اقتصاد سایه
اقتصاد سایه: تعریفی از فعالیتهای اقتصادی پنهان
اقتصاد سایه (Shadow Economy)، که با نامهای دیگری چون اقتصاد زیرزمینی (Underground Economy)، اقتصاد غیررسمی یا اقتصاد پنهان نیز شناخته میشود، به بخشی از فعالیتهای اقتصادی در یک کشور اطلاق میشود که خارج از چارچوب رسمی و نظارت دولت انجام میگیرد. این فعالیتها معمولاً به دلایلی مانند فرار از مالیات، قوانین کار، یا مقررات دولتی به صورت غیرقانونی و پنهان انجام میشوند. در حالی که آمار رسمی تولید ناخالص داخلی (GDP) تنها فعالیتهای رسمی را در بر میگیرد، اقتصاد سایه میتواند سهم قابل توجهی از اقتصاد یک کشور را به خود اختصاص دهد، هم در کشورهای در حال توسعه و هم در کشورهای توسعهیافته. اندازهگیری دقیق حجم اقتصاد سایه دشوار است، زیرا فعالان آن تلاش میکنند ناشناخته باقی بمانند؛ اما پژوهشها نشان میدهند که این بخش میتواند تأثیرات گستردهای بر اقتصاد رسمی، به ویژه بر فرآیند کارآفرینی، داشته باشد.
تأثیر اقتصاد سایه بر کارآفرینی: ضرورتگرا یا فرصتگرا؟
کارآفرینی به عنوان یکی از راههای دستیابی به توسعه، با درک و شناسایی فرصتهای کسبوکار، ایجاد اشتغال، افزایش تولید ملی و افزایش رفاه اجتماعی گره خورده است. کارآفرینی بر مبنای انگیزه به دو دسته اصلی تقسیم میشود:
- کارآفرینی ضرورتگرا (Necessity-Driven Entrepreneurship): شامل افرادی است که به دلیل نبود گزینههای شغلی دیگر و برای تأمین معاش، مجبور به راهاندازی کسبوکار میشوند.
- کارآفرینی فرصتگرا (Opportunity-Driven Entrepreneurship): شامل افرادی است که با هدف استقلال شغلی، افزایش سود یا بهرهبرداری از یک فرصت بازار، وارد حوزه کارآفرینی میشوند. اقتصاد سایه به عنوان یکی از ویژگیهای ساختاری اقتصاد، میتواند فرآیند کارآفرینی را تحت تأثیر قرار دهد و ارتباط آن با هر یک از این دو نوع کارآفرینی، موضوع بحث و نظریات مختلفی است. در همین راستا، پژوهش حاضر به تعیین تأثیر اقتصاد سایه بر کارآفرینی ضرورتگرا و کارآفرینی فرصتگرا میپردازد. این مطالعه، نمونهای بارز از ارزیابی اثربخشی در حوزه اقتصاد و کارآفرینی است که به ما کمک میکند تا سازوکارهای پنهان این رابطه را درک کنیم.
روششناسی پژوهش: تحلیل اقتصاد سایه بر کارآفرینی با دادههای تابلویی
این تحقیق با رهیافت دادههای تابلویی (Panel Data) و به روش گشتاورهای تعمیمیافته (Generalized Method of Moments – GMM) به تعیین تأثیر اقتصاد سایه بر کارآفرینی ضرورتگرا و کارآفرینی فرصتگرا در دو گروه از کشورهای منتخب (در حال توسعه و توسعهیافته) طی دوره ۲۰۰۹ تا ۲۰۲۰ پرداخته است. انتخاب این روش به دلیل توانایی آن در تحلیل دادههای با ابعاد زمانی و مقطعی و کنترل برونزایی متغیرها است. در این تحقیق، از شاخصهای کارآفرینی ضرورتگرا و کارآفرینی فرصتگرا، منتشر شده توسط دیدهبان جهانی کارآفرینی (GEM)، به عنوان جایگزین عملیاتی کارآفرینی استفاده شده است. برای اندازهگیری اقتصاد سایه، به دلیل دشواری دسترسی به اطلاعات کمی مستقیم (زیرا افراد فعال در آن سعی دارند ناشناخته باقی بمانند)، نتایج محاسبات پیشین درباره حجم اقتصاد سایه در کشورهای جهان، به عنوان معیار اندازهگیری استفاده شده است.
نتایج اصلی پژوهش نشان داد:
- اقتصاد سایه بر کارآفرینی ضرورتگرا در هر دو گروه از کشورهای منتخب تأثیر مثبت و معناداری دارد؛ با این تفاوت که ضریب تخمینی آن در کشورهای در حال توسعه بیشتر بوده است. این به معنای آن است که افزایش بخش سایه اقتصاد، به دلیل عدم گزارش و ثبت برخی فعالیتهای اقتصادی، موجب افزایش کارآفرینی ضرورتگرا میشود. به طور مشخص، یک درصد افزایش نسبت اقتصاد سایه به تولید ناخالص داخلی، موجب افزایش ۰.۰۹۱ درصدی کارآفرینی ضرورتگرا در کشورهای در حال توسعه و ۰.۰۴۷ درصدی در کشورهای توسعهیافته شده است.
