نظام ملی نوآوری
نظام ملی نوآوری (National Innovation System – NIS) مفهومی کلیدی در مطالعات علم، فناوری و اقتصاد است که به شبکه پیچیدهای از نهادها، سازمانها، شرکتها، افراد و روابط متقابل بین آنها در بخشهای دولتی و خصوصی اشاره دارد که در یک کشور، فرآیندهای خلق، انتشار و بهکارگیری دانش و فناوری (یعنی نوآوری) را هدایت و پشتیبانی میکنند. نظام ملی نوآوری چیست؟ به بیان سادهتر، مجموعهای از بازیگران و قواعد بازی است که تعیین میکنند یک کشور چقدر خوب میتواند ایدههای جدید را به محصولات، خدمات و فرآیندهای بهبودیافته تبدیل کند و از این طریق به رشد اقتصادی و رفاه اجتماعی دست یابد.
این نظام شامل اجزای مختلفی است:* بنگاهها و صنایع: که بازیگران اصلی در انجام فعالیتهای نوآورانه و تجاریسازی هستند.
- مؤسسات تحقیقاتی و دانشگاهها: که به تولید دانش پایه و کاربردی و تربیت نیروی انسانی متخصص میپردازند.
- نهادهای دولتی و سیاستگذار: که با تعیین اولویتها، تخصیص منابع، تدوین قوانین و مقررات، و ایجاد زیرساختها، محیط کلان نوآوری را شکل میدهند.
- نهادهای مالی: که منابع لازم برای سرمایهگذاری در فعالیتهای نوآورانه و پرریسک را فراهم میکنند (مانند بانکها، صندوقهای سرمایهگذاری خطرپذیر).
- زیرساختهای فناوری و اطلاعاتی: مانند شبکههای ارتباطی، پارکهای علم و فناوری، مراکز رشد.
- فرهنگ و هنجارهای اجتماعی: که بر نگرش جامعه نسبت به کارآفرینی، ریسکپذیری و همکاری تأثیر میگذارد.
عملکرد مؤثر نظام ملی نوآوری به تعاملات پویا و سازنده بین این اجزا بستگی دارد.
اهمیت حیاتی درک و ارزیابی نظام ملی نوآوری
درک و تحلیل نظام ملی نوآوری برای سیاستگذاران و مدیران از اهمیت بالایی برخوردار است، زیرا:
- مبنای سیاستگذاری مؤثر است: بدون شناخت دقیق وضعیت موجود، نقاط قوت، ضعفها، فرصتها و تهدیدها (SWOT) در نظام نوآوری، سیاستگذاریها ممکن است هدفمند نبوده و به نتایج مطلوب منجر نشوند.
- به تخصیص بهینه منابع کمک میکند: شناسایی گلوگاهها و بخشهای کلیدی نظام نوآوری به هدایت منابع محدود به سمت مؤثرترین مداخلات کمک میکند.
- رقابتپذیری ملی را افزایش میدهد: کشورهایی که نظام نوآوری کارآمدتری دارند، در رقابت جهانی برای جذب سرمایه، استعداد و دستیابی به بازارهای جدید موفقترند.
- گذار به اقتصاد دانشبنیان را تسهیل میکند: در اقتصاد امروز، نوآوری منبع اصلی ارزشآفرینی است و یک NIS قوی برای این گذار ضروری است.
اما چگونه میتوان این سیستم پیچیده را درک و ارزیابی کرد؟ یکی از ابزارهای استاندارد و پرکاربرد در سطح جهان، پیمایشهای نوآوری (Innovation Surveys) است.
پیمایش نوآوری: ابزاری برای ارزیابی و هوشمندی سیاستی در NIS
پیمایشهای نوآوری، نظرسنجیهای ساختاریافتهای هستند که از بنگاهها و سازمانها در مورد فعالیتهای نوآورانه آنها، هزینههای تحقیق و توسعه، منابع ایدهها، همکاریها، موانع نوآوری و نتایج حاصل از آن سؤال میکنند. این پیمایشها که اغلب بر اساس چارچوبهای بینالمللی مانند دستورالعمل اسلو (Oslo Manual) و پیمایش نوآوری جامعه اروپا (Community Innovation Survey – CIS) انجام میشوند، دادههای ارزشمندی را در سطح بنگاه فراهم میکنند که با تجمیع آنها میتوان تصویری از وضعیت نظام ملی نوآوری به دست آورد.
