باهمستان آشفته (پر هرج و مرج) خط مشی
باهمستان آشفته (پر هرج و مرج) خط مشی (Chaotic Policy Community)
باهمستان آشفته یا پر هرج و مرج خط مشی به وضعیتی در زیرسیستم خط مشی گذاری اشاره دارد که در آن مجموعه های متعددی از ایده ها درباره گزینه های خط مشی، بدون آنکه هیچ ایده واحد برتری وجود داشته باشد، در گردش است. در چنین وضعیتی، بازیگران درگیر در بحث های خط مشی — از جمله نهادهای دولتی، گروه های ذی نفع، متخصصان و کنشگران اجتماعی — با دیدگاه های متعارض و بعضاً ناسازگار با یکدیگر مواجه اند و هیچ پارادایم یا چارچوب مسلطی قادر به سازماندهی منسجم بحث ها نیست.
این اصطلاح در ادبیات خط مشی گذاری عمومی، به ویژه در تحلیل زیرسیستم ها و باهمستان های سیاستی، برای توصیف شرایطی به کار می رود که در آن تعدد رقابت کنندگان ایده ها به حدی است که انسجام شناختی و توافق رویکردی در آن حوزه به طور محسوسی کاهش می یابد.
مفهوم باهمستان آشفته در خط مشی گذاری
باهمستان خط مشی به مجموعه ای از بازیگران اطلاق می شود که به دلیل تخصص، منافع یا مسئولیت نهادی، در یک حوزه سیاستی مشخص فعال هستند و به طور مستمر با یکدیگر تعامل دارند. در بسیاری از باهمستان ها، یک چارچوب فکری یا «پارادایم خط مشی» کمابیش مسلط وجود دارد که بحث ها را هدایت می کند و دامنه گزینه های معتبر را محدود می سازد. اما در باهمستان آشفته، چنین چارچوب مسلطی غایب است؛ به جای آن، ایده های گوناگون از منابع فکری متفاوت — علمی، اخلاقی، ایدئولوژیک، مذهبی و حتی غیرعلمی — همزمان در حال رقابت اند و هیچ یک بر دیگری تفوق قطعی ندارد.
این وضعیت معمولاً در حوزه های خط مشی نوظهور، فناورانه یا اخلاقاً مناقشه برانگیز بروز می کند؛ حوزه هایی که هنوز تعریف مسئله در آن ها تثبیت نشده، شواهد علمی ناقص یا متعارض است، و ارزش های اجتماعی درباره آن ها عمیقاً تقسیم شده اند. باهمستان آشفته را می توان در تقابل با باهمستان های منسجم و نسبتاً همگن قرار داد که در آن ها اجماع نسبی بر سر ماهیت مسئله و ابزارهای مناسب مداخله وجود دارد.
در ادبیات تحلیل خط مشی، این مفهوم به نوعی بر جنبه شناختی و ایده ای باهمستان های سیاستی تأکید می کند: ساختار نهادی ممکن است پایدار باشد، اما محتوای ایده ها و چشم اندازهای رقیب در آن به شدت پراکنده است. این پراکندگی شناختی، فرایند تعیین دستور کار، صورت بندی مسئله و انتخاب گزینه های خط مشی را با دشواری های جدی مواجه می کند.
اهمیت باهمستان آشفته در خط مشی گذاری عمومی
مفهوم باهمستان آشفته از این جهت برای تحلیل خط مشی گذاری اهمیت دارد که توجه را به شرایط شناختی و گفتمانی فرایند تصمیم گیری جلب می کند. در بسیاری از تحلیل های نهادی، فرض ضمنی بر این است که بازیگران در چارچوب قواعد و رویه های مشترک عمل می کنند و اختلافات آن ها عمدتاً بر سر توزیع منابع و منافع است. اما باهمستان آشفته نشان می دهد که در برخی حوزه ها، بنیادی ترین اختلافات بر سر خودِ «تعریف مسئله»، «اعتبار شواهد» و «مبانی ارزشی انتخاب گزینه ها» است.
این وضعیت پیامدهای مستقیمی برای طراحی، اجرا و ارزیابی خط مشی ها دارد: وقتی هیچ ایده واحدی بر زیرسیستم مسلط نیست، امکان ایجاد ائتلاف های پایدار حامی یک راه حل خاص کاهش می یابد، فرایند تصمیم گیری طولانی تر و نامطمئن تر می شود، و احتمال بروز چرخه های مکرر اصلاح و بازنگری در خط مشی افزایش می یابد. از سوی دیگر، در چنین شرایطی ممکن است پنجره های فرصت برای ورود ایده های بدیع و گزینه های غیرمتعارف بازتر باشد؛ زیرا ساختار شناختی انعطاف پذیرتر از باهمستان های منسجم است.
