ائتلاف مدافع
ائتلاف مدافع (Advocacy Coalition)
ائتلاف مدافع نظریهای است که به یک زیرمجموعه منسجم از بازیگران خطمشی در یک زیرسیستم خطمشی اشاره دارد. بر اساس این نظریه، ائتلاف مدافع مجموعهای از بازیگران است که باورهای پایهای مشترک — شامل اهداف مشترک در خطمشی، ادراکات علّی مشابه و تصور از چگونگی کارکرد جهان یا چگونگی مطلوب کارکرد آن — دارند و به دنبال تأثیرگذاری بر قوانین، منابع و کارکنان سازمانهای دولتی هستند تا در طول زمان به اهداف خود دست یابند. این مفهوم در ادبیات خطمشیگذاری عمومی، بهویژه در چارچوب ائتلاف مدافع (Advocacy Coalition Framework) که توسط پل ساباتیر و همکارانش توسعه یافته، جایگاه محوری دارد. اصطلاح «ائتلاف مدافع» و «چارچوب ائتلاف مدافع» در بسیاری از متون بهصورت مترادف به کار میروند؛ اما در معنای دقیق، «چارچوب ائتلاف مدافع» ساختار نظری گستردهتری است که ائتلاف مدافع یکی از اجزای اصلی آن به شمار میآید.
مفهوم ائتلاف مدافع
ائتلاف مدافع در ادبیات خطمشیگذاری به مجموعهای از بازیگران گفته میشود که در یک زیرسیستم خطمشی مشخص فعالیت میکنند و دارای نظام باورهای نسبتاً منسجمی هستند. این بازیگران ممکن است از نهادهای گوناگونی مانند سازمانهای دولتی، نهادهای قانونگذاری، گروههای ذینفع، پژوهشگران، رسانهها و دیگر کنشگران اجتماعی تشکیل شده باشند. آنچه این کنشگران را در قالب یک ائتلاف گرد هم میآورد، نه صرفاً منافع مادی کوتاهمدت، بلکه باورهای پایهای و ارزشهای بنیادین مشترک درباره یک حوزه خطمشی است.
باورهای پایهای در این تعریف به دو عنصر اصلی اشاره دارد: نخست، اهداف مشترک در خطمشی که اعضای ائتلاف در پی تحقق آنها هستند؛ و دوم، ادراکات علّی مشابه درباره اینکه جهان چگونه کار میکند یا چگونه باید کار کند. این ادراکات علّی، نوعی «منطق درونی» برای ائتلاف فراهم میآورد و موجب میشود اعضای آن، پدیدهها و مسائل خطمشی را به شیوهای نسبتاً یکسان تفسیر کنند. بنابراین، ائتلاف مدافع مفهومی است که همزمان ابعاد شناختی، هنجاری و راهبردی را در بر میگیرد.
در کنار باورهای پایهای و منافع غیرمادی که انگیزهبخش اعضای ائتلاف با ترجیحات سیاسی مشابه است، ظرفیت آنها برای دستیابی به خروجیهای مطلوب در خطمشی با ویژگیهای مادی نیز شکل میگیرد. این ویژگیهای مادی شامل منابع مالی، سطح تخصص و دانش فنی، میزان حمایت حامیان و اختیارات قانونی است. به بیان دیگر، شکلگیری و تداوم یک ائتلاف مدافع تنها به اشتراک باورها وابسته نیست، بلکه به توانمندیهای عملی و منابعی نیز بستگی دارد که ائتلاف برای تأثیرگذاری بر فرایند خطمشی در اختیار دارد.
عوامل بیرونی و خارج از کنترل ائتلاف نیز بر ظرفیت آن برای دستیابی به اهداف تأثیرگذارند. از جمله این عوامل میتوان به ماهیت مسئله خطمشی، منابع طبیعی، ارزشها و هنجارهای فرهنگی و اصول قانون اساسی اشاره کرد. این عوامل، انجام برخی اهداف را نسبت به اهداف دیگر آسانتر یا دشوارتر میسازند. برخی از این عوامل بیرونی در دورههای زمانی طولانی نسبتاً پایدارند؛ برخی دیگر، مانند نوسانات افکار عمومی، اختلالات فناورانه، تأثیرات تورم یا بیکاری و جایگزینی یک حزب سیاسی در دولت با حزبی دیگر، در معرض عدماطمینان بیشتری قرار دارند.