این پیمایشها نقش یک ابزار ارزیابی و پایش را برای NIS ایفا میکنند:
- ارزیابی وضعیت موجود: نشان میدهند که چه میزان و چه نوع نوآوری در بخشهای مختلف اقتصاد در حال وقوع است.
- تشخیص مشکلات: موانع اصلی پیش روی نوآوری (مالی، قانونی، سازمانی، دانشی و…) را شناسایی میکنند.
- پایش روندها: با تکرار پیمایش در طول زمان، میتوان روندها و تغییرات در فعالیتهای نوآورانه و اثربخشی سیاستها را ردیابی کرد.
- مقایسه بینالمللی: استفاده از استانداردهای بینالمللی امکان مقایسه عملکرد نوآوری کشور با سایر کشورها را فراهم میکند.
- تأمین داده برای سیاستگذاری مبتنی بر شواهد: نتایج پیمایش، شواهد و دادههای لازم را برای طراحی، اجرا و اصلاح سیاستهای علم، فناوری و نوآوری در اختیار سیاستگذاران قرار میدهد (که از آن به عنوان “هوشمندی سیاستی” یاد میشود).
مطالعه موردی: طرح ملی پیمایش نوآوری ایران
ایران نیز با درک اهمیت این موضوع، اقدام به اجرای “طرح ملی پیمایش نوآوری ایران” کرده است. این طرح که توسط معاونت علمی و فناوری ریاست جمهوری (VPST) با همکاری نهادهای علمی مانند پژوهشکده سیاستگذاری دانشگاه صنعتی شریف اجرا شده، نمونهای بارز از تلاش برای ارزیابی نظاممند نظام ملی نوآوری کشور است.
اهداف طرح:
- تقویت هوشمندی سیاستی از طریق شناخت رفتار و عملکرد نوآورانه بنگاهها.* استخراج دلالتهای سیاستی برای هدایت و حمایت از نوآوری.
- شناخت بهتر سیاستگذاران و مدیران از وضعیت نوآوری.
- شناسایی عوامل تعیینکننده و محدودکننده نوآوری.
- ارزیابی روندها.
اجرای طرح:
- پیمایش پایلوت: با هدف آزمون روششناسی و پرسشنامه، بر روی شرکتهای دانشبنیان و ICT برای بازه زمانی ۱۳۹۰-۱۳۹۲ انجام شد (جمعآوری دادهها در ۱۳۹۳). ۱۴۲ پرسشنامه معتبر جمعآوری گردید.
- پیمایش اصلی: با پوشش گستردهتر ۱۴ حوزه صنعتی و خدماتی، برای بازه زمانی ۱۳۹۱-۱۳۹۳ انجام شد (جمعآوری دادهها در ۱۳۹۵). ۲۴۷۶ پرسشنامه معتبر تحلیل گردید.
- روششناسی: مبتنی بر دستورالعمل اسلو (ویرایش سوم) و پرسشنامه CIS اتحادیه اروپا، با بومیسازی لازم. پرسشنامه شامل بخشهای جامعی در مورد انواع نوآوری (محصولی، فرآیندی، سازمانی، بازاریابی)، فعالیتهای نوآورانه، منابع اطلاعاتی، اهداف، موانع، همکاریها و هزینههای R&D بود.
یافتههای کلیدی به عنوان شواهدی از وضعیت NIS ایران:
نتایج این پیمایشها، شواهد مهمی را در مورد وضعیت نظام ملی نوآوری ایران آشکار کرد:
- شیوع نوآوری (در بخشهای منتخب): نتایج پایلوت نشان داد که در شرکتهای دانشبنیان و ICT، میزان نوآوری فناورانه و غیرفناورانه بالا است (که البته با توجه به ماهیت این شرکتها قابل انتظار بود).
