و برای گزینهٔ دیگر هزینهٔ ۳۰۰ میلیون تومان و کاهش ۱۰۰ تن در نظر بگیرید. اگر هزینه‌ها و کاهش انتشار هر دو به یک بازهٔ یک‌ساله و دامنهٔ یکسان مربوط باشند، نسبت‌های متوسط به‌ترتیب ۲ و ۳ میلیون تومان به ازای هر تن خواهند بود.

این محاسبه فقط با همان شرط زمانی معتبر است. برای مقایسهٔ واقعیِ فناوری‌هایی مانند پنل خورشیدی و کاشت درخت، هزینهٔ اولیه، عمر بهره‌برداری و زمان تحقق کاهش انتشار ممکن است متفاوت باشد. تقسیم هزینهٔ اولیه بر کاهش انتشار یک سال، بدون بررسی این تفاوت‌ها، برای انتخاب کافی نیست. اعداد این مثال برآورد واقعی هیچ فناوری نیستند.

مراحل انجام تحلیل هزینه‌ـ‌اثربخشی

  1. پرسش را روشن کنید: چه تصمیمی، برای چه جمعیتی و در چه دوره‌ای مطرح است؟

  2. گزینه‌ها را تعیین کنید: برنامهٔ فعلی و جایگزین‌های عملی را در مقایسه بیاورید.

  3. پیامد مشترک انتخاب کنید: شاخص باید نتیجهٔ مهم برای تصمیم را نشان دهد؛ صرف در دسترس بودن داده کافی نیست.

  4. هزینه‌ها و اثرها را برآورد کنید: منبع داده، دیدگاه، سال قیمت و افق زمانی هر دو را ثبت کنید. برآورد حاصل از مطالعه، مدل‌سازی و نظر خبره را از هم متمایز نگه دارید.

  5. مقایسهٔ افزایشی انجام دهید: تفاوت هزینه و پیامد را بررسی کنید و در صورت تناسب ICER را محاسبه کنید.

  6. عدم قطعیت را بسنجید: ببینید تغییر هزینه، اثر، افق زمانی یا مفروضات چگونه نتیجه را عوض می‌کند.

  7. نتیجه را همراه محدودیت‌ها گزارش کنید: بودجه، امکان اجرا، پیامدهای خارج از شاخص و توزیع آثار را در کنار نسبت‌ها قرار دهید.

کاربردها و محدودیت‌ها

در سلامت می‌توان هزینه را به موارد بیماریِ پیشگیری‌شده مرتبط کرد؛ در آموزش، به یک پیامد یادگیریِ تعریف‌شده؛ و در محیط زیست، به مقدار کاهش آلاینده. در برنامه‌های اجتماعی نیز ابتدا باید نتیجهٔ مورد نظر، مانند اشتغال پایدار در یک دورهٔ مشخص، دقیق تعریف شود. یکسان بودن عنوان «اشتغال» یا «یادگیری» به‌تنهایی مقایسه‌پذیری دو شاخص را ثابت نمی‌کند.

در برخی ارزیابی‌های سلامت از «سال عمر تعدیل‌شده بر حسب کیفیت» یا QALY استفاده می‌شود که طول و کیفیت زندگی را در یک سنجه ترکیب می‌کند. این نوع ارزیابی معمولاً تحلیل هزینه‌ـ‌مطلوبیت نامیده می‌شود. نباید QALY را با تعداد جان نجات‌یافته یا تعداد مراجعه برابر گرفت.

مزیت CEA این است که انتخاب میان گزینه‌ها را با هزینه و پیامدی روشن بررسی می‌کند. محدودیت آن نیز به همین انتخاب وابسته است: یک شاخص ممکن است همهٔ آثار مهم را پوشش ندهد. مقایسهٔ هزینه به ازای یک نمرهٔ یادگیری با هزینه به ازای یک مورد بیماری، بدون چارچوب تکمیلی معنای روشنی ندارد. عدالت در دسترسی، تفاوت اثر بر گروه‌ها و امکان تأمین بودجه نیز از یک نسبت ساده به دست نمی‌آیند.

تفاوت با هزینه‌ـ‌فایده و هزینهٔ فرصت

در تحلیل هزینه‌ـ‌فایده یا CBA، منافع تا حد امکان به پول بیان می‌شوند؛ اثرهای مهمی که پولی نمی‌شوند نیز باید جداگانه گزارش شوند. در CEA پیامد منتخب با واحد غیرپولی باقی می‌ماند. برای دیدن یک کاربردِ ارزش‌گذاری پولی، مطالعهٔ تعویض کاتالیست خودروهای تهران نمونهٔ مرتبطی است.

هزینهٔ فرصت نام روش CEA نیست؛ به ارزش بهترین استفادهٔ جایگزینی اشاره دارد که با انتخاب فعلی از آن صرف‌نظر می‌کنیم. پیش از توصیهٔ یک برنامه، باید هم کیفیت شواهد اثر آن را سنجید و هم پرسید منابع در گزینه‌های دیگر چه نتیجه‌ای می‌توانستند داشته باشند.

منابع روش

  • راهنمای «Cost effectiveness analysis: health economic studies» (۲۰۲۰) در وبگاه دولت بریتانیا، دفتر بهبود سلامت و نابرابری‌های سلامت بریتانیا؛ برای تعریف مقایسه، واحد پیامد و گزارش هزینه و اثر افزایشی.

  • فصل «Genetics and Prevention Effectiveness» از Scott D. Grosse و Steven M. Teutsch در کتاب Genetics and Public Health in the 21st Century (۲۰۰۰)، نسخهٔ بایگانی‌شده در CDC؛ برای تفاوت نسبت متوسط و افزایشی و کاربرد سنجهٔ QALY.