رقابت مخرب، به عنوان شکست بازار (Destructive Competition)

رقابت مخرب، به عنوان شکست بازار (Destructive Competition)

رقابت مخرب شکلی از شکست بازار است که در آن رقابت شدید و خصمانه میان بنگاه‌ها به ایجاد اثرات جانبی منفی بر کارگران و جامعه منجر می‌شود. در این وضعیت، فشار رقابتی بنگاه‌ها را به کاهش هزینه‌ها از مسیرهایی سوق می‌دهد که کیفیت شرایط کار، ایمنی، و رفاه اجتماعی را تضعیف می‌کند. این اصطلاح در ادبیات خط‌مشی‌گذاری عمومی برای توصیف شرایطی به کار می‌رود که در آن سازوکار بازار به‌جای تخصیص بهینه منابع، پیامدهای اجتماعی نامطلوبی پدید می‌آورد.

مفهوم رقابت مخرب

در اقتصاد متعارف، رقابت معمولاً به‌عنوان نیرویی مثبت برای افزایش کارایی، کاهش قیمت‌ها و بهبود کیفیت کالاها و خدمات شناخته می‌شود. اما رقابت مخرب به شرایطی اشاره دارد که در آن رقابت از مسیرهای سالم خود خارج می‌شود و بنگاه‌ها برای بقا یا کسب سهم بیشتر بازار، به اقداماتی روی می‌آورند که هزینه‌های آن به دیگران تحمیل می‌شود. این هزینه‌های تحمیل‌شده، که در چارچوب تحلیل اقتصادی «اثرات جانبی منفی» نامیده می‌شوند، می‌توانند شامل کاهش دستمزدها، تضعیف استانداردهای ایمنی، افزایش ساعات کار، یا بی‌توجهی به شرایط محیط کار باشند.

نکته مهم در تعریف رقابت مخرب آن است که این وضعیت لزوماً با کاهش قیمت کالاها برای مصرف‌کننده همراه است. به عبارت دیگر، رقابت ممکن است حاشیه سود بنگاه‌ها را کاهش دهد و کالاها را ارزان‌تر کند، اما این کاهش قیمت از مسیر کاهش هزینه‌هایی حاصل می‌شود که به کارگران و جامعه آسیب می‌زند. به همین دلیل، رقابت مخرب صرفاً یک مسئله توزیعی نیست، بلکه نمونه‌ای از ناکارآمدی بازار در تأمین رفاه اجتماعی است.

اهمیت رقابت مخرب در خط‌مشی‌گذاری

شناخت رقابت مخرب برای خط‌مشی‌گذاران اهمیت ویژه‌ای دارد، زیرا این مفهوم مرز میان رقابت سازنده و رقابت آسیب‌زا را آشکار می‌کند. اگر خط‌مشی‌گذار رقابت را صرفاً به‌عنوان هدفی فی‌نفسه دنبال کند و پیامدهای اجتماعی آن را نادیده بگیرد، ممکن است سیاست‌هایی طراحی کند که به کاهش رفاه عمومی بینجامد. برای نمونه، مقررات‌زدایی گسترده بدون توجه به استانداردهای کار و ایمنی می‌تواند زمینه را برای ظهور رقابت مخرب فراهم آورد.

از منظر تحلیل خط‌مشی، رقابت مخرب مصداقی از شکست بازار است و معمولاً توجیهی برای مداخله دولت به شمار می‌رود. مداخله در این زمینه می‌تواند اشکال گوناگونی داشته باشد، از جمله وضع حداقل استانداردهای کاری، مقررات ایمنی، قوانین کار، یا نظارت بر شرایط رقابت. هدف این مداخله آن است که مزایای رقابت حفظ شود، اما از تبدیل رقابت به سازوکاری برای تضعیف رفاه کارگران و جامعه جلوگیری شود.