اهمیت ائتلاف مدافع در خطمشیگذاری
مفهوم ائتلاف مدافع برای تحلیل فرایند خطمشیگذاری از اهمیت ویژهای برخوردار است، زیرا تبیینی از چگونگی شکلگیری و تداوم الگوهای تصمیمگیری در حوزههای تخصصی خطمشی ارائه میدهد. در رویکردهای سنتی، خطمشیگذاری اغلب بهعنوان فرایندی خطی و مرحلهای تصور میشد که در آن تصمیمگیرندگان با دسترسی به اطلاعات کافی اقدام به انتخاب عقلانی میکردند. اما در چارچوب ائتلاف مدافع، خطمشیگذاری بهعنوان فرایندی پیچیده و چندبازیگری درک میشود که در آن گروههای دارای باورهای رقیب برای تأثیرگذاری بر جهتگیریهای خطمشی با یکدیگر رقابت میکنند.
اهمیت تحلیلی این مفهوم از آنجا ناشی میشود که توجه پژوهشگران را به نقش باورها، ارزشها و یادگیری در فرایند خطمشی جلب میکند. ائتلافهای مدافع، برخلاف بازیگران منفرد، قادرند در بلندمدت به شکلگیری و تغییر خطمشیها جهت دهند؛ زیرا اعضای آنها منابع، دانش و نفوذ خود را با یکدیگر همافزا میکنند. از این رو، مطالعه ائتلافهای مدافع به پژوهشگران امکان میدهد تا پایداری و تغییر خطمشیها را در بازههای زمانی طولانیتر بررسی کنند و نقش یادگیری خطمشیمحور را در تغییر باورها و راهبردهای ائتلافها تحلیل نمایند.
این مفهوم همچنین برای درک پویایی زیرسیستمهای خطمشی سودمند است. در هر زیرسیستم خطمشی، معمولاً چند ائتلاف رقیب وجود دارد که هر یک در پی آن است که تفسیر خود از مسئله و راهحلهای مطلوب را به خطمشی رسمی تبدیل کند. رقابت میان این ائتلافها، همراه با رویدادهای بیرونی و فرایندهای یادگیری، شکلگیری و تغییر خطمشیها را توضیح میدهد.
ائتلاف مدافع در عمل
در عمل، ائتلافهای مدافع در زیرسیستمهای گوناگون خطمشی، از حوزههای محیط زیست و انرژی گرفته تا بهداشت و آموزش، قابل مشاهدهاند. برای نمونه، در حوزه خطمشی انرژی، ممکن است یک ائتلاف مدافع با باور به ضرورت گذار سریع به منابع تجدیدپذیر تشکیل شود و ائتلاف رقیب، با باور به اهمیت تداوم استفاده از سوختهای فسیلی در کوتاهمدت، به فعالیت بپردازد. اعضای هر ائتلاف، شامل مقامات دولتی، نمایندگان مجلس، کارشناسان، سازمانهای مردمنهاد و بنگاههای اقتصادی، با بهرهگیری از منابع مالی، تخصص فنی و حمایت سیاسی خود در پی تأثیرگذاری بر قوانین و مقرراتاند.
بهعنوان یک مثال فرضی، در یک زیرسیستم خطمشی مرتبط با مدیریت منابع آب، ائتلافی متشکل از پژوهشگران دانشگاهی، سازمانهای حامی محیط زیست و برخی مقامات محلی ممکن است حول باور به «مدیریت یکپارچه و مشارکتی منابع آب» شکل بگیرد. در مقابل، ائتلاف دیگری متشکل از بهرهبرداران صنعتی، برخی نهادهای دولتی و کارشناسان اقتصادی ممکن است با باور به «اولویت بهرهوری اقتصادی در تخصیص آب» فعالیت کند. هر دو ائتلاف در تلاشاند تا تفسیر خود از مسئله کمبود آب و راهحلهای مطلوب را در دستور کار خطمشی قرار دهند. نتیجه این رقابت در طول زمان، همراه با عوامل بیرونی مانند دورههای خشکسالی یا تغییرات بودجهای، به تغییر یا تداوم خطمشیهای موجود میانجامد.
