خودسانسوری و سکوت سازمانی؛ مطالعهٔ استانداری چهارمحال و بختیاری

آیا خودداری کارکنان از بیان اطلاعات و نظرهایشان با سکوت سازمانی ارتباط دارد؟ پژوهش سید نجم‌الدین موسوی، علی شریعت‌نژاد، امیرهوشنگ نظرپوری و مرضیه درویش‌زاده بروجنی این پرسش را در استانداری چهارمحال و بختیاری بررسی کرده است. مقاله علاوه بر خودسانسوری و سکوت سازمانی، «خاموشی هوشیارانه» را نیز در مدل قرار می‌دهد. برای فهم نتیجه باید تعریف این متغیرها، روش نمونه‌گیری و آزمون واقعیِ مسیر میانجی را جدا خواند.

سه مفهوم نزدیک، با تعریف‌های متفاوت

در این پژوهش، خودسانسوری می‌تواند به اطلاعات، عقاید یا اقدامات کارکنان مربوط باشد. سکوت سازمانی نیز فقط به سکوت ناشی از ترس محدود نشده و مقاله از انگیزه‌ها و انواع مختلف آن سخن می‌گوید. بنابراین نمی‌توان همهٔ کارکنان ساکت را بی‌تفاوت دانست یا فرض کرد که همهٔ آنان میل به بیان نظر دارند و تنها از مجازات می‌ترسند.

اصطلاح «خاموشی هوشیارانه» در عنوان انگلیسی مقاله با MUM effect بیان شده است. بخش نظری آن را با بی‌میلی به افشای اطلاعات منفی، گزارش‌نکردن مشکلات یا پنهان‌کردن اطلاعات بحرانی مرتبط می‌کند. این معنا از تعریف عمومی «هر تصمیم آگاهانه برای سکوت» مشخص‌تر است. البته بررسی این پدیده به معنای آن نیست که هر خودداری از انتشار اطلاعات، از جمله رعایت محرمانگی مشروع، رفتاری نادرست باشد.

روش پیمایش و اختلاف گزارش نمونه‌گیری

مقاله پژوهش را توصیفی و پیمایشی معرفی می‌کند. جامعهٔ آماری ۳۵۵ نفر از کارکنان استانداری گزارش شده و حجم نمونه ۲۶۰ نفر است. ابزار گردآوری داده‌ها پرسش‌نامهٔ محقق‌ساخته با ۳۰ سؤال و مقیاس پنج‌درجه‌ای لیکرت بوده است. تحلیل مدل با SPSS و SmartPLS انجام شده است.

در شیوهٔ انتخاب نمونه، متن منبع یکسان گزارش نمی‌کند: چکیدهٔ فارسی و چکیدهٔ مبسوط انگلیسی از نمونه‌گیری «در دسترس» نام می‌برند، اما بخش روش در صفحهٔ ۲۰۷ آن را «تصادفی» توصیف می‌کند. این اختلاف با اطلاعات موجود برطرف نمی‌شود؛ در نتیجه نمی‌توان نمایندگی نمونه یا تصادفی‌بودن انتخاب را بی‌قید تأیید کرد.

میانجی واقعاً آزمون شده است؟

نویسندگان رابطهٔ مثبت و معنادار خودسانسوری با سکوت سازمانی و خاموشی هوشیارانه را گزارش کرده‌اند. چکیدهٔ مبسوط، رابطهٔ خاموشی هوشیارانه با سکوت سازمانی را نیز تأیید می‌کند. بااین‌حال، وجود این روابط به‌تنهایی برای تأیید یک مسیر میانجی کافی نیست؛ برای مسیر غیرمستقیم به آزمون مربوط نیاز است.

این آزمون در خود مقاله وجود دارد. جدول ۷ در صفحهٔ ۲۱۳ نتیجهٔ بوت‌استرپ مسیر «خودسانسوری ← خاموشی آگاهانه ← سکوت سازمانی» را گزارش می‌کند. فاصلهٔ اطمینان چاپ‌شده، از ۰٫۱۴۵ تا ۰٫۲۸۹، شامل صفر نیست و نویسندگان بر همین مبنا مسیر غیرمستقیم را تأیید کرده‌اند. این، شاهد آزمون آماری در مدل است؛ نقش میانجی صرفاً از عنوان مقاله یا دو رابطهٔ مستقیم حدس زده نشده است.

حدود برداشت از نتیجه

پیمایش و مدل‌سازی معادلات ساختاری به‌تنهایی نشان نمی‌دهند که خودسانسوری در طول زمان علتِ افزایش سکوت بوده است. آزمون میانجی نیز جای طراحی مناسب برای استنباط علّی را نمی‌گیرد. تفسیر روابط به کیفیت اندازه‌گیری، روش انتخاب پاسخ‌دهندگان و سایر فرض‌های مدل وابسته است.

این مطالعه می‌تواند توجه مدیران را به مسیرهای انتقال اطلاعات و گزارش مشکلات جلب کند. اما اثر یک سامانهٔ گزارش‌دهی ناشناس، دورهٔ آموزش ارتباطی یا برنامهٔ اعتمادسازی در آن آزمایش نشده است. همچنین کاهش واقعی رضایت شهروندان یا افت عملکرد اداری را نمی‌توان از این مدل به عنوان پیامدهای مستقلاً اندازه‌گیری‌شده گزارش کرد. برای ارزیابی چنین پیامدهایی به شاخص‌ها و داده‌های مربوط نیاز است.

منبع و دامنهٔ بررسی

موسوی، سید نجم‌الدین؛ شریعت‌نژاد، علی؛ نظرپوری، امیرهوشنگ؛ درویش‌زاده بروجنی، مرضیه. «فهم تأثیر خودسانسوری منابع انسانی بر سکوت سازمانی: تبیین نقش میانجی خاموشی هوشیارانهٔ منابع انسانی؛ مورد مطالعه: استانداری چهارمحال و بختیاری». پژوهش‌های مدیریت عمومی، ۱۷(۶۴)، تابستان ۱۴۰۳، صفحات ۱۹۱–۲۱۸. DOI: 10.22111/jmr.2024.44663.5947.

این روایت بر چکیدهٔ ناشر، چکیدهٔ مبسوط و بخش‌های منتخب نظری، روش و آزمون میانجی در متن اصلی استوار است. همهٔ گویه‌ها، جدول‌های تشخیصی و داده‌های خام بررسی نشده‌اند و بازتولید مستقل مدل ادعا نمی‌شود.

مقالهٔ اصلی در وب‌سایت نشریه