- تأثیر اقتصاد سایه بر کارآفرینی فرصتگرا در هر دو گروه از کشورهای منتخب منفی و معنادار بوده است؛ با این تفاوت که ضریب تخمینی آن در کشورهای در حال توسعه بزرگتر است. به طور مشخص، یک درصد افزایش در نسبت اقتصاد سایه به تولید ناخالص داخلی، موجب کاهش ۰.۱۸۵ درصدی کارآفرینی فرصتگرا در کشورهای در حال توسعه و ۰.۱۲۷ درصدی در کشورهای توسعهیافته شده است. این نوع از ارزیابی، ماهیت اثربخشی دارد و به دنبال تبیین روابط علّی و معلولی بین متغیرها و شناسایی سازوکارهای پنهان است.
کارآفرینی ضرورتگرا و اقتصاد سایه: پناهگاهی برای بقا
یافتههای پژوهش نشان میدهد که اقتصاد سایه تأثیر مثبت و معناداری بر کارآفرینی ضرورتگرا دارد. این موضوع با نظریه ساختارگرایی همخوانی دارد که بیان میکند چگونه اقتصاد سایه میتواند اثرات مثبتی بر کارآفرینی ضرورتگرا بگذارد. دلایل این رابطه میتواند شامل موارد زیر باشد:
- موانع ورود کمتر: در بخش غیررسمی، راهاندازی کسبوکار معمولاً به سرمایه اولیه کمتر، مجوزهای اداری سادهتر و قوانین دست و پاگیر کمتری نیاز دارد.
- فرار از بوروکراسی: کارآفرینانی که به دلیل مشکلات اقتصادی یا بیکاری مجبور به کارآفرینی میشوند، به دلیل پیچیدگیها و هزینههای ورود به بخش رسمی، به اقتصاد سایه پناه میبرند.
- ایجاد فرصتهای شغلی جایگزین: در شرایطی که بخش رسمی اقتصاد قادر به جذب نیروی کار کافی نیست، اقتصاد سایه به عنوان یک دریچه برای ایجاد شغلهای خوداشتغالی عمل میکند. در کشورهای در حال توسعه، که معمولاً با نرخهای بیکاری بالاتر و موانع بیشتر در بخش رسمی مواجهاند، این تأثیر قویتر است. این بدان معناست که اقتصاد سایه برای بسیاری از افراد، پناهگاهی برای بقا و تأمین معاش در شرایط دشوار اقتصادی است.
کارآفرینی فرصتگرا و تأثیر منفی اقتصاد سایه: ناعادلانه و ناکارآمد
برخلاف کارآفرینی ضرورتگرا، نتایج پژوهش نشان میدهد که اقتصاد سایه تأثیر منفی و معناداری بر کارآفرینی فرصتگرا دارد. این یافته با نظریه نئولیبرال همخوانی دارد که بیان میکند کارآفرینان فرصتگرا (که هدفشان استقلال و سود بیشتر است) تمایلی به ورود به بخش غیررسمی ندارند و فعالیتهای غیررسمی را مانعی برای رشد و رقابت سالم میدانند. دلایل این تأثیر منفی شامل موارد زیر است:
- رقابت ناعادلانه: فعالیتهای غیررسمی معمولاً از پرداخت مالیات، بیمه و رعایت مقررات مربوط به کیفیت و ایمنی معاف هستند، که به آنها مزیت ناعادلانهای نسبت به کسبوکارهای رسمی میدهد.
- عدم تخصیص مناسب منابع: منابع (مانند سرمایه، نیروی کار) به جای سرمایهگذاری در بخشهای مولد و رسمی، به سمت فعالیتهای سایه سوق داده میشوند.
- کاهش درآمدهای مالیاتی دولت: اقتصاد سایه باعث کاهش درآمدهای مالیاتی دولت میشود که به نوبه خود، توان دولت در ارائه خدمات عمومی و زیرساختهای لازم برای رشد توسعه کارآفرینی (به ویژه کارآفرینی فرصتگرا) را تضعیف میکند.
- کاهش شفافیت و ثبات: افزایش اقتصاد سایه به معنای عدم ثبت و گزارش فعالیتهای اقتصادی است که منجر به انحراف از شرایط رقابتی بازار و افزایش عدم قطعیت برای کارآفرینان فرصتگرا میشود. این تأثیر منفی در کشورهای در حال توسعه بزرگتر است، چرا که ضعف نهادها و ساختارهای رسمی در این کشورها، زمینه را برای گسترش بیشتر اقتصاد سایه و پیامدهای منفی آن فراهم میکند.
