مدیریت ارتباط با مشتری؛ ارزیابی واحدهای صنعتی غرب گلستان

مدیریت ارتباط با مشتری، یا CRM، در یک ارزیابی سازمانی فقط نام نرم‌افزار نیست؛ باید معلوم باشد چه ابعادی از رابطه با مشتری سنجیده شده‌اند. مطالعهٔ معین درزی و مجتبی نیک‌خواه، وضعیت استقرار و عوامل اثربخشی CRM را در واحدهای تولیدی صنعتی زیر پوشش سازمان صنعت، معدن و تجارت غرب استان گلستان بررسی کرده است. پاسخ‌دهندگان، مدیران و کارشناسان این واحدها بوده‌اند؛ نتیجه را نباید نظر مستقیم مشتریان نامید.

جامعه و روش گردآوری داده

طبق چکیدهٔ ناشر، از مدیران، معاونان و کارشناسان خبرهٔ واحدهای یادشده، با نمونه‌گیری تصادفی و استفاده از کرجسی و مورگان، ۱۸۶ نفر انتخاب شده‌اند. ابزار، پرسش‌نامه بوده و روایی صوری آن با نظر استاد راهنما و صاحب‌نظران تأیید شده است.

مدل تحلیلی از ابعاد استقرار مدیریت ارتباط با مشتری در پژوهش پادماواسی و همکاران، ۲۰۱۲، استخراج شده است. چکیده جزئیات همهٔ ابعاد و گویه‌ها را بیان نمی‌کند؛ بنابراین فهرست حدسیِ ابزار یا قابلیت‌های یک نرم‌افزار مشخص به مدل نسبت داده نمی‌شود.

تحلیل با SPSS و آمار توصیفی و آزمون‌های کولموگروف–اسمیرنف، دوجمله‌ای و فریدمن انجام شده است. نام این آزمون‌ها به‌تنهایی تضمین نمی‌کند که افزایش واقعی سود یا اثر علّی استقرار CRM اندازه‌گیری شده باشد.

استقرار و رتبه‌بندی چه نتیجه‌ای داشتند؟

نویسندگان استقرار CRM را در واحدهای موردبررسی گزارش می‌کنند. برای رتبه‌بندی عوامل اثربخشی نیز از آزمون فریدمن استفاده کرده و ترتیب زیر را در چکیده آورده‌اند:

  1. سیستم اندازه‌گیری سودآوری مشتری؛

  2. برنامهٔ کسب‌وکار؛

  3. جذب و حفظ مشتری کلیدی؛

  4. طبقه‌بندی مشتریان کلیدی؛

  5. سیستم اندازه‌گیری رضایت مشتری.

این ترتیب به همان سنجش و پاسخ‌دهندگان مربوط است. چکیده، نمره‌ها، اندازهٔ تفاوت‌ها و جزئیات صورت سؤال را کامل ارائه نمی‌کند؛ بنابراین نمی‌توان از رتبهٔ نخست، مقدار افزایش سود یا بهترین مداخله برای هر شرکت را محاسبه کرد.

رتبهٔ پنجم به معنای کم‌اهمیت بودن رضایت نیست

«سیستم اندازه‌گیری رضایت مشتری» با خودِ رضایت مشتری تفاوت دارد. پایین‌تر بودن رتبهٔ این عامل در یک پرسش‌نامه، ثابت نمی‌کند که مشتریان ناراضی‌اند یا رضایت برای موفقیت کسب‌وکار اهمیت کمی دارد. به همین ترتیب، رتبهٔ بالاتر اندازه‌گیری سودآوری نشان‌دهندهٔ افزایش مشاهده‌شدهٔ سود نیست.

برای تفسیر مدیریتی لازم است روشن شود نمره‌ها دربارهٔ اهمیت، میزان استقرار یا ارزیابی عملکرد چه می‌گویند و هر عامل چگونه تعریف شده است. این معرفی ابهامِ چکیده را با انتخاب حدسی یکی از این معناها برطرف نمی‌کند.

چه چیزی برای ارزیابی بعدی لازم است؟

این مطالعه می‌تواند نقطهٔ شروع بررسی وضع موجود و نظام‌های سنجش مشتری در همان زمینه باشد. برای ارزیابی اثر یک تغییر باید پیامد مشخص، مانند حفظ مشتری، کیفیت پاسخ‌گویی یا سود قابل انتساب، جداگانه تعریف شود. نظر کارکنان نیز می‌تواند در کنار تجربه و رفتار واقعی مشتریان قرار گیرد.

بخش‌بندی مشتریان، شخصی‌سازی ارتباط یا خودکارسازی فرایندها گزینه‌های طراحی‌اند؛ این چکیده اثربخشی اجرای مستقل هر کدام را آزمایش نمی‌کند. همچنین از مطالعهٔ غرب گلستان نمی‌توان برای همهٔ صنایع، کانال‌های ارتباطی یا محصولات CRM یک اولویت ثابت و تضمین مزیت رقابتی استخراج کرد.

منبع و دامنهٔ بررسی

درزی، معین؛ نیک‌خواه، مجتبی. «ارزیابی اثربخشی مدیریت ارتباط با مشتری در واحدهای تولیدی صنعتی تحت پوشش سازمان صنعت معدن و تجارت استان گلستان». مطالعات مدیریت، اقتصاد و کارآفرینی، ۱(۲)، ۱۳۹۹/۲۰۲۰، صفحات ۱–۱۳.

چکیدهٔ کامل و فرادادهٔ صفحهٔ رسمی نشریه خوانده شده‌اند. عنوان مقاله «استان گلستان» و متن چکیده مشخصاً «غرب استان گلستان» را بیان می‌کند؛ دامنهٔ این معرفی بر عبارت روش چکیده استوار است. متن کامل، گویه‌ها، جدول فریدمن و داده‌های خام بررسی نشده‌اند.