تحلیل باهمستان های آشفته همچنین به محققان و مدیران عمومی کمک می کند تا دشواری های ارتباطی میان متخصصان حوزه های مختلف و نیز میان نخبگان سیاستی و عموم مردم را بهتر درک کنند؛ به ویژه در شرایطی که زبان ها، معیارهای اعتبار و نظام های ارزشی متفاوتی در یک زیرسیستم همزمان فعال اند.
باهمستان آشفته در عمل
نمونه بارز باهمستان آشفته در توسعه خط مشی های مربوط به بیوژنتیک قابل مشاهده است؛ حوزه ای که از یک سو با «علم ناب» تحقیقات ژنوم و پیشرفت های فنی سریع گره خورده است و از سوی دیگر، پرسش های عمیق اخلاقی درباره دستکاری ژنتیکی، حریم خصوصی ژنتیکی، عدالت در دسترسی به فناوری های نوین و مرزهای مداخله در طبیعت انسان را برانگیخته است. در این زیرسیستم، ایده های برآمده از علوم زیستی، نظریه های اخلاقی فلسفی، آموزه های مذهبی، ملاحظات اقتصادی و حتی روایت های شبه علمی یا توطئه آمیز همگی به طور همزمان حضور دارند و هیچ چارچوب واحدی قادر به هضم و سازماندهی همه آن ها نیست.
به عنوان یک مثال فرضی، می توان حوزه سیاست گذاری درباره «ویرایش ژن انسانی» را در نظر گرفت: در حالی که برخی متخصصان آن را ابزاری برای پیشگیری از بیماری های ارثی می دانند، گروهی دیگر به پیامدهای ناشناخته اکولوژیک و تکاملی آن اشاره می کنند، و برخی کنشگران اجتماعی نیز آن را در چارچوب نگرانی های عدالت توزیعی و شکاف میان کشورهای برخوردار و نابرخوردار تفسیر می کنند. در چنین شرایطی، باهمستان مربوطه فاقد یک ایده غالب است و بحث ها میان چارچوب های فکری ناهمگون در نوسان است.
مفاهیم مرتبط
باهمستان آشفته با چند مفهوم کلیدی در تحلیل خط مشی گذاری ارتباط نزدیک دارد. نخست، مفهوم باهمستان خط مشی (Policy Community) که بستر عام تری است و باهمستان آشفته را می توان یکی از صورت های خاص آن دانست؛ در حالی که باهمستان خط مشی ممکن است منسجم یا پراکنده باشد، باهمستان آشفته بر وضعیت پراکندگی شناختی تأکید می کند. دوم، مفهوم زیرسیستم خط مشی (Policy Subsystem) که به عرصه تعامل بازیگران یک حوزه سیاستی اشاره دارد و باهمستان آشفته درون چنین زیرسیستمی شکل می گیرد. سوم، مفهوم ائتلاف های حامی (Advocacy Coalitions) در چارچوب ائتلاف های حامی ساباتیه و جنکینز-اسمیت؛ در باهمستان های آشفته، ائتلاف ها به دلیل نبودِ هرگونه نظام باور مسلط، متکثرتر و ناپایدارترند. چهارم، مفهوم مسئله شرور (Wicked Problem) که به مسائلی با تعریف مبهم، ذی نفعان متعارض و راه حل های غیرقطعی اشاره دارد و اغلب با باهمستان های آشفته هم نشینی دارد. همچنین می توان به پارادایم خط مشی (Policy Paradigm) اشاره کرد که در باهمستان آشفته، غیاب آن ویژگی تعیین کننده است.
منابع
این تعریف از کتاب واژه نامه خط مشی گذاری عمومی نوشته هاولت، رامش و پرل استخراج شده است. برای مطالعه بیشتر، می توان به این منبع رجوع کرد. جهت ارجاع دهی می توان به صورت زیر عمل کرد:
ارجاع
Howlett, M., Ramesh, M., Perl, A., & Ferreira, E. H. X. (2022). Dictionary of public policy. Edward Elgar Publishing.
مقالات مهم بین المللی
Competitive chaos
Deneckere, R., & Pelikan, S. (1986). Competitive chaos. Journal of Economic Theory, 40(1), 13–25. https://doi.org/10.1016/0022-0531(86)90004-9