رقابت مخرب در عمل

رقابت مخرب می‌تواند در بخش‌هایی پدیدار شود که هزینه‌های نیروی کار بخش بزرگی از هزینه‌های تولید را تشکیل می‌دهد و امکان رقابت بر سر قیمت از طریق کاهش این هزینه‌ها وجود دارد. برای مثال، در برخی زنجیره‌های تأمین جهانی، فشار برای کاهش قیمت نهایی ممکن است به‌صورت غیرمستقیم به تأمین‌کنندگان منتقل شود و آن‌ها را به کاهش استانداردهای کاری وادارد. در چنین شرایطی، بنگاه‌هایی که استانداردهای بالاتری را رعایت می‌کنند، ممکن است در رقابت قیمتی با مشکل مواجه شوند و به‌تدریج از بازار خارج شوند یا ناگزیر به پیروی از رویه‌های رایج شوند.

این وضعیت را می‌توان با یک مثال فرضی روشن کرد: فرض کنید در یک صنعت، دو بنگاه برای کاهش قیمت تمام‌شده با یکدیگر رقابت می‌کنند. یکی از آن‌ها هزینه‌های ایمنی کارگاه را کاهش می‌دهد و دیگری نیز برای باقی ماندن در بازار ناگزیر از پیروی می‌شود. نتیجه آن است که قیمت کالا برای مصرف‌کننده اندکی کاهش می‌یابد، اما در مقابل، کارگران در معرض خطرات بیشتری قرار می‌گیرند و هزینه‌های اجتماعی مرتبط با حوادث کاری و کاهش سلامت نیروی کار افزایش می‌یابد. این وضعیت نشان می‌دهد که چگونه سازوکار رقابت می‌تواند به پیامدی بینجامد که از نظر اجتماعی نامطلوب است.

مفاهیم مرتبط

مفهوم رقابت مخرب با چند مفهوم کلیدی در تحلیل خط‌مشی و اقتصاد پیوند دارد. نخستین آن‌ها «شکست بازار» است که رقابت مخرب یکی از مصادیق آن به شمار می‌رود. شکست بازار به شرایطی اشاره دارد که در آن سازوکار بازار به‌تنهایی نمی‌تواند منابع را به شکلی تخصیص دهد که رفاه اجتماعی حداکثر شود. دومین مفهوم مرتبط «اثرات جانبی» است؛ رقابت مخرب زمانی به شکست بازار تبدیل می‌شود که پیامدهای منفی رقابت بر اشخاص ثالث (مانند کارگران یا اجتماع) تحمیل شود و این هزینه‌ها در قیمت‌های بازار منعکس نشوند. همچنین، «رقابت قیمتی» به‌عنوان سازوکاری که در شرایط خاص می‌تواند به رقابت مخرب منجر شود، با این مفهوم ارتباط نزدیک دارد.

در ادبیات سیاست‌گذاری، گاهی میان رقابت مخرب و «رقابت سالم» تمایز گذاشته می‌شود. رقابت سالم به شرایطی اشاره دارد که در آن رقابت از مسیر نوآوری، بهبود کیفیت و افزایش بهره‌وری صورت می‌گیرد، در حالی که رقابت مخرب از مسیر کاهش هزینه‌های اجتماعی و تحمیل اثرات منفی به دیگران عمل می‌کند.

منابع

این تعریف از کتاب واژه‌نامه خط‌مشی‌گذاری عمومی نوشته هاولت، رامش و پرل استخراج شده است. برای مطالعه بیشتر، می‌توانید به این منبع رجوع کنید. جهت ارجاع‌دهی می‌توانید به صورت زیر عمل کنید:

ارجاع

Howlett, M., Ramesh, M., Perl, A., & Ferreira, E. H. X. (2022). Dictionary of public policy. Edward Elgar Publishing.

مقالات مهم بین‌المللی

Destructive Competition: Factionalism and Rent-Seeking in Iran

Bjorvatn, K., & Selvik, K. (2008). Destructive Competition: Factionalism and Rent-Seeking in Iran. World Development, 36(11), 2314–2324. https://doi.org/10.1016/j.worlddev.2007.11.002

The curse of natural resources

Sachs, J. D., & Warner, A. M. (2001). The curse of natural resources. European Economic Review, 45(4–6), 827–838. https://doi.org/10.1016/S0014-2921(01)00125-8