- نقش پررنگ دولت در تأمین مالی: بیشتر شرکتها از حمایتهای مالی دولتی (بانکها، VPST، وزارتخانهها) استفاده کردهاند. این نشاندهنده وابستگی به منابع دولتی و شاید ضعف نسبی سازوکارهای تأمین مالی خصوصی (مانند سرمایهگذاری خطرپذیر) در NIS ایران است.
- ضعف پیوند دانشگاه و صنعت: برخلاف تصور، مهمترین منبع ایده برای نوآوری، خود شرکتها و مشتریان بودهاند، نه دانشگاهها و مؤسسات تحقیقاتی. این یافته کلیدی، یکی از ضعفهای ساختاری شناختهشده در نظام ملی نوآوری ایران، یعنی عدم ارتباط مؤثر بین بخش عرضه دانش (دانشگاه) و بخش تقاضای دانش (صنعت)، را تأیید میکند.
- موانع نوآوری (مثال حوزه نفت و گاز): نتایج پیمایش اصلی در حوزه نفت و گاز، موانع مهمی را برجسته کرد:
- موانع مالی: کمبود منابع داخلی و هزینه بالای نوآوری.
- موانع محیط کسبوکار: ناکارآمدی سیاستهای بازرگانی و انعطافناپذیری مقررات (نقش چارچوب نهادی و قانونی در NIS).
- موانع سازمانی: کمبود نیروی انسانی واجد شرایط و عدم وجود ساختار سازمانی حامی نوآوری (نقش ظرفیت جذب بنگاهها در NIS).
- عدم تناسب ورودی و خروجی نوآوری: با وجود انجام فعالیتهای نوآورانه، خروجیهای متناسب (احتمالاً از نظر تجاریسازی یا تأثیر اقتصادی) به دست نیامده است (مسئله کارایی در NIS).
- ضعف در نوآوری باز و شبکهسازی: عدم آشنایی شرکتها با مفهوم نوآوری باز و همکاریهای فناورانه (ضعف در تعاملات و جریان دانش در NIS).
- تمرکز بر خرید تجهیزات به جای انتقال دانش: (ضعف در ظرفیت یادگیری و جذب فناوری در NIS).
این یافتهها صرفاً آمار و ارقام نیستند، بلکه شواهدی هستند که به سیاستگذاران کمک میکنند تا مداخلات هدفمندتری را طراحی کنند؛ مثلاً با تمرکز بر بهبود سازوکارهای تأمین مالی، تقویت ارتباط دانشگاه و صنعت، اصلاح مقررات، و ارتقای ظرفیتهای مدیریتی و فنی بنگاهها.
انواع نظام های نوآوری و جایگاه NIS
مفهوم نظام نوآوری تنها به سطح ملی محدود نمیشود. انواع نظام های نوآوری عبارتند از:
- نظام ملی نوآوری (NIS): تمرکز بر تعاملات و نهادها در سطح یک کشور.
- نظام منطقهای نوآوری (RIS – Regional Innovation System): تمرکز بر تعاملات و ویژگیهای خاص یک منطقه جغرافیایی در داخل یک کشور (مانند یک استان یا ناحیه صنعتی).
- نظام بخشی نوآوری (SIS – Sectoral Innovation System): تمرکز بر بازیگران، نهادها و فناوریهای خاص یک بخش یا صنعت مشخص (مانند نظام نوآوری خودرو یا نظام نوآوری زیستفناوری).
- نظام نوآوری فناورانه (TIS – Technological Innovation System): تمرکز بر توسعه، انتشار و کاربرد یک حوزه فناورانه خاص (مانند انرژیهای تجدیدپذیر یا هوش مصنوعی)، که میتواند فراتر از مرزهای ملی یا بخشی عمل کند. نظام نوآوری فناورانه بر پویاییهای خاص یک فناوری تأکید دارد.
این نظامها با هم همپوشانی دارند و بر یکدیگر تأثیر میگذارند. پیمایش ملی نوآوری عمدتاً بر NIS تمرکز دارد، اما دادههای آن میتواند برای تحلیل نظامهای بخشی یا حتی منطقهای نیز مفید باشد.