نقش متغیرهای کنترلی: نهادهای حاکمیتی، آموزش، توسعه مالی و زیرساختها
پژوهش حاضر علاوه بر بررسی رابطه مستقیم اقتصاد سایه با کارآفرینی، تأثیر چهار متغیر کنترلی مهم را نیز مورد بررسی قرار داده است:
- نهادهای حاکمیتی: تأثیر منفی و معنادار بر کارآفرینی ضرورتگرا (در هر دو گروه کشور) و تأثیر مثبت و معنادار بر کارآفرینی فرصتگرا (در هر دو گروه کشور). این نشان میدهد که نهادهای حاکمیتی قوی، با کاهش نیاز به کارآفرینی از روی ناچاری، راه را برای کارآفرینان فرصتگرا هموار میکنند.
- آموزش: تأثیر منفی و معنادار بر کارآفرینی ضرورتگرا (در هر دو گروه کشور) و تأثیر مثبت و معنادار بر کارآفرینی فرصتگرا در کشورهای توسعهیافته. این بدان معناست که با افزایش سطح آموزش، افراد کمتر مجبور به کارآفرینی از روی ناچاری میشوند و در کشورهای توسعهیافته، آموزش به ایجاد فرصتهای کارآفرینی منجر میشود.
- توسعه مالی: تأثیر مثبت و معنادار بر کارآفرینی ضرورتگرا در کشورهای توسعهیافته و فاقد معناداری در کشورهای در حال توسعه. اما تأثیر مثبت و معنادار بر کارآفرینی فرصتگرا در هر دو گروه کشور. این نشان میدهد که توسعه بازارهای مالی به کارآفرینان فرصتگرا برای دسترسی به سرمایه کمک میکند.
- زیرساختها: تأثیر مثبت و معنادار بر هر دو نوع کارآفرینی ضرورتگرا و فرصتگرا در هر دو گروه کشور. وجود زیرساختهای قوی (مانند دسترسی به اینترنت، حمل و نقل) برای تمامی انواع کارآفرینی، چه از روی ضرورت و چه از روی فرصت، مفید است. این یافتهها پیچیدگی روابط در توسعه کارآفرینی را نشان میدهد و تأکید میکند که سیاستگذاران باید رویکردی چندبعدی را در نظر بگیرند.
پیامدهای عملی برای سیاستگذاران: کنترل اقتصاد سایه و ترویج کارآفرینی فرصتگرا
نتایج این پژوهش پیامدهای عملی مهمی برای سیاستگذاران در هر دو گروه کشورهای در حال توسعه و توسعهیافته دارد. با توجه به اهمیت کارآفرینی فرصتگرا در توسعه و رشد اقتصادی، و همچنین تأثیر منفی اقتصاد سایه بر این نوع کارآفرینی، پیشنهاد میشود که کنترل اقتصاد سایه در اولویت سیاستگذاران قرار گیرد. برای کنترل حجم اقتصاد زیرزمینی، راهکارهای زیر پیشنهاد میشود:
- سیاستهای اشتغالزا: نخست باید سیاستهای اشتغالزا با هدف کاهش نرخ بیکاری و ایجاد فرصتهای شغلی رسمی مورد نظر قرار گیرد. این امر میتواند نیاز به کارآفرینی ضرورتگرا را کاهش داده و افراد را به سمت بخش رسمی سوق دهد.
- آزادسازیهای تجاری و اصلاح قوانین تعرفههای تجاری: این اقدامات میتوانند به بهبود رقابتپذیری و کاهش انگیزههای ورود به اقتصاد سایه کمک کنند.
- تقویت ساختار نهادی، اقتصادی و نظارتی کشور: بهبود حکمرانی، کاهش فساد، سادهسازی مقررات و افزایش شفافیت، میتواند محیط کسبوکار رسمی را جذابتر کند.
- توسعه خدمات عمومی و زیرساختها: سرمایهگذاری در آموزش، بهداشت و زیرساختهای فیزیکی و دیجیتال، به رشد کارآفرینی فرصتگرا کمک میکند. با پیادهسازی این راهکارها، میتوان حجم اقتصاد سایه را کاهش داد و بستر مناسبی برای رشد کارآفرینی فرصتگرا فراهم کرد که در نهایت به توسعه کارآفرینی پایدار و رشد اقتصادی منجر خواهد شد.
اطلاعات مطالعه موردی:
- عنوان مقاله اصلی: تأثیر اقتصاد سایهای بر کارآفرینی ضرورتگرا و فرصتگرا
- نویسندگان: ابوالفضل شاهآبادی (گروه اقتصاد، دانشگاه الزهرا)، لیلا گلشنی (گروه مدیریت کارآفرینی، دانشگاه آزاد واحد علوم و تحقیقات)، ثمینه قاسمیفر (گروه علوم اقتصادی، دانشگاه هرمزگان)
- سال انتشار: 2024
- نام مجله/منبع مقاله: DOI: 10.22059/jed.2024.357087.654166
- نوع ارزیابی مورد استفاده: ارزیابی اثربخشی (با تمرکز بر روابط علّی و استفاده از دادههای تابلویی و روش گشتاورهای تعمیمیافته)