باهمستان گفتمانی (Discourse Community)
باهمستان گفتمانی (Discourse Community)
باهمستان گفتمانی (Discourse Community) یا باهمستانهای خطمشی از منظر گفتمان، به اجتماعاتی از بازیگران عرصه سیاست اشاره دارد که بر اساس میزان اشتراک در پایگاه دانش و میزان اجماع بر سر ایدهها قابل دستهبندی هستند. این مفهوم، تمایزی تحلیلی میان باهمستانهای سیاستی ارائه میدهد که در آن، وجود یا نبودِ یک پایگاه دانش غالبِ مورد توافق و نیز تعداد مجموعههای ایده نسبتاً متمایز، معیار اصلی طبقهبندی به شمار میرود.
مفهوم باهمستان گفتمانی
در ادبیات خطمشیگذاری، باهمستانهای خطمشی معمولاً به شبکههایی از بازیگران دولتی و غیردولتی اطلاق میشوند که در یک حوزه سیاستی خاص فعالیت میکنند. مفهوم باهمستان گفتمانی با تأکید بر بعد شناختی و گفتمانی این اجتماعات، آنها را نه صرفاً بر اساس منافع یا جایگاه نهادی، بلکه بر مبنای ساختار دانش و ایدهها تحلیل میکند. به بیان دقیقتر، این مفهوم توضیح میدهد که درون هر باهمستان سیاستی، چه میزان همگرایی یا واگرایی شناختی درباره مسائل، راهحلها و چارچوبهای سیاستی وجود دارد.
برای تمایزگذاری میان انواع باهمستانهای گفتمانی، دو بُعد ساختاری در نظر گرفته میشود. نخستین بُعد، وجود یا نبودِ یک «پایگاه دانش غالب» است که مورد توافق اعضای باهمستان باشد. دومین بُعد، تعداد «مجموعههای ایده» نسبتاً متمایز در درون باهمستان و میزان اجماع بر روی هر یک از آنهاست. از ترکیب این دو بُعد، ماتریسی از انواع باهمستان گفتمانی شکل میگیرد که امکان مقایسه نظاممند اجتماعات سیاستی را فراهم میکند.
اهمیت باهمستان گفتمانی در خطمشیگذاری
تحلیل باهمستانهای خطمشی از منظر گفتمان، برای درک چگونگی شکلگیری اجماع، تداوم یا تغییر رویکردهای سیاستی اهمیت دارد. وقتی یک باهمستان از پایگاه دانش مشترکی برخوردار است، گفتوگو و تصمیمگیری در آن معمولاً بر مبنای مفروضات نسبتاً پایداری صورت میگیرد. در مقابل، وقتی چنین پایگاه مشترکی وجود ندارد یا ایدههای متمایز متعددی در رقابتاند، فرایند خطمشیگذاری با ابهام، مناقشه و دشواری بیشتری در رسیدن به توافق مواجه میشود. بنابراین، این مفهوم به پژوهشگران و تحلیلگران کمک میکند تا پویاییهای شناختی و گفتمانی را در مراحل مختلف تدوین و اجرای خطمشی شناسایی کنند.
باهمستان گفتمانی در عمل
در عمل، باهمستانهای گفتمانی را میتوان در حوزههایی مانند سیاست محیط زیست، سلامت یا آموزش مشاهده کرد. برای نمونه، در یک حوزه سیاستی ممکن است بخش عمدهای از بازیگران بر سر یک چارچوب علمی مشخص برای تعریف مسئله توافق داشته باشند؛ در این حالت، باهمستان دارای پایگاه دانش غالبی است. در حوزهای دیگر، ممکن است چندین مجموعه ایده متمایز وجود داشته باشد که هر یک طرفداران خاص خود را دارند و اجماع در سطح کل باهمستان محدود است. این تمایز، پیامدهای مستقیمی برای امکان تدوین خطمشیهای منسجم یا نیاز به سازوکارهای میانجیگری و مذاکره دارد.
مفاهیم مرتبط
باهمستان خطمشی (Policy Community): شبکهای از بازیگران متخصص در یک حوزه سیاستی که تعاملات نسبتاً پایداری با یکدیگر دارند و باهمستان گفتمانی یکی از شیوههای تحلیل ساختار شناختی آن است.
شبکه خطمشی (Policy Network): مفهوم عامتری که روابط میان بازیگران دولتی و غیردولتی را در فرایند خطمشیگذاری توصیف میکند.
ائتلاف مدافع (Advocacy Coalition): گروهی از بازیگران که بر سر مجموعهای از باورهای سیاستی مشترک همسو شدهاند و از این جهت با تحلیل گفتمانی باهمستانها مرتبط است.
چارچوب شناختی (Cognitive Frame): ساختارهایی از معنا و تفسیر که نحوه فهم مسائل سیاستی را جهتدهی میکنند و در تحلیل باهمستانهای گفتمانی نقش محوری دارند.
منابع
این تعریف از کتاب واژهنامه خطمشیگذاری عمومی نوشته هاولت، رامش و پرل استخراج شده است. برای مطالعه بیشتر، میتوانید به این منبع رجوع کنید.
ارجاع
Howlett, M., Ramesh, M., Perl, A., & Ferreira, E. H. X. (2022). Dictionary of public policy. Edward Elgar Publishing.
مقالات مهم بینالمللی
Planning through debate: the communicative turn in planning theory
Healey, P. (1992). Planning through debate: the communicative turn in planning theory. Town Planning Review, 63(2), 143–162. https://doi.org/10.3828/tpr.63.2.422x602303814821