تحلیل مضمون؛ آموزش با نمونهٔ کدگذاری و ساخت مضمون
تحلیل مضمون روشی برای بررسی الگوهای معنا در دادههای کیفی است. پژوهشگر متنها را میخواند، بخشهای مرتبط را کدگذاری میکند و با مقایسه و تفسیر آنها، مضمونهایی میسازد که به سؤال پژوهش پاسخ میدهند. خروجی کار فقط فهرست واژههای پرتکرار یا خلاصهٔ مصاحبهها نیست.
در این راهنما، مسیر کار را با یک نمونهٔ آموزشی دنبال میکنیم: چند گفتهٔ ساختگی دربارهٔ استفاده از سامانهٔ ثبت درخواست در یک سازمان. این نمونه دادهٔ پژوهشی واقعی نیست و نتیجهای دربارهٔ کارکنان یا سازمانهای واقعی به دست نمیدهد.
پیش از کدگذاری، رویکرد خود را روشن کنید
تحلیل مضمون یک روش کاملاً یکدست نیست. در بعضی رویکردها، کدبوک یا دفترچهٔ کدگذاری از ابتدا نقش پررنگی دارد؛ بعضی نیز بر توافق کدگذاران تأکید میکنند. در تحلیل مضمون بازاندیشانه، پژوهشگر نقش خود را در شکلدادن به تفسیرها بررسی میکند. کدها و مضمونها در جریان کار تغییر میکنند. در رویکرد بازاندیشانه، محاسبهٔ توافق بین کدگذاران معیار مناسبِ سنجش درستیِ یک تفسیر نیست؛ همکاری پژوهشگران میتواند برای گسترش و بازاندیشی تفسیرها به کار رود. این تفاوتها در نمونهٔ عملی دیوید برن از تحلیل مضمون بازاندیشانه توضیح داده شدهاند.
برای شروع، سه تصمیم را بنویسید: چه پرسشی دارید، دادهها را از چه منظری میخوانید و چرا این رویکرد با سؤال شما سازگار است. در مثال ما، پرسش این است: «کارکنان استفاده از سامانهٔ ثبت درخواست را در کار روزانه چگونه تجربه میکنند؟» توجه ما به معنایی است که افراد به تجربهٔ خود میدهند؛ قصد نداریم اثر علّی سامانه بر بهرهوری را اندازه بگیریم.
نمونهٔ آموزشی: پنج گفتهٔ ساختگی
تمام متن این تمرین همین پنج گفته است. در پژوهش واقعی، چند جمله جای مطالعهٔ مجموعهٔ کامل مصاحبهها را نمیگیرد. شناسهها تنها برای دنبالکردن مراحل تمریناند.
- گفتهٔ الف: «درخواست را در سامانه ثبت میکنم، اما باز هم تلفن میزنم؛ نمیدانم کسی آن را دیده یا نه.»
- گفتهٔ ب: «وقتی وضعیت درخواست معلوم است، دیگر لازم نیست از چند نفر بپرسم کارم کجاست.»
- گفتهٔ پ: «ثبت درخواست راحت است، ولی برای کار فوری مستقیم سراغ همکارم میروم؛ در سامانه معلوم نیست چه وقت جواب میگیرم.»
- گفتهٔ ت: «اگر جواب منفی باشد هم مشکلی ندارم؛ دستکم میخواهم بدانم چه کسی مسئول پاسخ است.»
- گفتهٔ ث: «برای پیگیری تماس نمیگیرم. رسید ثبت برای من کافی است؛ اگر دیر شد، شمارهٔ پیگیری را میفرستم.»
۱. با کل متن آشنا شوید
در الگوی ششمرحلهای براون و کلارک، کار با آشنایی دقیق با دادهها آغاز میشود. سپس کدگذاری، ساخت مضمونهای اولیه، بازبینی، تعریف و نامگذاری مضمونها و نگارش گزارش انجام میشود. این مسیر رفتوبرگشت دارد؛ لازم نیست هر مرحله را برای همیشه ببندید و بعد وارد مرحلهٔ بعد شوید. مقالهٔ اصلی براون و کلارک این مراحل را شرح میدهد.
پنج گفتهٔ تمرین را یک بار بدون انتخاب جملهٔ محبوب خود بخوانید. در یادداشت اولیه میتوان نوشت: «به نظر میرسد مسئله فقط آسانی ثبت نیست؛ دانستن وضعیت و امکان پیگیری هم مطرح است.» این یادداشت یک برداشت اولیه است، نه مضمون نهایی.