آنچه در عمل اهمیت دارد، این است که ائتلافهای مدافع لزوماً نهادهای رسمی نیستند؛ آنها شبکههای غیررسمی و نسبتاً باثباتی از کنشگراناند که هماهنگی خود را از طریق اشتراک باورها و تعاملات مستمر حفظ میکنند. این هماهنگی ممکن است در قالب جلسات منظم، انتشار گزارشهای مشترک، مذاکرات غیررسمی و حمایت متقابل در فرایندهای تصمیمگیری بروز یابد.
مفاهیم مرتبط
مفهوم ائتلاف مدافع با چند مفهوم کلیدی در ادبیات خطمشیگذاری عمومی ارتباط نزدیک دارد. «زیرسیستم خطمشی» یکی از این مفاهیم است؛ زیرا ائتلافهای مدافع در درون زیرسیستمهای خطمشی شکل میگیرند و فعالیت میکنند. «شبکههای خطمشی» نیز مفهومی مرتبط است که به مجموعه روابط میان بازیگران دولتی و غیردولتی در یک حوزه خطمشی اشاره دارد؛ با این تفاوت که در مفهوم ائتلاف مدافع، تأکید بیشتری بر اشتراک باورها و نظام ارزشی اعضا وجود دارد.
مفهوم «یادگیری خطمشیمحور» نیز از مفاهیم نزدیک به ائتلاف مدافع است. در چارچوب ائتلاف مدافع، یادگیری خطمشیمحور به فرایندی اشاره دارد که طی آن اعضای ائتلاف در مواجهه با اطلاعات جدید، باورهای ثانویه خود را تعدیل میکنند؛ در حالی که باورهای پایهای آنها معمولاً در برابر تغییر مقاومت میکند. «نظام باورهای خطمشی» نیز مفهومی مکمل است که ساختار باورهای اعضای ائتلاف را در سطوح مختلف — از باورهای بنیادین تا باورهای ابزاری — توصیف میکند.
از سوی دیگر، مفهوم «ذینفعان خطمشی» نیز با ائتلاف مدافع ارتباط دارد؛ هرچند گستردهتر و عامتر از آن است. ذینفعان ممکن است منافع مشترک داشته باشند اما لزوماً باورهای پایهای و ادراکات علّی مشابهی نداشته باشند. «الگوی سطل زباله» نیز از جمله مفاهیمی است که در برخی مباحث با نظریههای شبکهای و ائتلافی مقایسه میشود؛ اما ارتباط مفهومی آن با ائتلاف مدافع غیرمستقیم است و بیشتر به شرایط تصمیمگیری در شرایط ابهام اشاره دارد.
منابع
این تعریف از کتاب واژهنامه خطمشی عمومی نوشته هاولت، رامش و پرل استخراج شده است. برای مطالعه بیشتر، میتوانید به این منبع رجوع کنید. جهت ارجاعدهی میتوانید به صورت زیر عمل کنید:
ارجاع
Howlett, M., Ramesh, M., Perl, A., & Ferreira, E. H. X. (2022). Dictionary of public policy. Edward Elgar Publishing.
مقالات مهم بینالمللی در ارتباط با ائتلاف مدافع
An advocacy coalition framework of policy change and the role of policy-oriented learning therein
Sabatier, P. A. (1988). An advocacy coalition framework of policy change and the role of policy-oriented learning therein. Policy Sciences, 21(2–3), 129–168. https://doi.org/10.1007/BF00136406
Themes and variations: Taking stock of the advocacy coalition framework
Weible, C. M., Sabatier, P. A., & McQueen, K. (2009). Themes and variations: Taking stock of the advocacy coalition framework. Policy Studies Journal, 37(1), 121–140. https://doi.org/10.1111/j.1541-0072.2008.00299.x