حکمرانی علم، فناوری و نوآوری (STI Governance)
حکمرانی علم، فناوری و نوآوری به فرآیندها، ساختارها و سازوکارهایی اشاره دارد که از طریق آنها، جهتگیری کلی فعالیتهای علمی، فناورانه و نوآورانه در یک کشور یا منطقه تعیین، هدایت و هماهنگ میشود. این مفهوم شامل موارد زیر است:
- تعیین چشمانداز و اولویتهای ملی STI.
- تخصیص منابع عمومی به R&D و نوآوری.
- ایجاد و اجرای قوانین و مقررات (مانند مالکیت فکری، استانداردها).* هماهنگی بین بازیگران مختلف (دولت، صنعت، دانشگاه).
- پایش و ارزیابی سیاستها و برنامهها.
حکمرانی علمی (Scientific Governance) نیز به طور خاصتر به نحوه مدیریت و راهبری فعالیتهای علمی و تحقیقاتی، تضمین کیفیت، رعایت اصول اخلاقی و پاسخگویی در جامعه علمی اشاره دارد.
طرح ملی پیمایش نوآوری، با فراهم کردن دادهها و شواهد لازم، ابزاری کلیدی برای بهبود حکمرانی علم، فناوری و نوآوری است. این پیمایش به سیاستگذاران کمک میکند تا با “هوشمندی سیاستی” بیشتری عمل کرده و تصمیمات آگاهانهتری در مورد نحوه هدایت نظام ملی نوآوری اتخاذ کنند.
جمعبندی: پیمایش نوآوری، نبضسنج نظام ملی نوآوری
نظام ملی نوآوری زیربنای توسعه اقتصادی و اجتماعی پایدار در دنیای امروز است. درک عملکرد این سیستم پیچیده و ارزیابی مستمر آن برای سیاستگذاری مؤثر، امری حیاتی است. طرح ملی پیمایش نوآوری ایران، با پیروی از استانداردهای بینالمللی، گامی مهم در راستای ارزیابی وضعیت نوآوری در کشور، شناسایی چالشها و فرصتها، و فراهم کردن شواهد لازم برای بهبود حکمرانی علم، فناوری و نوآوری است. نتایج این پیمایشها، مانند ضعف پیوند دانشگاه و صنعت یا موانع مالی و سازمانی، چراغ راهی برای سیاستگذاران است تا با مداخلات هدفمند، به تقویت نظام ملی نوآوری و حرکت به سوی اقتصاد دانشبنیان کمک کنند. تداوم و بهبود این پیمایشها برای پایش روندها و ارزیابی اثربخشی سیاستهای آتی ضروری خواهد بود.
اطلاعات مطالعه موردی
- نوع ارزیابی: این طرح در وهله اول یک پیمایش توصیفی و تشخیصی (Descriptive and Diagnostic Survey) است که با هدف ارزیابی وضعیت موجود (Status Assessment) نوآوری در بنگاهها، شناسایی عوامل مؤثر و بازدارنده، و پایش روندها (Trend Monitoring) انجام میشود. نتایج این پیمایش، ورودی ارزشمندی برای ارزیابی پیشینی (Ex-ante Evaluation) سیاستهای آتی (کمک به طراحی سیاستهای مؤثرتر) و همچنین ارزیابی پسینی (Ex-post Evaluation) سیاستهای قبلی (با مقایسه نتایج دورههای مختلف پیمایش) فراهم میکند. در واقع، این پیمایش ابزاری برای “هوشمندی سیاستی” و ارزیابی نظاممند نظام ملی نوآوری است.
- متولیان اصلی: معاونت علمی و فناوری ریاست جمهوری (VPST)، پژوهشکده سیاستگذاری دانشگاه صنعتی شریف.
- دوره زمانی دادهها: پیمایش پایلوت (۱۳۹۰-۱۳۹۲)، پیمایش اصلی (۱۳۹۱-۱۳۹۳).
- روششناسی: مبتنی بر استانداردهای بینالمللی (دستورالعمل اسلو، پیمایش نوآوری اتحادیه اروپا – CIS)، استفاده از پرسشنامه، پوشش حوزههای مختلف صنعتی و خدماتی.