گفتهٔ ث را هم از همان ابتدا نگه دارید. این فرد، برخلاف الف و پ، تماس مستقیم را لازم نمیداند. حذف این تفاوت، مثال را به تأیید برداشت اولیهٔ ما محدود میکند.
۲. بخشهای مرتبط را کدگذاری کنید
کد، برچسب کوتاهی برای یک بخش معنادار از متن است. در تمرین ما، «پیگیری» بیش از حد کلی است؛ «تماس دوباره برای مطمئنشدن از دیدهشدن درخواست» روشنتر نشان میدهد چه چیزی را از گفتهٔ الف برداشت کردهایم. جدول زیر یک مسیر پیشنهادی برای کدگذاری همین متن ساختگی است؛ پاسخ یگانه و قطعی تمرین نیست.
| شناسه و بخش متن | کد اولیه | نکتهٔ تحلیلی |
|---|---|---|
| الف: «باز هم تلفن میزنم» و «نمیدانم کسی آن را دیده یا نه» | تماس دوباره برای اطمینان از دیدهشدن درخواست | ثبت درخواست برای این فرد به معنی آغاز رسیدگی نیست. |
| ب: «وقتی وضعیت درخواست معلوم است» | کاهش پیگیری شخصی با روشنشدن وضعیت | دیدن وضعیت، بخشی از کار پیگیری را بر عهده میگیرد. |
| پ: «برای کار فوری مستقیم سراغ همکارم میروم» | پناهبردن به ارتباط مستقیم در کار فوری | آسانی ثبت، ابهام زمان پاسخ را جبران نکرده است. |
| ت: «بدانم چه کسی مسئول پاسخ است» | نیاز به مشخصبودن مسئول پاسخ | برای این فرد، پاسخگویی از مثبتبودن پاسخ مهمتر است. |
| ث: «رسید ثبت برای من کافی است» | اتکا به رسید برای پیگیری بدون تماس | یک سازوکار رسمی میتواند جای پیگیری شخصی را بگیرد. |
برای بازبینی خودتان، از هر کد به متن اصلی برگردید. مثلاً از گفتهٔ ت نمیتوان نتیجه گرفت که این فرد همیشه از سامانه راضی است. گفته فقط اهمیت مشخصبودن مسئول پاسخ را نشان میدهد. کد نباید از متن جلوتر برود.
۳. از کنار هم گذاشتن کدها، مضمون اولیه بسازید
«سامانه»، «تلفن» و «پاسخ» نام موضوعاند. برای ساخت مضمون در این مثال، باید روشن کنیم کدها با چه معنای مشترکی به هم مربوطاند. دو مضمون اولیه میتوان پیشنهاد کرد:
- ثبتکردن کافی نیست؛ رسیدگی باید دیده شود. گفتههای الف، ب و ت، هرکدام از زاویهای، فاصلهٔ بین ثبت درخواست و اطمینان از رسیدگی را نشان میدهند. در این برداشت، معلومبودن وضعیت و مسئول پاسخ، درخواست را برای کاربر قابلپیگیری میکند.
- پیگیری رسمی وقتی جای تماس را میگیرد که برای کاربر قابل اتکا باشد. پ در کار فوری به همکار مراجعه میکند، اما ث به رسید و شمارهٔ پیگیری تکیه دارد. این مضمون به تفاوت راههای پیگیری میپردازد؛ نمیگوید همهٔ افراد از یک راه استفاده میکنند.
در یادداشت براون و کلارک دربارهٔ کیفیت تحلیل مضمون، تمایز خلاصهٔ موضوع با مضمونِ متکی به معنای مشترک توضیح داده شده است. بنابراین «مزایا و معایب سامانه» میتواند عنوانی برای مرتبکردن پاسخها باشد، اما بهخودیخود تفسیر تحلیلی روشنی به دست نمیدهد.
۴. مضمونها را با متن و با یکدیگر بسنجید
دو مضمون پیشنهادی ما به هم نزدیکاند. برای روشنشدن مرزشان، اولی را به آنچه فرد برای تشخیص وضعیت رسیدگی لازم دارد محدود میکنیم و دومی را به راهی که برای پیگیری انتخاب میکند. اگر با خواندن کل دادهها این مرز قابل دفاع نبود، ادغام یا بازسازی آنها بهتر از حفظ دو عنوان مشابه بود.
حالا گفتهٔ ث را دوباره بخوانید. این گفته برداشت «همه برای اطمینان تلفن میزنند» را نقض میکند؛ اما مضمون دوم را، با صورتبندی دقیقتر، از بین نمیبرد. در همین متن کوتاه، رسید رسمی برای یک نفر کافی است و برای بعضی دیگر، وضعیت یا زمان پاسخ هنوز ابهام دارد.
