تحلیل محتوا؛ آموزش با نمونهٔ کدبوک و گزارش نتیجه
تحلیل محتوا، بررسی منظم متن برای ساختن و تفسیر کدها و مقولههای مرتبط با سؤال پژوهش است. بسته به رویکرد، کدها میتوانند از متن ساخته شوند یا از نظریه و پژوهش پیشین آغاز شوند. شمارش ممکن است بخشی از کار باشد، اما جای خواندن و فهم زمینه را نمیگیرد.
رویکرد را پیش از ساخت کدبوک انتخاب کنید
هسیه و شنون در Three approaches to qualitative content analysis سه رویکرد متعارف، جهتدار و تلخیصی را تفکیک میکنند. در این تمرین، مسیر پیشنهادی ما از متن آغاز میشود؛ مقولههای اولیه را از پیش بهعنوان یافتهٔ قطعی تحمیل نمیکنیم.
کدبوک یا دفترچهٔ کدگذاری، تعریف کدها و قواعد استفاده از آنها را ثبت میکند. کدبوک میتواند در جریان تحلیل تغییر کند. داشتن آن بهتنهایی نشاندهندهٔ توافق کدگذاران یا کیفیت همهٔ تفسیرها نیست.
متن و سؤالِ تمرین
نمونهٔ ساختگی: «راهنما را در سامانه پیدا نکردم و از همکارم فایل گرفتم. متن فایل روشن بود، ولی نمیدانستم آخرین نسخه است یا نه. دفعهٔ بعد که نشانی راهنما را در پیام خوشامد فرستادند، مستقیم همان را باز کردم.»
سؤال تمرین این است: «در این روایت، دسترسی به راهنما و تشخیص نسخه چگونه توصیف میشود؟ » کل دادهٔ این تمرین همین متن است؛ نتیجه دربارهٔ هیچ سازمان واقعی نیست.
واحدها و مسیر کدگذاری را روشن کنیم
در این مثال، کل روایت را برای حفظ زمینه میخوانیم و بخشهای معنایی مرتبط را کدگذاری میکنیم. مقالهٔ گرانهیم و لاندمن، واحد تحلیل، واحد معنا، کد، مقوله و مضمون را از مفاهیم مهم تحلیل محتوای کیفی میداند. این اصطلاحها را باید در رویکرد خود تعریف کنید؛ نامگذاری بهتنهایی مسیر تحلیل را روشن نمیکند.
| بخش متن ساختگی | کد پیشنهادی | مقولهٔ اولیه |
|---|---|---|
| «راهنما را در سامانه پیدا نکردم» | دشواری یافتن راهنما | دسترسی به راهنما |
| «از همکارم فایل گرفتم» | دریافت راهنما از همکار | دسترسی به راهنما |
| «نمیدانستم آخرین نسخه است یا نه» | ابهام دربارهٔ نسخهٔ معتبر | تشخیص نسخه |
| «نشانی راهنما را در پیام خوشامد فرستادند» | دریافت نشانی مستقیم در آغاز کار | دسترسی به راهنما |
نمونهٔ کدبوک با قواعد تصمیم
این دفترچه فقط برای همین تمرین پیشنهاد شده و ابزار آزمودهشده نیست. قواعدش باید با داده و سؤال واقعی بازبینی شوند.
| کد | تعریف در تمرین | قاعدهٔ ورود | قاعدهٔ خروج |
|---|---|---|---|
| دشواری یافتن راهنما | روایت مانع در پیدا کردن محل یا فایل راهنما | اشارهٔ روشن به پیدا نکردن یا مسیر دسترسی | نفهمیدن معنای متن، بدون مشکل یافتن آن |
| ابهام نسخه | نامعلومبودن بهروز یا معتبر بودن نسخه برای گوینده | تردید دربارهٔ نسخه، تاریخ یا مرجع آن | ادعای پژوهشگر دربارهٔ قدیمیبودن، بدون شاهد در روایت |
یک بخش متن ممکن است بیش از یک نکتهٔ مرتبط داشته باشد. اگر برای تمرین قاعدهای دربارهٔ چندکدیبودن یا مرز واحد معنا میگذارید، آن را ثبت کنید. قواعد را فقط برای آسانشدن شمارش، بر خلاف معنای متن تغییر ندهید.
چطور بازبینی کنیم؟
از مقوله به کد و از کد به متن برگردید. در مثال ما «متن فایل روشن بود» نباید بهعنوان شاهد مشکل فهم متن گزارش شود. همچنین ابهام دربارهٔ نسخه ثابت نمیکند فایل واقعاً قدیمی بوده است؛ این فقط برداشت فرد را نشان میدهد.
اگر چند پژوهشگر کار میکنند، شیوهٔ همکاری و حل اختلاف را متناسب با رویکرد توضیح دهید. ضریب توافقِ محاسبهنشده یا نتیجهٔ نرمافزار را نسازید. نرمافزار محل نگهداری و بازیابی کدهاست؛ بهکاربردن نام آن، تفسیر را معتبر نمیکند.
نمونهٔ گزارش همین تمرین
«در روایت ساختگی، دسترسی و تشخیص نسخه دو مسئلهٔ متفاوت بودند. دریافت فایل از همکار، نیاز فوری به راهنما را پاسخ داد، اما اطمینان دربارهٔ آخرین نسخه را فراهم نکرد. دریافت نشانی مستقیم در پیام آغاز کار، مسیر دیگری برای دسترسی ایجاد کرد. این روایت بهتنهایی دربارهٔ فراگیری مشکل یا اثر راهحل بر عملکرد نتیجهای نمیدهد.»
اگر فراوانی گزارش میکنید، واحد شمارش و نحوهٔ برخورد با تکرارها را بنویسید. در این تمرین یک روایت داریم و شمارش کدها به معنی درصد کارکنان نیست. همچنین این تمرین تحلیل محتواست؛ به صرف استفاده از کد، آن را نظریهٔ زمینهای و محصولش را نظریهٔ تازه نمینامیم.
منابع
- Hsieh & Shannon (2005), Three approaches to qualitative content analysis؛ DOI: 10.1177/1049732305276687
- Graneheim & Lundman (2004), Qualitative content analysis in nursing research: concepts, procedures and measures to achieve trustworthiness؛ DOI: 10.1016/j.nedt.2003.10.001