جدول زیر نتیجهٔ بازبینی همین تمرین است. در پژوهش واقعی، این تصمیمها باید با مجموعهٔ کامل دادهها سنجیده شوند.
| مضمون بازبینیشده | حدود آن | شاهد تمرین | ادعایی که نمیتوان کرد |
|---|---|---|---|
| رسیدگی باید برای کاربر قابل مشاهده باشد | وضعیت درخواست و مسئول پاسخ | الف، ب و ت | نمایش وضعیت حتماً رضایت همه را افزایش میدهد. |
| راه پیگیری به اتکاپذیری مسیر رسمی وابسته است | اتکا به تماس مستقیم یا رسید سامانه در روایت افراد | الف، پ و ث | سامانه تماسها را به مقدار مشخصی کاهش داده است. |
۵. نام و تعریف نهایی هر مضمون را بنویسید
برای هر مضمون یک بند بنویسید که بگوید چه معنایی را توضیح میدهد و چه چیزی بیرون از آن است. تعریف مضمون اول در این تمرین میتواند چنین باشد: «این مضمون نشان میدهد در روایت افراد، ثبت درخواست زمانی معنای رسیدگی پیدا میکند که فرد بتواند وضعیت کار یا مسئول پاسخ را تشخیص دهد. موضوع آن سرعت واقعی انجام کار نیست؛ به امکان دنبالکردن رسیدگی از نگاه کاربر میپردازد.»
این تعریف جلوی یک جابهجایی مهم را میگیرد: گفتههای افراد دربارهٔ تجربهٔ خود، با اندازهگیری زمان واقعی رسیدگی یکی نیست. برای سنجش زمان، داده و تحلیل دیگری لازم است.
۶. گزارش را از ادعا، شاهد و تفسیر بسازید
نمونهٔ نگارش برای همین دادههای ساختگی: «در این تمرین، ثبت درخواست لزوماً پایان کار پیگیری نبود. گفتهٔ الف، تماس دوباره را به نامعلومبودن دیدهشدن درخواست ربط میداد؛ در مقابل، ب با روشنبودن وضعیت، نیازی به پرسوجو از چند نفر نمیدید. ت نیز بیش از مثبتبودن جواب، بر معلومبودن مسئول پاسخ تأکید داشت. این کنارهمگذاری را میتوان نشانهای از اهمیت قابل مشاهدهبودن رسیدگی در روایت این افراد دانست.»
در ادامهٔ گزارش، تفاوت گفتهٔ ث و محدودیت مثال را بیاورید. این متن کوتاه نه نمایندهٔ کارکنان یک سازمان است، نه نشان میدهد کدام تجربه در جامعه شایعتر است. همچنین رابطهٔ علّی میان ویژگی سامانه و رفتار کارکنان را اثبات نمیکند.
پیش از تحویل تحلیل، چه چیزهایی را دوباره بخوانیم؟
- آیا نام رویکرد با کاری که واقعاً انجام دادهایم سازگار است؟
- آیا هر مضمون به سؤال پژوهش پاسخ میدهد و معنای روشنی دارد؟
- آیا میتوان از مضمون و کد به بخشهای مشخص متن برگشت؟
- آیا گفتههای متفاوت را هم بررسی کردهایم، یا فقط شاهدهای موافق را انتخاب کردهایم؟
- آیا تفسیر خود را از گفتهٔ مشارکتکننده و از ادعای مربوط به جامعه جدا کردهایم؟
- آیا دربارهٔ نقش پژوهشگر، تصمیمهای تحلیلی و محدودیت دادهها توضیح دادهایم؟
برای تمرین، همین پنج گفته را دوباره کدگذاری کنید و یک نام جایگزین برای مضمون دوم بنویسید. سپس توضیح دهید نام تازه کدام تفاوت را بهتر نشان میدهد و کدام بخش متن را کمتر پوشش میدهد. ارزش تمرین در دلیل این انتخاب است، نه رسیدن به همان دو عنوان پیشنهادی.
منابع این راهنما
- Braun, V. & Clarke, V. (2006). Using thematic analysis in psychology. Qualitative Research in Psychology, 3(2), 77–101. متن مقاله در وبسایت دانشگاه میلان بیکوکا.
- Byrne, D. (2022). A worked example of Braun and Clarke’s approach to reflexive thematic analysis. Quality & Quantity, 56, 1391–1412. متن مقاله در وبسایت ناشر.
- Braun, V. & Clarke, V. Toward good practice in thematic analysis: Avoiding common problems and be(com)ing a knowing researcher. International Journal of Transgender Health, 24(1), 1–6. متن یادداشت در PMC.